مبانی اخلاق در قرآن

زشت ترین گناهی که در قرآن از آن یاد شده است،تهمت زدن است . انسانی که به این حیات تنها با دید مادی نگاه میکند، و به ماورای آن عقیدهمند نیست، نمیتواند بجز منافع مادی و زودگذر (متاع عاجل) به چیزی دیگر بیندیشد، لذا اخلاق و ارزشهای والای انسانی، نمیتواند مدّنظر او باشد. معمولا کتابچه های راهنما به طور واضح قوانین، دستورالعمل ها و استانداردهای یک سازمان و همچنین قوانین، مقررات و قوانین احتمالی مرتبط با آن را مشخص می کنند ، بدیهی است که با توسعه ارتباطات ، و وجود زیرساختهای مبتنی بر وب ، امروزه این کتابچه ها میتوانند بصورت الکترونیک یا در قالب اپلیکیشن ارائه گردند .

از پراکندگی و جدایی حذر کنید که انسان تنها بهره شیطان است، آن گونه که گوسفند تنها، طعمه گرگ است. جنان که امام علی (ع) می فرماید : همواره همراه بزرگترین جمعیتها (اکثریت طرفدار حق) باشید که دست خدا با جمعیت است؛ از پراکندگی بپرهیزید که انسان های تنها، بهره شیطان هستند؛ هم چنان که گوسفند تنها، طعمه گرگ است . معاشرت با افرادی که انسان با دیدن آنها یاد خدا می افتد، مایه پیرایش انسان از زشتی ها است. معاشرت با عالم، در درجه اول، انسان را از مضریاتیف که همنشینی با نادان در بر دارد، مصون می دارد، و علاوه بر این مایه آشنایی انسان با علم و ادب است.امام علی (ع) در نامه ای به مالک اشتر می نویسد : با دانشمندان زیاد به گفتگو بنشین و با اندیشمندان بسیار به بحث بپرداز .

اگر انسان بکوشد و سعی کند که همواره اخلاق خوب را در خود نگه دارد و آن را تقویت نماید، خیلی از این بیماریهای روحی در نزد او کمرنگ تر خواهند شد و دیگر او به بسیاری از مشکلاتی که مردم با آنها دست و پنجه نرم می کنند، مبتلا نخواهد شد. پرستش خدای یگانه آن چیزی است که برای همه انبیا اهمیت داشته و خدای متعال در طرح خلقت آن را در نظر گرفته و به خاطر آن انبیا را مبعوث کرده است؛ به خاطر اینکه این امر، محور سعادت انسان است.

و اگر زمان، زمانی بود که ظلم و جور بر عدل و داد غالب وبود، روا نباشد که به کسی گمان نیک بری مگر اینکه نیکی وی ثابت باشد . امام صادق (ع) در این زمینه می فرماید : اگر زمان، زمانی بود که عدل و داد بر ظلم و جور غالب بود، گمان بد به کسی بردن روا نباشد جز اینکه بدی او ثابت باشد. در سیره پیامبر (ص) می خوانیم : پیامبر (ص) ساده بود بی پیرایه و عاری از تکلف؛ مجلس وی آنچنان بود که هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمی شد؛ در حلقه ای میان افراد می نشست تا هیچ برتری وجود نداشته باشد و از هر گونه اشرافیت سخت بیزار بود .

این قول صریحی است کشوری که نتواند مهارت ها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو موثری بهرهبرداری کند، قادر نیست هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد. پس جهان آفرینش، میدان آزمایش همه انسان هاست و هیچ کس از این قانون عمومی مستثنی نیست. همه ریشه در سوءظن دارند. سوءظن دستمایه بسیاری از نابسامانی های جامعه انسانی است. علاوه بر این مایه اشاعه فساد در جامعه خواهد گشت.از نظر اسلام نه تنها تجسس در عیوب دیگران مذموم است، بلکه اگر انسان مؤمن، بر عیوب دیگران اطلاع پیدا کرد، موظف به کتمان است.

پیغمبر اکرم (ص) تفرقه را مایه تباهی جامعه دانسته می فرمایند : تنها چیزی که امت های گذشته را تباه ساخت، همانا اختلاف و تفرقه بود . روزی یکی از دوستان امام که همواره با حضرت محشور بود به غلام خود گفت : ای زنازاده.امام وقتی این هرزه گویی را شنید، خشمگین شد و به او فرمود : از من دور شو که ترا نبینم . بر محمّد و آلش درود فرست و آبرویم را به توانگری حفظ کن و قدر و منزلتم را به تنگدستی پست مفرما که از روزیخوارانت روزی بخواهم و از بَدان و اشرار آفریدههایت، عطایی درخواست کنم؛ تا به سپاسگزاری کسی که عطایم میکند، گرفتار شوم؛ و به سرزنش کسی که از عطا کردن به من باز میایستد، دچار گردم؛ و حال آنکه تو متولّی بخشش و بازدارندگی من هستی، نه دیگران.

در سیره امام علی (ع) می خوانیم که امام حسین (ع) فرمود : روزی مردی به نزد پدرم آمد و درباره گروهی سعایت نمود؛ حضرت به من فرمود : بگو قنبر بیاید؛ چون قنبر آمد ، فرمود : به این سعایت کننده بگو تو چیزهایی به ما گفتی که خدا را خوش نیامد برو که در پناه خدا نباشی . بدین سان، اخلاق هنجاری به پژوهش هنجاری درباره تعیین اصول و معیار و روش هایی برای تبیین «حسن و قبح»، «درست و نادرست»، «باید و نباید» و امثال آن ها ـ بدون در نظر گرفتن عقاید گروهی و دینی و تعلقات قومی و لسانی ـ می پردازد.

و امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید : هر کاری از برادر دینی ات سر زد نیکو بشمار و در سخنش گمان بد مبر، تا آنجا که برای آن جایگاه و محمل خوبی می یابی . پیغمبر اکرم (ص) می فرماید : بندگان خدا را حقیر نشمارید که حتی بنده کوچک نرد خدا بزرگ است . و نیز می فرماید : کسی که مرد یا زن مؤمنی را ذلیل کند یا به خاطر فقرش، حقیر شمارد، خداوند او را در قیامت مشهور گردانیده، سپس به فضاحت می کشاند .

امام صادق(ع)می فرماید:تهمت زدن به بی گناه،از کوه های عظیم نیز سنگین تر است . ؛ برخیزید که جابر برایتان سور درست کرده است. رابطه این صفات با صفات فطری و طبیعی، ارتباطی دقیق و عمیق است، به گونهای که استفاده به اندازه و بموقع از آن ویژگی ها، باعث پدید آمدن صفات حسنه اکتسابی و اختیاری میشود و فضایل، محاسن و مکارم اخلاق برای هر یک از ما ایجاد میشود و آن هنگام که درست و بجا عمل نکنیم، رذایل اخلاقی، سیئات و صفات شیطانی پدید میآیند. 2- کاستی دیگر و مهمتر، یک جانبه نگری نظریهی کانت است، چراکه منحصر کردن ارزش فعل اخلاقی در انگیزه و ارادهی فاعل و نادیده گرفتن نتایج و آثار آن برخلاف عرف زندگی بشری و عقلانیت زندگی است، عقل آدمی حکم میکند که در انجام یک عمل، آثار و پیامدها را نیز از نظر دور نداشته باشد.

دیگر از آفات اجتماع اسلامی، تفرقه و جدائی است کناره گیری از جامعه و حرکت برخلاف مسیر حقی که جماعت حرکت می کنند، مایه هلاکت است. نیز اگر به دنبال آسیب رساندن به دیگران هستیم، از جامعه طرد شده، زیان میبینیم. عقوبت غیبت فقط دامنگیر غیبت کننده نمی شود،بلکه شنیدن غیبت و نشستن در مجلس غیبت نیز حرام است .امام علی (ع)در این زمینه می فرماید :شنونده غیبت در گناه و عقاب،همانند غیبت کننده است . آزردن مردم از همین قبیل است؛ چنانکه امام صادق (ع) می فرماید : هر کس آزارش را از مردم برداشت، فقط یک دست از آنها برداشته است، ولی در مقابل، دستهای بسیاری از آزار او خودداری خواهند کرد .

از نظر اسلامی، اذیت کردن مؤمنین، حتی به کوچکترین وسیله، عملی بسیار زشت قلمداد شده است، چنانکه امام صادق (ع) می فرماید : هر کس بر ضرر مسلمانی و لو یک کلمه سخن بگوید، روز قیامت بر پیشانی او نوشته خواهد شد این بنده از رحمت خدا مأیوس است . آیات و روایات با زبان بسیار تندی با مسئله غیبت برخورد کرده اند . ما در این قسمت،به خصوصیات همنشین خوب و بد،اشاره خواهیم نمود و افرادی را که همنشینی با آنها از نظر اسلام مذموم است،متذکر خواهیم شد. 17 ر.ک: منیژه، عاملی، بررسی مبانی نظری اخلاق حرفهای در اسلام.

دوم این که برخی از آن حالات بر اثر عادت و تکرار که مبدأ آن فکر و اندیشه است در انسان پدید می آید و بر اثر تکرار و دوام به صورت ملکه و خُلْق می گردد. «آن کس که به عمل قومی راضی باشد، مثل کسی است که داخل آن قوم و همراه آنان باشد». از اين ديدگاه، افعال طبيعي ظاهري و باطني، همه و همه منسوب به خدا است: “يضل من يشاء و يهدي من يشاء” “هر كسي را بخواهد گمراه و هر كه را بخواهد هدايت ميكند” (فاطر: 8) “قل كل من عندالله” “بگو همه چيز را نزد خدا است” (نساء: 78) “اِنَّه اَضْحَكَ وَ اَبْكي” “اوست كه ميگرياند و ميخنداند” (نجم: 43) “وَ اِذا مَرِضْتُ فهو يَش فين” “هنگاميكه مريض شدم اوست كه شفا ميدهد” (شعراء: 80) حال وقتي انسان كار بدي انجام داد، طبعاً اين عمل تبعاتي دارد؛ خواه تبعات دنيوي، مثل اينكه سلامتي انسان را از بين ببرد، يا آخرتي، از قبيل عذابهاي اخروي، از ديد توحيدي بايد گفت هر چند اين آثار مربوط به اعمال خود ماست، لكن اين خداست كه ما را به كيفر بدمان عقوبت ميكند.

دیدگاهتان را بنویسید