مبانی اخلاقی علامه طباطبایی (ره)(۶)

طبیعی است که توصیه کاربردی مؤثر در جامعه ندارد. لیکن برای عینی ساختن و کاربردی نمودن مباحث شایسته است زیر مجموعههای اخلاق اجتماعی را کاوید. اخیرا در نتیجه علم و فن آوری، تا حدودی زمینه های جدیدی از پژوهش اخلاقی در بخش هایی از کار پزشکی گشوده شده است. زیرا برخورد منفی و توأم با تندی و خشونت، زمانی مذموم و ناپسند است که پای بی اعتنایی به دین و ارزش های والای آن در میان نباشد وگرنه رنجیدن نزدیک ترین افراد به انسان نیز اگر به دلیل حفظ ارزش ها و پایبندی به آن باشد، نه تنها زشت نیست، بلکه در ردیف مهم ترین وظایف شرعی و از مراتب نهی از منکر است.

علمای اخلاق مسلمان، اخلاق عبارت است از ملکهی نفسانی که بر اثر تکرار یک عمل بوجود میآید، اگر آن ملکه به دنبال تکرار فعل نیک، حاصل آمده شود، «خُلق حسن» نامیده میشود و اگر برآمده از عادت و عمل بد باشد «خلق، رذیل» است. خبرگزاری مهر -گروه دین و آیین-نگار احدپور اقبلاغ: اخلاق اجتماعی یا روش برخورد انسان با محیط اطراف خود، در اسلام از اهمیت و جایگاه والایی برخوردار است؛ به خصوص با توجه به توسعه هر روزه امکانات و ابزار و گستردگی دایره ارتباطات اجتماعی افراد، لازم است که با مراجعه به منابع و متون، آیات و روایات، اصول حضور در جامعه و اخلاق اجتماعی را درک کنیم، بدین منظور، سعی داریم، اصول اخلاق اجتماعی از منظر صحیفه سجادیه، که یکی از متون دعایی بر جای مانده از ائمه اطهار علیهم السلام است را بررس، کنیم چرا که افقهای مختلف را به روی خواننده میگشاید.

و با تکبر و بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو، چرا که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست نمی دارد. وی در ادامه در پاسخ به این سوال که چرا جامعه ایران را به لحاظ اخلاقی جامعه آنارشیک میدانیم گفت:برای طرح این مسئله به دو عامل اشاره می کنیم.اول فزونی خواستهها در سه دهه گذشته و دیگری فقدان عدالت اجتماعی در جامعه.باید گفت اتفاقات و تحولات سه دهه گذشته باعث تسریع در روند آنارشیک بودن جامعه ایران شده است.در سه دوره سازندگی،اصلاحات و عدالتخواهی مقدماتی فراهم شد (البته هدف دولتمردان اصلاح جامعه بوده است و آنارشیک شدن جامعه جزء نتایج غیرارادی بوده است) که جامعه را آنارشیک کرد.با بررسی وقایع سالهای گذشته متوجه میشویم که نرخ تغییر در جامعه ایران بسیار بالا بوده و این یعنی بینظمی اجتماعی.نرخ تغییر در سه جریان نمود پیدا کرده.در دوران سازندگی شاهد نرخ بالای تغییرات اقتصادی و پولیشدن جامعه هستیم.تغییری که بیش از ظرفیت اقتصادی کشور بود.در دوران اصلاحات با تسریع توسعه سیاسی و نوسازی سیاسی روبرو هستیم.اگرچه کشور به این شکل از توسعه نیاز داشت اما باعث افزایش مطالبات مشارکت سیاسی و اجتماعی شد ؛درحالیکه ساختار سیاسی قادر به پاسخگوئی به این مطالبات نبود.در دولت هشتم و نهم شعارهای عدالتخواهی باعث فوران نیازها در طبقه متوسط رو به پایین شد.اقداماتی مثل توزیع پول در شهرهای کوچک و روستاها باعث تشدید این روند شد.بنابراین در طول سه دهه گذشته وفور نیاز در طبقات مختلف دیده میشود.دکتر کوثری در ادامه افزود:در چنین شرایطی که نیازهای طبقات مختلف رو به فزونی است باید چیزی به آن لگام بزند و اخلاق تنها ابزاری است که میتواند این کار را انجام دهد.اگر چنین نشود و اخلاق در این زمینه نتواند به درستی کارش را انجام دهد شاهد به همریختگیهای اخلاقی خواهیم بود.این فزونیخواهی در عرصههای مختلف بروز پیدا می کند.مثلا در حوزه خانواده با فزونیخواهی جنسی روبرو هستیم حال آنکه رشد ازدواج به اندازه این فزونیخواهی نیست.در عرصه اجتماعی با رشد تعارضها در عرصه عمومی مواجهیم.

در ادامه نشست دکتر مرتضویان در خصوص توسعه انسانی و اخلاق اجتماعی موضوعاتی را مطرح کردند.وی با اشاره با اینکه توسعه اجتنابناپذیر است و قطار توسعه از حرکت باز نمیایستد گفت:طی دهههای ٥٠ و ٦٠ میلادی توسعه به معنای رشد اقتصادی تلقی میشد.در ایران نیز توسعه با همین شیوه آغاز شد و همواره از سوی کارشناسان ومتفکران این نگرانی وجود داشت که ادامه این روند بیشک با بحرانهایی همراه خواهد شد.انقلاب سال 57 ایران نیز نوعی واکنش شدید در مقابل نوسازی و توسعه بیسامانی بود که در جامعه جریان داشت.این نوع نوسازی بیشتر به ظواهر و اقتصاد میپرداخت و سایر حوزه ها را تقزیباً کنار گذاشته بود.بنا به گفته ایشان راه حلی که برای رفع بحرانهای پیشروی توسعه از سوی متفکرانی همچون هانتینگتون ارائه شد این بود که همزمان با رشد اقتصادی که ضرورتاً فروپاشی جامعه را به همراه دارد نهادهای اجتماعی و سیاسی متناسب بوجود آید.تقریباً از همان زمان بود که توسعه اجتماعی و سیاسی به سوی مفهوم نهادینگی سوق پیدا کرد.وی در ادامه افزود:در کشور ما انقلاب باعث از بین رفتن نهادهای قدیمی شد.البته این خاصیت انقلاب در تمام نقاط دنیا است.مشکل از جایی شروع شد که بعد از این تخریب، نهادسازی جدید مطابق با تغییرات صورت گرفته در جامعه اتفاق نیفتاد.این درحالی است که فقدان نهادها در جامعه باعث انحراف و سردرگمی میشود.در توسعه پایدار هم ایجاد نهادهای اجتماعی مناسب در سطوح مختلف مورد تاکید قرار گرفته است.چون نهادها محل بروز عقل جمعی هستند.

آموزش اخلاق اجتماعی به فرزندان، جدای از احترام گذاشتن به حقوق دیگران، به خودی خود جنبه تربیتی دارد و باعث رشد اخلاقی فرزندانمان میشود، به گونهای که فرزند ما با یادگرفتن اینگونه تعاملات درک میکند که احترام گذاشتن به دیگران یعنی احترام گذاشتن به خود و خانوادهاش. در ایران شاهد عدم تعادل اخلاقی در جامعه هستیم.جامعه جایی متولد می شود که مفهوم ایثار وجود داشته باشد ؛یعنی افراد حاضر باشند برای خیر جمعی از خیر فردی بگذرند.فقدان چنین وضعیتی به آنومی اخلاقی در جامعه منجر می شود که نتایج آن را می توانیم در گسترش فساد و خشونت در سطح جامعه ببینیم.

در دنیای امروزی که پر از اتفاقات ناخوشایند بوده که احساس خوب را در انسان از بین می برد، اگر این ویژگی در کسی به وجود بیاید، در واقع او توانسته به درجه رفیعی از انسانیت دست پیدا کند. در صورتی که شایسته و ضروری بود،همین ادیان الهی که بشر امروزی اعتقاد به آنها را ادعا می کند اصول اخلاقی را برای جامعه انسانی تنظیم و تبیین می کرد .

این استاد دانشگاه افزود: در خصوص رذایل و یا ضد ارزشهای اخلاقی هم میتوان به تکبر، غرور، کذب، سوظن تجسس غیبت، مسخره و عیب جویی کردن، قول لغو و باطل نفی لهو و لعب، غضب، بخل، اسراف و تبذیر، خیانت و مذمت نقض عهد که بسیار مورد تاکید بوده و موارد دیگری را می شود نام برد. وی در پایان گفت: در حوزه وسیعتر دعا برای غلبه بر دشمنان، نفی قدرتطلبی و تجاوز به حقوق دیگران و یا بیاعتنایی به ثروت مالاندوزان مورد توجه است.

وی تصریح کرد: بنابراین تاکید قرآن کریم به اخلاق اجتماعی به عنوای یک ساختار کلی و اجتماعی از این جهت است که افراد عناصر اصلی سازنده پیکرده اخلاق جمعی به حساب میآیند. دربحث توسعه اخلاق نیز به طرح این مسئله پرداخته شد که چگونه تغییرات اجتماعی در ایران بحرانهائی را به همراه داشت.این امر باعث شده نوعی مسابقه برای عبور منفی در جامعه بوجود آید.در چنین شرایطی ایثار می تواند به عنوان یک پایه اخلاقی مورد توجه قرار گیرد. در جامعه غرب با حذف دین، اخلاق مدنی جایگزین آن شده است.بنا به گفته ایشان در چنین شرایطی که اخلاق حاکم است میتوان از تولد جامعه سخن گفت.پس جامعه جائی است که در آن افراد برای خیر جمعی از خیر فردی میگذرند.بنابراین لحظه تولد اخلاق لحظه ترجیح جمع بر فرد است.

ابتدا دکتر سید محمود نجاتی حسینی دبیر نشست با اشاره به ضرورت بحث اخلاق اجتماعی و زیربنای نظری آن گفت:هر گونه بحث در مورد جامعه شناسی اخلاق به فلسفه اخلاق مرتبط است.امر اخلاقی بر خلاف امر معرفتی که با صدق و کذب همراه است با خوب و بد وخیر و شر در ارتباط است.در فلسفه اخلاق میتوان اخلاق را مجموعه اصول و هنجارهای ارزشی تعریف کرد که ما را وا میدارد به سمت امر خیر حرکت کنیم.بنا به گفته ایشان فیلسوفان حوزه اخلاق دو نوع برخورد با موضوع اخلاق داشته اند.اول اینکه از حیث تحلیلی به بررسی مفاهیم اخلاقی پرداختهاند.مثلاً وقتی از امر خیر صحبت میکنیم چه منظوری داریم .

2. صفات نفساني: هرگونه صفت نفساني است كه موجب پيدايش كارهاي خوب يا بد ميشود؛ چه آن صفت نفساني بهصورت پايدار و راسخ باشد و چه بهصورت ناپايدار و غيرراسخ، و چه ازروي فكر و انديشه حاصل شود و يا بدون تفكر و تأمل سرزند. در نتیجه، انسانهای آزاده که دستخوش هوی و هوس قرار نگرفته، شرافت و کرامتانسانی خود را نگاه داشته، با فطرتی بیدار و بینشی استوار، بویژه دانشمندان دانشپژوه، قطعا حقیقت ایمان را دریافتهاند و دین باوری آنان سرلوحه حیات انسانی آنان میباشد و هرگونه صفات خجسته انسانی در آنان فراهم است.

تقویان در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان تزکیه را به عنوان مهمتریم خصوصیت اخلاق فرد ی دانست، گفت: مسلما تزکیه یک عنوان عام اخلاقی است که در چند نوبت در قرآن به کار رفت است و طبیعتا در ربط با دیگرمفاهیم هویتساز، تمدنساز و شخصیتساز تقوا کتابالله قرار میگیرد. خداوند در جواب او گوید: این چنین بوده است که آیات و دلایل خود را به سوی تو فرستادیم، ولی تو آنها را نادیده گرفتی ـ و همچون کوران با آن برخورد نمودی ـ در نتیجه امروز هم همچون کوران برپا خاسته، نادیده گرفته شدهای.

وی ادامه داد: این آیه که در آغاز رسالت به عنوان اساسیترین عنصر مورد تاکید بوده است، در آیات زیادی از سورههای مکی مورد تاکید قرار رفته است. شما در این دعا معارف اخلاقی همچون ایثار، مسئولیتپذیری و مدیریت درست، همکاری با دیگران و خدمت به جامعه را ملاحظه میکنید و همچنین توصیه به تبدیل دشمنی نزدیکان به دوستی نیز از توصیههای امام است و یا آنکه دعا برای اصلاح بداندیشیهای دیگران از فرازهای مهم این متن است آنکه حسد به موّدت تبدیل گردد. سخنران بعدی جناب آقای دکتر کوثری مطالب خود را تحت عنوان «جامعه آنارشیک و اخلاق اجتماعی» عنوان کردند.وی با آنارشیک خواندن جامعه ایرانی گفت:جامعه ایران یک جامعه آنارشیک در حوزه اخلاق اجتماعی است.آنارشی در اینجا نه به معنای سیاسی آن که به معنای بیاخلاقی اجتماعی است و مترادف آنومی آورده میشود.آنچه باعث میشود جامعه به سمت نظم اجتماعی حرکت کند قواعد،هنجارها و رویه های حاکم بر آن جامعه هستند.دین از جمله پشتوانههای هنجارهای حاکم بر جامعه است که می تواند به تقویت نظم اجتماعی کمک کند .

در این نشست تمرکز اصلی بر روی چهار محور است. در چنین شرایطی عرصه عمومی خطرزا خواهد بود ؛یعنی فاقد لگامهای اخلاقی لازم برای برقرای تعادل میشود.اما نکته مثبت موجود در جامعه ما حضور پررنگ دین است.اخلاق مبتنی بر دین میتواند محدودیتهایی برای بههمریختگیهای موجود فراهم کند. در چنین جامعهای است که انسان احساس آرامش دارد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند؛ خوش رویی عامل جلب دوستی است. این آیه مساله تقوا را به عنوان عامل ایجاد مساله درونی امساک نفس از معاصی و گناهان و جلب فضائل اخلاقی مطرح میکند.

وی در پایان گفت: ادامه آیه این مطلب را بیان میکند که قول سدید عامل ایجاد عمل صحیح است. وی ادامه داد: آنچه در قرآن به عنوان فضیلت فردی مطرح شده است، در یک تقسیمبندی کلی میتواند در موراد متعددی عنوانبندی شود، در قرآن اخلاق حمیده فضایلی مانند اصلاح بین مردم، صدق، قول احسن، احسان و ایثار، پاکدامنی، اعراض از سخن باطل، اعتدال در امور، شکر وصبر که بسیار مورد تاکید است، کظم غیظ، تواضع، وفای به عهد است که به عنوان مصادیق فردی ایجابی مطرح شده است. دوم اینکه اخلاقیات چه نقشی در زندگی جمعی و فردی ما بازی میکنند.فیلسوفان اخلاق معتقدند مهمترین نقش اخلاق این است که ما را به سوی یک زندگی سعادتمند پیش میبرد و هر جا اخلاق حاکم باشد نیاز به ابزارهای حقوقی و قانونی به عنوان ضمانت اجرا کم است.عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی افزود:اگر بخواهیم همین بحث را با وضعیت موجود تطبیق دهیم متوجه میشویم به خاطر پایین بودن سطح ارزشهای اخلاقی در جامعه بیش از گذشته به قوانین و ضمانت اجرای آنها نیاز داریم.وی در ادامه با اشاره به اینکه چون فلسفه اجتماعی یک فلسفه مضاعف است و از دل فلسفه بیرون آمده است منابع زیادی برای مطالعه در این حوزه وجود ندارد گفت:اغلب اندیشمندانی که در این حوزه آثاری به جای گذاشتهاند همچون هگل،کانت،منتسکیو،هابز و حتی فارابی و ابنسینا در حوزه فلسفه سیاسی کار کردهاند و آثار مجزایی در حوزه فلسفه اجتماعی ندارند.وی در ادامه با اشاره به اینکه بیش از آنکه فلسفه اخلاق مورد نظر جامعهشناسان باشد اخلاق اجتماعی حائز اهمیت است افزود: تفاوت عمده جامعهشناسی اخلاق و فلسفه اخلاق در این است که فلسفه با بایدها و نبایدها سروکار دارد اما جامعهشناس به دنبال نشان دادن امر واقعی اخلاق در جامعه و نشان دادن نسبت میان فرهنگ،جامعه و اخلاق است.اندیشمندانی همچون دورکیم،مارکس،زیمل،وبر،نیچه وهابرماس در حوزه اخلاق مسائلی را مطرح کردهاند اگرچه نمیتوان گفت آنها به تصریح در این مورد صحبت کردهاند، اما شاید بتوان دورکیم را مهمترین جامعهشناس اخلاقی دانست که اندیشهها و افکارش زیربنای جامعهشناسی اخلاق قرار گرفته است.از نظر دورکیم اخلاق هم در خدمت هویت فرد است و هم باعث تقویت نظم و انسجام اجتماعی میشود.او به طرح این مسئله میپردازد که چگونه میتوانیم از طریق درونی کردن، اخلاقیات اجتماعی را در جامعه تقویت کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید