فلسفه سیاسى افلاطون و ارسطو

اما هرگاه شهر به سوى تجمّل حرکت کند و از شهر ساده فاصله بگیرد، به شهر متورّم شده تبدیل مى گردد; شهرى که در آن انواع خوراکى ها وجود دارد، بیش از حد اعتدال مى خورند و مى نوشند، از تخت و میز و سایر اسباب خانه و خوراک هاى چاشنى دار و روغن هاى خوش بو و شیرینى ها استفاده مى کنند. 1- چیزی که آثاری دارد، حتما هست. مثلا، علم فیزیک، مجموعه مسائل و قوانینی است که حول موضوع آن، یعنی پدیده های طبیعی و روابط حاکم بر آن ها، سازمان یافته اند: همه علوم؛ چه عقلی و چه تجربی، اصول و قواعدی دارند که در میان همه آن ها مشترک است.برای نمونه، همه علوم، به امور کلی مربوطند؛ یعنی در پی کشف قوانینی هستند که در همه حال صادق باشد.

برخی از این ویژگی ها عبارتند از: 1- فیلسوف، کسی است که به ارزش عقل ایمان دارد و در علم و عمل خود مقید به احکام عقل است. سئوال دیگری در ضمن این مسئله مطرح می شود و آن اینکه اگر گفته میشود نقل ابتدائاً میبایست با عقل ثابت شود تا قابل استناد باشد، ما نیز می پرسیم این حجیت و قابلیت عقل در اثبات نقل را با استناد به چه چیزی مطرح می فرمایید اگر به استناد عقلتان هست که دور پیش می آید و باطل است چرا که حجیت عقل را با عقل ثابت می فرمایید!

در واقع، اسلام با پیش گرفتن مسیر تعادل نه راه ازدواج صحیح را به روی نیازهای بشر بسته است تا به بیراهه رود و عفت را پایمال سازد و نه با نگاه افراطی به ازدواج، خود ازدواج را وسیلهای برای بی عفتی قانونی دیگران قرارداده است تا در قالب ازدواج به اهداف پلید خود برسند. احساس میکردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. خواندن فلسفه با ظن بلکه با خوف انجرار به ضلالت جایز نیست تعلیم و تعلم آن، بلکه هر چه از قبیل این باشد چنین است مثل مسافرت به بلاد کفر و معاشرت با کفار با فرض خوف مذکور.

همانطور که گفته شد، علوم دیگر بجز ریاضیات، از روش تجربی استفاده می کنند؛ در حالی که روش تجربی در فلسفه کاربرد اندکی دارد. نخست آنکه حرکت در چهار مقوله ی عرضی کمّ و کیف و وضع و أین، مقتضی حرکت در مقوله ی جوهر است. ابن سینا به تبع ارسطو، حرکت را « کمال اول برای آنچه بالقوه است، از حیث آنکه بالقوه است» تعریف می کند(2). اخلاق در زبان پارسی در مقابل دو اصطلاح Ethics وMorality به کار میرود.به همین جهت این مفهوم هم به معنای هنجارها و ارزش های اخلاقی است، هم به معنای علمی که در مورد این هنجارها سخن میگوید و هم به معنای فلسفهای که علم اخلاق را موضوع پژوهش خود قرار میدهد.

کتاب فلسفهای برای زندگی برای اولین بار در سال 2008 منتشر شد. اسپینوزا همچنان به تفکر و تامل و نوشتن ادامه می داد تا اینکه در یک بعد ازظهر در سال 1677 در حالی که اهل خانه به کلیسا رفته بودند و فقط دوست پزشکش بر بالینش حاضر بود، در اثر مرض سل از دنیا رفت. از بین این گروه شعائر، پنج شعار اول، برای سلامت روح هر فرد مسیحی انجام میشود؛ در حالیکه دو شعار اخیر، یعنی اعتراف و ازدواج برای خدمت به کلیسا و تشکیل خانواده انجام میپذیرد. انتخاب نه بدون حکمت عملى ممکن است درست باشد و نه بدون فضیلت; زیرا «فضیلت» هدف را معیّن مى کند و «حکمت عملى» ما را بر آن مى دارد کارهایى انجام دهیم که ما را به هدف مى رسانند.

با توجه به اهمیت این موضوع در اینجا به بررسی موضوعاتی پیرامون هدف و فلسفه ازدواج میپردازیم. اما از نظر تاریخی عمدتا ازدواج رو به عنوان یه واحد اقتصادی و سیاسی میشناختن که هدف از اون پیوندهای خویشاوندی، کنترل ارث و اشتراک منابع بوده است. از این رو رهنمودهایی برای نیل به آرامش به بهترین شیوه ارائه میکردند. ویژگی این سوالات، این است که همیشه وجود داشته و خواهند داشت و هیچ علمی نمی تواند به آنها پاسخ دهد. اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمیدانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطهی جهالت و گمراهی بودند.

توجه به صفات برجستهی انسانی و زمینهسازی به منظور تأمین آنها، از جملهی اهداف مهم و خطیری است که اسلام از طرق مختلف در صدد تأمین آنها است. کتاب فلسفۀ اخلاق شامل مباحثى است که استاد مطهری و اسلامشناس عظیمالشأن در خلال آثار مختلف و گسترده خود دارد و مجموعهاى نفیس و مفید و مصداق یک کار موضوعى قابل قبول در آثار آن عالم ربانى است و البته به تأیید «شوراى نظارت بر نشر آثار استاد شهید مطهرى» نیز رسیده است.

از سوى دیگر، شمول و گستردگى بیش ترى دارد و خیر و منفعت آن به افراد بیش ترى مى رسد و مشارکت عده گسترده ترى را حاوى است. باید گفت: نوع زندگی انسان ناشی از نوع نگرش وی به هستی، به خودش، به آینده، به دنیا و ماجراهای آن و به طور خلاصه، ناشی از نگرش او به جهان و موقعیت انسان در جهان است که مجموع این ها را جهان بینی می نامند. 14. نسفی، عزالدین، انسان کامل، انتشارات طهوری، سال82 .

چنانکه جنبش نازیسم که بر اساس فلسفه ای نادرست بنا شده بود، باعث بروز جنگ جهانی دوم و کشته شدن میلیون ها انسان گردید. بنابراین هر جنبشی و هر نظامی در هر جامعه ای با هر فلسفه ای قابل پدید آمدن یا دوام یافتن نیست. بنابراین هر انسانی به نوعی فیلسوف و تحت تاثیر فلسفه است؛ چرا که زندگی خود را هر چند ناخودآگاه، بر اساس جوابهایی که به این سئوالات بنیادین می دهد، بنا می نهد؛ با این تفاوت که فیلسوف رسمی و واقعی، این پرسش ها را به طور جدی و منظم پی گیری کرده، جواب هایی را که تا کنون داده شده است در بوته نقد نهاده و به جستجوی را ه حل های نو می پردازد.

بنابر این چیزی به نام اختیار وجود ندارد، بلکه همه چیز به ضرورت علی و معلولی از خداوند به وجود می آید.اسپینوزا پس از اینکه این مطالب را اثبات می کند به بخش اخلاق و بیان زندگی مطلوب می پردازد. پس باید مجموعه اى را که جانب افراط و تفریط نیست به عنوان متوسط بیان کرد و در نظر گرفت. اغراق نیست اگر بگوییم که هیچ جنبه ای از انسان مهم تر از جهان بینی او نیست؛ زیرا جهان بینی فرد در تمام حرکات و سکنات او و در تمام زندگی وی، نقش اصلی را دارد. روشن است که در این مکاتب، جهات مثبت و منفی وجود دارد و صفات مثبت پارهای از مکاتب همچون سعادت و کمال، وجدان گرایی، عاطفه گرایی، قابل انکار فیلسوفان و اندیشهوران مسلمان نیست.

اسپینوزا باروخ بندیکت اسپینوزا در 24 نوامبر 1632 میلادی در کشور هلند در شهر آمستردام در یک خانواده سرشناس هلندی که اصالتاً پرتغالی بودند، به دنیا آمد. به روشنی می بینیم که همه چیز به هم وابسته است و همه چیز، یک چیز است. با نظریه حرکت جوهری، هم این احتیاج دائمیِ( اصلاً دائمی هم نباید گفت، بلکه باید گفت احتیاج ذاتیِ) موجودِ ممکن به خدا توجیه می شود؛ و هم معنی حدوث روشن می گردد. به همین دلایل، فلاسفه به طور کلی همه بر آن بوده اند که مطالعه و بررسی و نقد و تحلیل نظریات و عقاید و افکار و دلایل آن ها، مهم و با ارزش است.

دیدگاهتان را بنویسید