چرا جنگ یمن به امارات کشیده شد و چرا حوثیها به ابوظبی حمله میکنند؟

موفقیت در عملیات نامنظم به نتایج عملیات منظم بستگی داشت و عملیات منظم زمانی شروع شد که توان رزمی یگانهای عملکننده، بهدلیل جنگ فرسایشی چهار ماهه، در جنوب کاهش یافته بود. مهم ترین هدف عراق از بمباران شهرها تضعیف روحیه مردم ایران ، کاهش اراده نیروهای حاضر در جبهه های جنگ ، خنثی نمودن عملیات نظامی ایران و جبران شکست ارتش عراق بود تا ضمن بالابردن هزینه های جنگ ، دولت ایران را به مذاکره و پایان دادن به جنگ وا دارد (جمشیدی ، ص ۵۵ ـ۵۹). در طول هشت سال جنگ، اصطکاک بین نیروها و تداخل سازمانی بارها بر برنامه ریزی ها، تاکتیک ها و هماهنگی های لازم لطمه زد. در کنار شدت جنگ، حضور نیروهای خارجی ایران را قانع می کرد که پایان جنگ نزدیک است. در یادداشت 4 آبان 1359 وزارت امور خارجه ایران، که در پاسخ به یادداشت دولت عراق تنظیم شده، آمده است: «وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به شدت به اقدامهای تجاوزکارانه و غیرانسانی دولت عراق اعتراض کرده، اعلام میدارد که این دولت عراق است که مفاد قرارداد الجزایر و به خصوص پروتکل مربوط به امنیت در مرز را نادیده گرفته است. دولت عراق دلیل اتخاذ این تصمیم را چنین اعلام کرد: نقض مُفاد قرارداد الجزایر از سوی ایران و دخالت مداوم ایران در امور داخلی جمهوری عراق ، پناه دادن به عناصر مخالف عراق از اولین روزهای سرنگونی حکومت پهلوی ، دخالت در امنیت داخلی عراق ، سوءاستفاده از روابط حسن هم جواری ، تعدی به سرزمین عراق و قصور در بازگرداندن سرزمینهایی از عراق که تحت تصرف ایران است .

در نوامبر 1983، عبدالله بشاره، دبیر شورا، اعلام کرد کشورهای شورا می توانند از خود دفاع کنند. تمام شش کشور عضو شورا با مشغله های امنیتی مشابهی روبه رو بودند. تا تابستان 1988، محیط منطقه ای و بین المللی برای توقف خونریزی با شرایط قابل قبول مساعد بود. در این قطعنامه شورای امنیت از شورای «سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری » خواست به این موضوع رسیدگی کند. بین سال های 1984 تا 1987، تهدیدات مکرر ایران و عراق برای بستن تنگه هرمز، تلاش های مربوط به بین المللی کردن جنگ و حملات مستقیم حضور نظامی گسترده غرب را در منطقه موجب شدند. این تصمیم های مهم به نخستین مانور مشترک به نام سپر شبه جزیره در 7 اکتبر 1983 در امارات متحده عربی منجر شد. به دنبال این تجمع نظامی که بر اساس استانداردهای نظامی مدرن در سطح متوسط بود، سپر شبه جزیره 2 در اکتبر 1984 در عربستان سعودی صورت گرفت.

هرچند ایران ثابت کرده بود که مین گذاری در خلیج فارس می تواند مؤثر باشد – چه مین های مدرن یا مین های روسی هشتاد ساله باشند – ولی نمی توانست به کل غرب اعتراض کند. در نشست اکتبر 1982، وزیران دفاع اجازه تأسیس شبکه دفاع هوایی مشترک و صنعت نظامی خلیج فارس را در قالب یک برنامه کلی تقویت نیروی نظامی صادر کردند. این نیروی دریایی امریکا بود که پس از آن که در شرق بحرین، کشتی ساموئل روبرتز امریکا با مین برخورد کرد، در 19 آوریل، در مقابل نیروی دریایی ایران ظاهر شد، دستور انهدام دو سکوی نفتی ایران را صادر کرد و هنگامی که ایران درصدد تلافی برآمد، شش کشتی ایران را منهدم کرد. با سقوط جزایر جنوبی و شمالی ، نیروهای ایران مناطق ابوذاکر و تُرابه را تخلیه کردند. هر چند ایران آتش بس را پذیرفت، اصول انقلابی خود را ترک نکرد، اما در این شرایط، امریکا و عراق به این کشور پیشنهاد مصالحه دادند. «جواد لاریجانی» سیاستمدار و معاون بینالملل و دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه در گفتوگو با ایرنا، درباره هجمه رسانهای اشاره شده علیه دولت در بحران اوکراین یادآور شده است: «برخی در داخل کشور گفته بودند چرا ما از حمله به اوکراین طرفداری کردهایم که این نوع سوال نشان میدهد که آنها موضع جمهوری اسلامی را نفهمیدهاند چرا که ما به هیچ وجه از حمله نظامی طرفداری نکردهایم اما در عین حال چشم خود را هم بر روی فتنه گری هایی که آمریکا و متحدین آنها در منطقه انجام می دهند نبستهایم».

اداره نهم وزارت خارجه همزمان با این مذاکرات بر سر بحرین با سازمان ملل کار میکند و کتابچه و اسناد منتشر میکند که بگوید بحرین متعلق به ماست. در اجلاس سران بحرین نیز، این مسائل مورد بحث قرار گرفت. در مورد جزایر هم سه سال مذاکره انجام میشود. گفته میشود در سیاست و پژوهش دو پا باید روی زمین باشد، روزنامهنگاران میگویند ما مثل بیلیاردباز هستیم؛ باید یک گوشه پایمان روی زمین باشد، باقیش اگر روی هوا بود اشکالی ندارد. حتی توان نظامی آنها برخلاف خریدهای تسلیحات پیشرفته عمده در اواخر دهه 70، هنوز ضعیف بود. یکی از اهدافِ این حملاتِ ایران، نهادهای مالی بودهاند که خاموششدنِ سرورهای آنها میلیونها دلار زیان برجای خواهد گذاشت. از این رو هجوم نظامیان عراق به ایران در 31 شهریور 1359، تعجب هیچ یک از محافل سیاسی مطلع جهان را برنیانگیخت، چرا که از تمامی اقدامات یکساله صدام، بوی جنگ به مشام میرسید. در ۱۳۵۹ ش / ۱۹۸۰ بودجه نظامی این کشور ۶۳% افزایش یافت و پانزده کشور جهان بیش از شش میلیارد دلار تجهیزات در اختیار آن کشور گذاشتند و بدین ترتیب ، عراق در آغاز دهه ۱۳۶۰ ش / ۱۹۸۰ بزرگ ترین قدرت نظامی منطقه شد (یکتا، ص ۶۶ـ ۶۷؛ حسین حسینی ، ص ۳۰ـ۳۱؛ برای آگاهی بیشتر از وضع نظامی عراق در آستانه جنگ رجوع کنید به جمشیدی ، ص ۱۱۸ـ ۱۲۱).

دیدگاهتان را بنویسید