پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت علامه مصباح یزدی

اخلاق در اصطلاح دانشمندان و عالمان اخلاقی، معانی و كاربردهای متفاوتی دارد. معانی دیگری نیز برای اخلاق ذكر شده است كه بسیار نزدیك به همین اصطلاح است. است جملاتی بسیار لطیف که می تواند شاهد گویای اخلاقی بودن برخی از افعال باشد می فرماید: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلی محمَّدٍ و آلِهِ و سَدِّدْنِی لاَنْ اُعارِضَ مَنْ غَشَّنِی بِالنُصْحِ وَ اُجْزِی مَنْ هَجَرَنِی بِالبِرِّ و اُثِیبَ مَنْ حَرَمَنِی بِالبَذْلِ و اُکافِی مَنْ قَطَعَنِی بِالصِّلَةِ».

اجازه دهید در این فصل و فصل بعدی توجه خود را به اندرزهای رواقیان درباره زندگی روزمره و نیز شکلدهی و حفظ روابط با ارزیابی و سنجش زندگی درمییابیم که دیگران منبع برخی از بزرگترین شادمانیها هستند – از جمله عشق و دوستی. در این مقاله موضوع “ تاریخچه و فلسفه ازدواج ” را مورد بررسی قرار خواهیم داد. در قران کریم صراحتا آیه ای قید شده است که در آن به وضوح می توان به آرامش بخش بودن ازدواج پی برد. شاخصه هشتم این است که شما وقتی به جای دیگری سفر میکنید مقام والایی که در جای قبلی بودید به چشم نمیآید، بنابراین عاشق در غریبستان بی ما و بی من است و تمام باد و بروتش میریزد.

این استاد فلسفه تأکید کرد در شاخصه چهارم نیز فرد در غریبستان به همه چیز به چشم زودگذر نگاه میکند و برای چیزی اهتمام ندارد. نت شهر: می گویند همانطور که سبزه ها بلند می شوند و در هم می لولند، همانطور که چلچله ها روی درخت ها می خوانند و چشمه ها می جوشند، آدم ها هم تولدی دوباره می یابند و عاشقی پیشه می کنند. ما مواردی رو داریم که در اون زوجها خواسته های مشابه اما ارزش های مختلفی دارند و همین تفاوت ها منجر به اختلاف و درگیری میشه.

رعایت حجاب باعث کاهش هیجان ها و التهاب جنسی شده و در نتیجه عطش سیری ناپذیر شهوت را کم می کند. شاید خدا فرزندی به او عطا کند که با گفتن لااله الاالله زمین را سنگین سازد.» در حقیقت زوجها از طریق فرزندان خود رشته پیوند میان اعضای یک نسل را به وجود میآورند. نویسنده در این کتاب گفتمان هیچانگار ستیزی را که میکوشد در پیوند با آن به ناامیدی دینی بیندیشد، ادبیات معرفی میکند. و در این مقام است که انسانها با کمی توجه به رشحاتی از مفهوم خدا بودن و بنده پروری پی میبرند. اخلاق در زبان پارسی در مقابل دو اصطلاح Ethics وMorality به کار میرود.به همین جهت این مفهوم هم به معنای هنجارها و ارزش های اخلاقی است، هم به معنای علمی که در مورد این هنجارها سخن میگوید و هم به معنای فلسفهای که علم اخلاق را موضوع پژوهش خود قرار میدهد.

مفهوم حجاب چیست و از نظر قرآن و حدیث، حجاب و پوشش اسلامی دارای چه ابعاد و اقسامی است؟ در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یکی از احکام وجوبی اسلام، این است که زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد. در واقع، اسلام با پیش گرفتن مسیر تعادل نه راه ازدواج صحیح را به روی نیازهای بشر بسته است تا به بیراهه رود و عفت را پایمال سازد و نه با نگاه افراطی به ازدواج، خود ازدواج را وسیلهای برای بی عفتی قانونی دیگران قرارداده است تا در قالب ازدواج به اهداف پلید خود برسند.

مثلا عشق برای لویناس وضعیت آگاهی مداوم و پیوسته از دیگری است، یعنی وضعیتی که در آن حس مسئولیت ما هیچ گاه به خواب نمی رود و همیشه هوشیار است. پس حقیقت هیولی، استعداد و حدوث است؛ پس او را در هر آنی از آنان مفروضه، صورتیست پس از صورت دیگر، و به خاطر تشابه صورتها در جسم بسیط، چنین گمان می رود که یک صورت واحد است که بر حدّ واحدی باقی می ماند؛ ولی چنین نیست بلکه در حقیقت صورتهای پی در پی هستند با صفت اتّصال، نه با فاصله و مجاور هم، که در این صورت ترکیب زمان و مسافت، از چیزهای غیرقابل تقسیم، لازم می آید؛ و در تأیید همین است که به قول خدای تعالی اشاره می کنم که می فرماید« و تری الجبال تحسبها جامده و هی تمرّ مرّ السحاب» (23) ( یعنی تو کوهها را ثابت می بینی در حالی که آنها، همانگونه که ابرها می گذرند، در حرکت هستند) .

در واقع دست آفرینش نوعی کشش درونی میان زن و مرد به ودیعت نهاده تا هر کدام در سنین خاص خواهان یکدیگر شوند و اضطراب و پریشانیشان از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل گردد. در نهایت میتونیم بگیم که فلسفه ازدواج شامل جلب رضایت و حمایت از خانواده از نظر عاطفی، جنسی، روانشناختی و… ستایشی که کریچلی در این کتاب از بکت میکند، بینظیر است و شاید بتوان گفت با این کتاب است که فلسفه دین خود را به بکت ادا میکند و انگار که کریچلی از میان جامعه و طبقه فیلسوفان برگزیده شد تا ستایش آنها از بکت را در دل تاریخ ماندگار کند.

میتوان گفت دوباتن در یک خانواده مرفه و فرهنگی به دنیا میآید. به تعبیر دیگر شما یک بار موضوع را در منطق ارسطوئی تعریف میکنید. مثلاً در اثبات و تعریف موضوع ریاضیات و طبیعیات، ما بعد الطبیعیه از مبادی تصوریه و تصدیقیة علوم به حساب میآمده است. نیچه ميگويد زندگی زیباترین اثر هنری است که ما به وجود ميآوریم و تنها ابرمردها هستند که چنان این تابلو یا اثر هنری را ميآفرینند که جای هیچ دستکاری دیگري در آن وجود ندارد و به قدری این اثر هنری زیباست که افسوس نمیخورند که ای کاش این قسمتش را عوض ميکردم. تنها در همین سده ما بود که با کشف تمامی آثار افلوطین، آشکار گردید که این اثر چیزی جز گزیده هایی از انئادها نیست.

او این مساله را در تفسیر «مالون میمیرد» و «نام ناپذیر» بکت تحلیل میکند. در کتاب فلسفه ای برای زندگی ، اروین نمایش خلاقانه ای از مکتب رواقی ارائه می دهد و نشان می دهد که چگونه این فلسفه باستانی هنوز می تواند ما را به سمت زندگی بهتر سوق دهد. آنان به ما هشدار میدهند که در انتخاب معاشران خود دقت به خرج دهیم؛ هرچه باشد دیگران این توان را دارند که – در صورتی که ما اجازه دهیم – آرامشمان را مختل سازند. به باور کریچلی، والاس استیونس برای بیان اندیشههای فلسفی خود، بهجای فلسفه، «شعر» را انتخاب میکند و این ناشی از دلبستگی خودآگاهانه او به زیباییشناسی رمانتیسم است.

تحصیل را تا دوره دکتری در دانشگاه هاروارد طی میکند و در این مقطع است که تصمیم به نوشتن میگیرد. اما در شاخصه دهم عاشق در غریبستان از رفتن استقبال میکند پس مولانا از مرگ استقبال میکند. با کند و کاو در آثار مولانا باید دید این ایماژ درست یا خیر. در نظر این فیلسوفان، حرکت تنها در چهار مقوله ی عرضی واقع می گردد. به این ترتیب خوردن از میوه ممنوعه توسط آدم و حوا علیهالسلام صرف نظر از فلسفه و حکمت آن در نظام آفرینش ، نخستین تحولی که در آنها بوجود آورد، این بود که آنها در حریم «ستر» و عفاف با حقیقت برهنگی روبرو کرد و بلافاصله با برگ درختان بهشت خود را پوشاندند.

حاصل آنکه در اندیشه ی ملاصدرا نیز متناسب با کلّ نظام فلسفی/ جهان بینی او، حرکت جوهری معنی و ضرورت پیدا می کند چنانکه شرح آن خواهد آمد. بر این مبنا یکی از دلمشغولیهای او رابطه میان ادبیات و فلسفه است و تلاش میکند چهره ایدهآل فلسفه را در مواجهه با ادبیات ترسیم کند. کتاب فلسفهای برای زندگی در دستهی کتابهای فلسفهی رواقیان و خودیاری قرار دارد. دربارهی کتاب فلسفهای برای زندگی اثر ویلیام بی. گفتنی است که کتاب فلسفهای برای زندگی زبانی ساده و صمیمی دارد و ترجمهی آن بسیار روان است.

بنابراین تجلی ایمان در یک رفتار ساده تا یک نظام سیاسی و اجتماعی در جامعه و یا الگوی بزرگ کلان در مقیاس بین المللی، حتماً با عبور از بستر عقلانیت ممکن است. نخست به زنان سالمند اجازه میدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است. اما کسی که با زنان و مردان گوناگونی ارتباط دارد زمینه این را پیدا می کند که بعد از مدتی نسبت به همسر خود سرد و بیتفاوت شود؛ و در نتیجه همسرش نیز در اثر چنین برخوردی به سردی خواهد گرایید.

؛ بنابراین، دو واژهی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترکاند. ملکیان افزود: اما معنای سوم معنای زندگی کارکرد آن است. بر اساس نگرش «کلی شناسی»، در جاهایی رابطة فلسفه و علوم به صورت ناخودآگاه وجود داشته است اما در بسیاری جاها نیز رابطه ای که میان منطق مواد و صورت با فلسفه پایه نیاز بوده است، مورد توجه قرار نگرفته است، هر چند که حتماً پیش فرض ها و اصول موضوعه های آن علوم و احیاناً نگرش های روشی آنها تحث تاثیر آن فلسفه های پایه بوده است. او عشق معنوی را که به طور کلی ندیده می گیرد، چون با عقل جور درنمی آید و توجه به نیازهای جسمی را هم کلا پست می داند، حتی در ازدواج.

که این موضوع درباره ازدواج هم صدق میکنه. اما شکی نیست که بخش مهمی از نی نامه درباره اندیشه عاشقی در غریبستان است. آنها درباره جنبه های خاصی از زندگی روزمره پندمان می دهند. در یونان باستان، ازدواج وسیله ای برای استحکام روابط خاندانی به حساب می آمد. بنابراین دیده می شود که عده ای فقهاء و روحانیون را با این تفکر، نقد می کنند و علت امر بهداشتن حجاب را از طرف ایشان، صرفا بخاطر منافات داشتن با قرب الهی می دانند و چون ضرورتی برای پیمودن مراحل سعادت و ریاضت را در خود نمی بینند، بنابراین داشتن حجاب را نیز ضروری نمی دانند!

اما چون قابل حرکت می گردد، امری بالقوه است. باری، اکنون سه دلیل از دلایل حرکت جوهری را به طور خلاصه در اینجا می آوریم. لذا با وجود تعهد این سازمانها و نهادها، در صورت عدم فراهم شدن اهداف فوق، خانواده مسئول شناخته شده و مورد مؤاخذه قرار میگیرد. اسلام فلسفهی ازدواج را پاسخگویی به ندای فطرت میداند؛ اما مسیحیت گویا عزوبت را پاسخ اولیه به فطرت و طبیعت میداند؛ لذا به عزوبت به عنوان صفتی برتر از تأهل نگاه میکند و معتقد است افرادی که توان حفظ طهارت همراه با عزوبت را ندارند، باید به ازدواج تن دهند.

دیدگاهتان را بنویسید