چرا فلسفه در زندگی؟

نشان داده است. این بنیان چیزی است که بواسطه آن موجودات فینفسه همان هستند که در نحوه صیرورت و زوال و دوام وجود خویش هستند، همان اموری که به اعتبار آن اشیاء میتوانند مورد شناسایی و دسترسی قرار بگیرند و بر روی آنها کار شود. اگر رفتار انسان تنها دست شهوت بدون کنترل عقل بیافتد، فرد به افراط و یا تفریط دچار شده است. یک دلیل که در دفاع از این ادعای خود بیان میکند این واقعیت است که انسانها میخواهند کسی که با آنها چونان سرچشمهٔ مطلق معناداری و اهمیت رفتار میکند عاشقشان باشد.

وقتی خاک تبدیل به گیاه می شود ، مرگ او رخ می دهد ولی مرگ مطلق نیست ، خاک ، شکل سابق و خواص پیشین خود را از دست داده و دیگر آن تجلی و ظهوری را که در صورت جمادی داشت ندارد ، ولی اگر از یک حالت و وضع مرده است ، در وضع و حالت دیگری زندگی یافته است . اینچنین ، نظام حیات قبل از تولد با نظام حیات بعد از تولد تغییر می کند ، کودک قبل از تولد در یک نظام حیاتی ، و بعد از تولد در نظام حیاتی دیگر زیست می نماید .

او تحت تاثیر شوپنهاور، هدف از عشق را استمرار نوع انسان می داند و تولد ابرمرد برای ایجاد اخلاق با یک ارزش گذاری جدید. انتقال از این جهان به جهان دیگر ، به تولد طفل از رحم مادر بی شباهت نیست . دو تمرین برای تمرکز وجود دارد؛ اول اینکه فرد از عدد 100 به صورت معکوس تا عدد یک شمارش کند و تمرین دیگر تمرکز این است که فرد در ذهن یک شیء را تصور و به آن نگاه کند.

به نظر میرسد فلسفة اخلاق، عنوان دیگری برای «فرااخلاق» است و شامل مباحث اخلاق توصیفی و هنجاری نمیشود؛ زیرا فلسفة اخلاق درواقع به بحث و بررسی درباره مبادی تصوری و تصدیقی علم اخلاق و گزارههای اخلاقی میپردازد؛ یعنی هم به تعریف و تبیین تصورات و مفاهیم و گزارههای اخلاقی میپردازد و هم مسائلی را مورد توجه قرار میدهد كه پرداختن به تصدیقات و احكام اخلاقی متوقف بر آنهاست. آرزو و نگرانی درباره خلود و جاودانگی که همواره انسان را به خود مشغول می دارد ، تجلیات و تظاهرات نهاد و واقعیت نیستی ناپذیر انسان است . فلسفهورزی و اندیشیدن، دستیابی به یک حکمت و معرفت نهایی نیست، بلکه حرکت به سوی آنهاست، یا پیش و پس رفتن میان معرفت و فقدان آن.

را در ذهن با هم ترکیب کرده و یک تصویر جدید برای خود ترسیم میکند. در بحث از فاعلیت حق تعالی و کیفیت افعال وی معتزله معتقدند که صدور فعل از خدا برای رسیدن به اغراض و غایاتی زاید بر ذات است یعنی غرض از فعل حق تعالی رساندن خیر و منفعت به بندگان است نه به ذات خود تا اشکال استکمال نفس ذات پیش آید. طبیعت گرایان معتقدند که امور اخلاقی به صورت بنیادین در طبیعت هست. نظریه متکلمان:متکلمان معتزلی معتقدند که خلق موجودات بر خداوند واجب است؛ یعنی آفرینش موجودات از سوی حق تعالی براساس ضرورت انجام گرفته است.

توضیح آن که: اگر غرض زاید بر ذات، به خود خداوند بازگشت کند لازمه آن این است که خداوند بعد از رسیدن به هدف خود استکمالی در ذاتش ایجاد شود و این هم با کمال ذاتی حق تعالی منافات دارد چرا که باید قبلا در ذات خداوند نقص فرض شود تا پس از صدور فعل و رسیدن به غایت آن، آن نقص برطرف شود در حالی که می دانیم وجود خداوند سراسر خیر است و کمال و تصور نقص نیز در ذات وی با توحید منافات دارد. آیه مزبور هم مبدأ انسان را خدا می داند و هم مقصد وی را، چه آن که آغازش از خداست و پایان و سرانجامش نیز به سوی اوست بر طبق این آیه، هدف انسان سیر به سوی خداست.

وی در پاسخ به این سؤال مبنی بر اینکه « عقل در انسان چه نقشی دارد؟ اساسا جهاز تنفس با اینکه در مدت توقف در رحم ساخته می شود ، برای آن زندگی یعنی برای مدت توقف در رحم نیست ، یک پیش بینی و آمادگی قبلی است برای دوره بعد از رحم . و ابن سینا نیز میگوید: ” فلسفه،آگاهی بر حقایق تمام اشیا به قدری که برای انسان ممکن است میباشد” به نظر من میاید که با این دو تعریف میتوان به تعریف دقیقی از برای فلسفه رسید. انگيزهي حقيقي گرايش زن به حجاب، احساس فطري يا غريزي شرم و حياست.

پوشیدن لباسى که معرّف شخصیّت زن براى تأمین عفّت و آبرو باشد، لازم است. نگرانی از مرگ زاییده میل به خلود است ، و از آنجا که در نظامات طبیعت هیچ میلی گزاف و بیهوده نیست ، می توان این میل را دلیلی بر بقاء بشر پس از مرگ دانست . آنچه در عالم رؤیا ظهور می کند تجلی حالتی است که قبلا در عالم بیداری در روح ما وارد شده و احیانا رسوخ کرده است ، و آنچه در عالم بیداری به صورت آرزوی خلود و جاودانگی در روح ما تجلی می کند که به هیچ وجه با زندگی موقت این جهان متجانس نیست ، تجلی و تظاهر واقعیت جاودانی ماست که خواه ناخواه از وحشت زندان سکندر رهایی خواهد یافت و رخت بر خواهد بست و تا ملک سلیمان خواهد رفت .

البته ممکن است در این عقل فلسفی حس و تجربه به او کمک کند و اشکال هم ندارد اما دلیل، حسی و تجربی نیست. در فلسفهی زبان و ذهن نیز تحولات بسیاری رخ داده است که فیلسوفان قاره ای عنایت چندانی به آن ندارند. کمکم، این مسأله، از دودمان اموی به دیگران نیز سرایت کرد و افراد گنهکار، وجدان خود را از این طریق راضی میساختند؛ برای مثال، آنگاه که عبیدالله ابن مطیع عدوی، به فرزند سعد وقاص اعتراض کرد که چرا حکومت همدان و ری را بر قتل حسین ترجیح دادی، در پاسخ گفت: اینها کارهایی است که در علم الاهی مقدر بود و من نیز پسر عموی خود را متوجه این مسأله ساختم؛ ولی او جز کشته شدن چیزی را بر نگزید (محمد بن سعد، 1380ق: ج5، ص148).

را با استفاده از دستورات همین خدا و با در نظر داشتن همان هدف و برای هدف انجام دهد، تمام اینها میشود عبادت. بنابراین طبق این آیه، هدف از خلقت، «انسان کامل» است. از میان این شش قسم دلالت، آن قسمی که در فلسفه و منطق مهم است، دلالت از نوع پنجم، یعنی دلالت وضعی لفظی، است. «همه کس در جستجوی چرایی زندگی است، نه آن کس که جوان است باید در مطالعه فلسفه -تاخیر کند و نه آن کس که پیر شده است باید از مطالعه خویش خسته و بیزار شود، زیرا تامین سلامت نفس هرگز برای هیچکس نه دیر است و نه زود».

رفتار قرآن هم به ما این را نشان میدهد که برای اصلاح جامعه نباید به سراغ زور و اجبار دولتها رفت بلکه باید آحاد جامعه خودشان ساخته شوند و ایمانشان تقویت شود و سپس جامعه ساخته خواهد شد. خواندن فلسفه با ظن بلکه با خوف انجرار به ضلالت جایز نیست تعلیم و تعلم آن، بلکه هر چه از قبیل این باشد چنین است مثل مسافرت به بلاد کفر و معاشرت با کفار با فرض خوف مذکور. از دیدگاه عرفان اسلامی انسان مظهر جامع خداوند است و هدف زندگی نیز چیزی جز تحقق همین مظهریت در خود نیست. دیدگاه عرفان اسلامی به همان دیدگاه قرآن کریم که انسان را خلیفه خدا معرفی می کند، انی جاعل فی الارض خلیفه، باز می گرد.

به یکدیگر متصل هستند. شخصيت، مجموعه افكار، عواطف، عادتها و اخلاقيات يك انسان است كه به تمايز وي از ديگران ميانجامد(2) . روزه یکی از عبادت های مهم و از ارکان دین اسلام است، هم در آیات قرآن و هم در احادیث مأثور و روایات ائمه در کنار نماز و دیگر عبادات توجه بسیاری به آن شده است تا جایی که قضای آن را باید به جا آورد و هیچ کوتاهی در این مورد از کسی پذیرفته نیست. از آنجا که همه موجودات از ذات احدیت کسب فیض می کنند، هیچ یک از آنها به هیچ وجهی از وجوه، نه سبب وجود اوست و نه غایت وجود او و نه موجب کمالی برای اوست.

از سوى دیگر، چون حس لامسه دامنه و برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیک است و هورمون هاى جنسى زن به صورتى دوره اى ترشح مى شوند و به طور متناوب عمل مى کند، تأثیر محرک هاى شهوانى بر زن، صورتى بسیار محدود دارد و از این نظر فعالیت زنان بسیار کم است؛ به خلاف مردان که ترشح اندروژن ها در آن ها صورتى یکنواخت دارد و هیچ عامل طبیعى آن را قطع نمى کند. به الفاظی میگویند که هر کدام دارای معنی متفاوت و جداگانهای هستد و هیچگونه اشتراکی میان آنها وجود ندارد.

به هر مقدار که از صفات و کمالات الهی بهره مند می شود، به کمال می رسد و از زندگی خود لذت می برد و به خداوند نزدیک می گردد. اندیشه او را به خود مشغول می دارد چیزی جدا از غریزه فرار از خطر است که عکس العملی است آنی و مبهم در هر حیوانی در مقابل خطرها . آنچه در حیوانات وجود دارد غریزه فرار از خطر و میل به حفظ حیات حاضر است . قوه وهم مبانی جزئی را درک میکند؛ به عنوان مثال ترسی که به مورد خاصی تعلق بگیرد؛ مثلا فردی که از فلان قبرستان خاص و یا از فلان خانه تاریک میترسد و این کار واهمه است.

دیدگاهتان را بنویسید