مفاهیم: اخلاق زیستی چیست؟

معیار اخلاقی بودن یک عمل اخلاقی، رعایت حقوق و وظایف است یا فضایل و رذایل؟ راستگویی از فضایل بسیار مهم اخلاقی است که در صورت همگانی شدن، اعتماد افراد به یگدیگر مستحکم شده، جامعه انسانی به امنیت خواهد رسید. زیبایی سیرت بر خلاف زیبایی صورت اکتسابی است. اگر اخلاق اجتماعی در همه حوزه های زندگی انسان حضور داشته باشد، موجب احساس رضایتمندی و خود شکوفایی اخلاقی در جامعه می ­شود و در صورت بروز مسایل و مشکلات در جامعه، به آسانی قابل حل خواهد بود و اگر اخلاق اجتماعی حاکم بر روابط انسانی نباشد، خطرناکترین رویداد انسانی، انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی در جامعه اتفاق می افتد که در این صورت هیچ چیز سلامت نخواهد ماند و انسانیت انسان فرو می­ ریزد و فاجعه در حوزه­ های مختلف جامعه چندین برابر می­ شود مانند (افزایش آمار خشونت، نزاع و درگیری، روابط فرا­زناشویی، فساد اخلاقی، طلاق و … بنابراين والاترین ملاک در هر جامعه ­ای، متخلق بودن افراد به اخلاق انسانی و اجتماعي است.

اگر زمانی چیزی نزد ایشان نبود، قول میداد که به زودی آن حاجت را برآورده سازد. كلمه اخلاق جمع خلق است؛ و در اصل لغت، به معنای صفت انسانی ای است كه در نفس رسوخ داشته باشد و موجب این شود كه افعالی متناسب با آن صفت بدون نیاز به فكر كردن و سنجیدن از انسان صادر شود. اصل سپاسگزاری از خدمات دیگران، در نظر رسول خدا صلی الله علیه وآله آن همه مهم است که اساساً سپاس از خدا را بیسپاس از مردم رد میکند: «هرکس سپاسگزار مردم نباشد، سپاسگزار خدا نیست». ایشان خانه بیمیهمان را خانه بیفرشته معرفی میکند: «خانهای که میهمان در آن پای نمینهد، فرشتهها در آن گام نمینهند».

امام صادق علیه السلام نقل میکند: رسول خدا صلی الله علیه وآله با مردی قراری گذاشت که در کنار صخره مشخصی منتظر او بماند. فرقى که در دیدگاه حکماى اسلامى و دانشمندان غرب دیده مى شود، بر خاسته از سمت و سو و گرایش هایى است که در تعریف اخلاق وجود دارد. رعایت نکردن این اصل موجب دلسردی زحمتکشان و نیکان شده، اندک اندک بیتفاوتی اعضای جامعه نسبت به کارهای نیک و خدمت به جامعه را در پی دارد و صمیمیت و همدلی لازم برای زندگی اجتماعی را از بین میبرد. آن حضرت در بخشش، هرگز به خود نمیاندیشید، از این رو، به دوست و دشمن، و به باادب و بیادب یکسان میبخشید.

سخن از آن به مجال دیگری نهاده میشود. و روایات زیاد دیگری که از مجموع آنها اهمیّت و آثار فوق العاده حُسن خلق به معنای اول و دوم آن، در زندگى مادى و معنوى انسانها، و تأکیدى که اسلام بر این امر دارد، به خوبى نمایان است، به گونهاى که میتوان حُسن خلق را یکى از اساسیترین تعلیمات اسلام شمرد. تکلیف و تحمیل به نفس ـ یا به دیگری ـ اگر از حد طاقت درگذرد، به عمل تبدیل نمیشود و یا استمرار نمییابد و در موارد بسیار، آسیب میرساند همانگونه که آغاز تمرینِ وزنهبرداری با وزنههای سنگین به ستون فقرات، صدمه وارد میسازد و یا دستکم، رغبت و اشتیاقِ استمرار آن را از بین میبرد.

روزی به امام علی علیه السلام فرمود:هشت دسته اگر به آنها اهانت شد، نباید کسی جز خود را ملامت کنند؛ نخستین آنها میهمان ناخوانده است. مرا برای چه کسی آفریدهای؟ مرا به زحمت انداختی، سه روز است که در اینجا هستم. ایشان به پاس خدمات مردم و خانواده خود از آنها تشکر میکرد؛ برای مثال همواره از حضرت خدیجه یاد میکرد و بر او درود میفرستاد و میفرمود: «خدیجه، هنگامی به من پیوست که همه مردم از من دوری میگزیدند؛ مرا در راه اسلام تنها نگذاشت و حمایتم کرد؛ خدایش بیامرزد که زن پربرکتی بود و از او صاحب شش فرزند شدم».

آن حضرت به ایشان فرمود: من در اینجا منتظر شما میمانم تا برگردی، پس از مدتی حرارت آفتاب شدت یافت و اصحاب ایشان گفتند: یا رسولاللَّه! هرکس حتی اگر نخ و سوزنی نزد آن حضرت به امانت میگذاشت، ایشان آن را به وی باز میگرداند. 5. اگر بیمار شد، به عیادتش بروی. باشد که با تاسی به این اسوه حسنه، زمینه تخلق به اوصاف زیبای انسانی در جوامع اسلامی هم روزی نهادینه شود، نه آنکه بگوییم اسلام جایی و مسلمان جای دگر است. این نیازها در عین ثباتی که در همه زمان ها و مکان ها دارند همراه با شرایط و ویژگی های هر عصر و هر مکان مصادیق و مظاهر گوناگونی می یابند.

خدا فرمود: برای هر سخاوتمند پرهیزکار. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اکنون چیزی ندارم، اما به حساب من خرید کن و وقتی چیزی به دستم رسید، بهای آن را میپردازم». آنگاه به رسول خدا صلی الله علیه وآله گفت: «ای محمد؛ دستور بده از مال خدا که در اختیار توست، به من بدهند». فبما رحمه من الله لنت لهم و او کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک. وقتی به محل میهمانی رسیدند، حضرت به او فرمود: «اینان تو را دعوت نکردهاند، پس بنشین تا تو را به آنها معرفی کنم و از آنها اجازه ورود تو را نیز بگیرم».

معتقد بودند در تربیت فرزندان باید روی چهره شهروندی او تأکید کرد و او را به عنوان یک شهروند سازگار تربیت نمود. نهج البلاغه یکی از منابع مطالعه اصول اخلاقی مدیریت در برخورد با زیر دستان و افراد تحت امر مدیران است. وفای به عهد، از مهمترین اصول زندگی رسول خدا صلی الله علیه وآله بود. زیرا با تصویری که از اخلاق به دست آمد مکارم اخلاقی همه و یا حداقل بسیاری از معارف و احکام دینی را شامل میشود و اتمام مکارم اخلاق به معنای کامل کردن تمامی آموزههای دینی در زمینههای اعتقادات و معارف، قوانین الهی و رفتارهای ارزشی خواهد بود.

آن حضرت خود به مردم میفرمود: «هرکس از ما چیزی بخوهد، از آنچه در اختیار داریم، دریغ نخواهیم کرد». رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «سخاوت، درختی از درختان بهشت است؛ هرکس که شاخهای از آن را بگیرد، نجات مییابد». میخوانیم: «قل لایستوی الخبیث والطیب ولو اعجبک کثرة الخبیث; بگو (هیچ گاه) ناپاک و پاک مساوی نیستند هر چند فزونی ناپاکها تو را به شگفتی اندازد! در هر نظام اخلاقي، دو مفهوم متضاد به كار ميرود كه يكي بر اخلاق ممدوح، و ديگري بر اخلاق مذموم دلالت دارد. ۲۱. از دشمنان خود در هنگام مریضی با نهایت احترام عیادت میکرد.

ایشان بر امانتداری تأکید میکرد و کسانی را که از این ویژگی بیبهره بودند، اساساً بیایمان میدانست. امانتداری پیامبراکرم صلی الله علیه وآله زبانزد عام و خاص بوده و هست؛ حتی پیش از بعثت نیز آن حضرت در میان مردم مکه، با لقب «امین» مشهور بود؛ بدترین دشمنان ایشان نیز وی را فردی امین میشمردند و در امانتداری او تردیدی نداشتند. آنها منگرید، بلکه به راستگویی و امانتداری آنها بنگرید». با مراجعه به متون دینی استنباط می شود که غایت در این نظام، لذت است، اما نه لذتهای حسی دنیوی که ناپایدار، سطحی و توام با رنجها و آلام فراوان است، بلکه لذتهای پایدار، عمیق و خالی از هرگونه رنج و سختی.

اما شخصی که از لحاظ شخصیتی و اخلاقی ثروتمند است، هم از لحاظ اجتماعی نزد دیگران عزیز بوده و هم از لحاظ مادی می تواند به جایگاه مناسبی دست پیدا کند. این پندار، درست نیست، زیرا اولاً همان طور که گفته شد، مهم ترین مباحث فلسفه اخلاق در کتاب و سنّت مطرح شده است، و ثانیاً اسلام دینی است سازگار با عقل و دائماً پیروانش را به تأمل و تعقل ترغیب می کند. به او بخشش کردی، در حالی که خدا آنچه در توان تو نیست، بر تو تکلیف نکرده است». جامع نگري اسلام، صفت يگانه اي است كه به جرأت مي توان گفت هيچ ديني اين ويژگي را ندارد.

عقل، انسان را به سوی رفتارهای ارزشی فرامیخواند. از سوی دیگر، میهمانی ناخوانده را نکوهش میکرد. مگر فرستادگانی از خودتان به سوی شما نیامدند که آیات پروردگارتان را بر شما بخوانند و شما را از ملاقات این روزتان بیم دهند؟ اهمیتی نخواهد داشت که یک نظریه ارزش اساساً انسانمحور به برخی حیوانات گسترش داده شود؛ چراکه چنین نظریهای بهطور شاخص انسانها (و حیوانات) را بر اساس معیارهایی (مانند قدرت ادراک و ارضای امیال) ترجیح میدهد. با این حال، برای آشنایی با برخی از ویژگی های ایشان باید گفت: او مردم را به بندگی خدا فرا می خواند و خود بیش از همه عبادت می کرد.

دیدگاهتان را بنویسید