فلسفه سیاسى افلاطون و ارسطو

متافیزیک با وجود، از این حیث که وجود است، سر و کار دارد و به مطالعه و بررسی صفات ذاتی وجود می پردازد، در حالی که علوم دیگر هریک قلمرو خاصی از وجود را جدا می سازد و صفات وجود را در آن قلمرو خاص مورد ملاحظه و بررسی قرار می دهد. تمام طبیعت، ماده، اندیشه و خلاصه همه چیز یک وجود است و این وجود، خداوند است. سه. کانه هنوز نوصدرائیان قدر و قیمت واقعی انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن را ندانسته و در جهت تئوریزه سازی جامع یک نظم اجتماعی جدید و رقیب غرب گام های بلندی برنداشته اند.

وی افزود: اوایل جوانی زمان پاسخ­گویی به نیاز­های عاطفی و جسمی فردی است، البته برای یک ازدواج موفق از نظر اسلام فقط بلوغ جسمی در نظر نیست بلکه رسیدن به حد رشد که شامل ابغاد مختلفی مانند بلوغ فکری، عاطفی اجتماعی و اقتصادی می باشد مورد اهمیت است که جامعه و خانواده در شکل گیری آن دخیل هستند. نظرات ارسطو ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با فلسفه اسلامی دارند؛ چرا که منبع درجه اول آن محسوب شده و تأثیر عمده ای در ساختار و شکل گیری این سنّت فلسفی داشته است، تا حدّی که بیشتر نظرات او در متافیزیک و الهیّات همچنان مورد قبول است.

به تعبیر دکتر شرف، «متافیزیک تاج فلسفه ارسطو است.»(1) برداشت های گوناگون و غالبا متضاد از آن، بخش چشم گیری از تاریخ تفکر فلسفی را تشکیل می دهد و بیش از دو هزار سال اندیشه فلسفی را به خود مشغول داشته است. انسانها از این موضوع غفلت دارند و آن را به چشم نمی بینند در حالی که خودشان هم دائماً در همین حالت پوشیدن لباسی از آفرینش جدید هستند. بنابر این هر قدر جریان حق محکم تر در مسیر خود حرکت کند این گونه فشار ها و تهاجمات هم بیشتر خواهد شد . اصلا در چنین شرایطی فلسفه میتواند نقشی داشته باشد؟

» که در دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، اظهار کرد: اگر بخواهم در مورد چیستی فلسفه مطالبی را به صورت ساده مطرح کنم موضوع آن هستیشناسی است. از طرفی نباید فراموش کرد که هزینه در نظام آموزش و پرورش کشور در واقع سرمایهگذاری پرسودی است که در سالهای آینده کل کشور از آن سود میبرند. بدین سان، فلسفه اولی بر کل حوزه های هستی سرایت دارد و موضوع آن وجود من حیث هو وجود است. در مسیحیت، حجاب زنان امری واجب به شمار می­آمده است. ادراک حسی حکمت نمی شود، چون در محسوسات باقی می ماند و به سوی اصول نهایی و علل اولیه پیش نمی رود.

دوم آنکه حکمت علمی کلّی است؛ چون اصل و علل اوّلیه اشیا را مورد بحث و بررسی قرار می دهد انتزاعی ترین علوم است؛ چون دورترین عدم از ادراک حسی است. اگرچه معرفت ما با محسوسات آغاز می گردد و امور حسی مستقیما قابل شناخت هستند، اما مانع برخورداری علم حکمت از این ویژگی اخیر نمی شوند. اما غایت حکمت متعالی تولید و فراهم کردن اثر و نتیجه ای نیست، هدفش درک و فهم اصول اوّلیه واقعیت است؛ یعنی معرفت برای خود معرفت. حکمت آموزنده ترین دانش است؛ زیرا حکمت علاوه بر فواید دیگرش، دانش علت غایی همه چیزهاست.»(6) به خاطر ویژگی های مزبور، که ارسطو مدعی آن هاست، فلسفه الهی یا حکمت بالاترین و شریف ترین علوم می شود.

به عبارت دیگر، حکمت علمی است که برای خودش خواستنی است و نه صرفا به خاطر منافع و نتایجش. امّا اینها موجب نشده است که این مکاتب رویاروی هم قرار بگیرند. تاریخ فلسفه بهسان تاریخ دانشها، افزونهٔ شاخهایِ زمینه بنیادی نیست؛ که خود هم زمینه است. او ارزیابی ساختمان موجودیت آدمی را در هر لحظه از زمان و موقعیتی که فعلیت او را نشان میدهد، تعین انسانی مینامد (جعفری، 1360الف، ج9، ص180). در نتیجه، فلسفه اولی را باید بحق «الهیّات» دانست. خداوند در سوره نساء، آیه 7 می فرماید: «یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا و نساء کثیرا و اتقوا الله الذی تسائلون به و الارحام ان الله کان علیکم رقیبا»; ای مردم، بترسید از پروردگار خود که شما را از یک تن آفرید و از او جفتش را بیافرید و از آنان مردان و زنان بسیاری گسترانید و بترسید از خداوندی که از او و از ارحام پرسش می شود.

یکی از معروف ترین و دشوارترین کتاب هایی که در تاریخ فلسفه غرب به رشته تحریر درآمد کتاب مابعدالطبیعه ارسطو است. دیگر افراد به دنبال تأکید بر تواریخ محلی در ساخت و تفسیر گذشته مفهوم «ما» بودند؛ مثلا میخائیل کامن در بررسی عمومی جنگ داخلی آمریکا درگیر این موضوع است. لازم به گفتن نیست که از طریق پس زدن و به حاشیه راندنِ افراد و گروههای اجتماعیِ مختلفی که از نظر ارسطو «شهروند» به شمار نمیآیند، عملاً با خودِ مفهوم تنگنظرانه «شهروند» مواجه میشویم.

در ازدواج فرد سالها تمرین میکند که رابطه محبت آمیز را چگونه حفظ کند و آنرا در حد عالی نگه دارد و این تلاش خود به خود تغییرات عمیقی را در افراد به وجود میآورد، وقتی فرد عادت کند سالها به خوبی صحبت کند، اهل عطوفت و گذشت باشد، رفتار مهربانی داشته باشد، اهل خیر و انفاق باشد و آنقدر روحش بزرگ شود که دیگری را برخود مقدم بشمارد یا حداقل به اندازه خودش به او اهمیت دهد، مطمئناً بعد از گذشت چندین سال، خواهید گفت این فرد با فرد قبل از ازدواج خیلی فرق کرده و خیلی بهتر شده است.

بدین سان، علم حساب دقیق تر از هندسه است.(5) به دیگر سخن، از آن نظر که متعلّقات این علم بسیط ترین و انتزاعی ترین علوم است. از این حیث، می توان آن را مشکل ترین علوم هم دانست. ناگفته نماند که در هستی و زمان هایدگر فقط یکجا سوژه را وارد تفکر خود میکند و بدون نهادن آن در گیومه و آن هم بند ۲۴ است با عنوان «مکانمندی دازاین و مکان»، اما همین یک مورد آنقدر به نظر من اهمیت دارد که آن را در نمایه موضوعی آوردهام. اندکی پس از مرگ ارسطو تاکنون، شرح ها و تفسیرهای بسیاری پدید آمد که همه آن ها کوشش هایی برای حل مسئله متافیزیک بوده اند، و این نشان از اهمیت این موضوع علمی و شناسایی مسائل آن دارد.

هرچند همه انسان ها جویای دانستن اند، اما معرفت درجات متفاوتی دارد. البته در تاریخ فلسفه، فیلسوفانی بوده اند که نظری مغایر با نظر ارسطو داشته اند، آن ها با قرار دادن معیارهایی برای یک علم، متافیزیک را یا اصلاً علم ندانسته اند و یا پست ترین علوم به حساب آوردند. دقیق ترین علوم محسوب می شود. این نوع وجود نیز در مابعدالطبیعه ملحوظ واقع نمی شود؛ زیرا به حالت ذهن تعلّق دارد، نه به خود اشیای خارجی؛ بدین معنا باید موضوع علم منطق محسوب گردد، نه مابعدالطبیعه. هر ملتى در دين و آيين خود به نوعى از ازدواج بهرهمند است.

به بیان دیگر، اصل اساسی آن است که آدمی رهبانیت پیشه کند (چه مرد و چه زن)؛ ولی از آنجا که این کار غیر ممکن است، ازدواج اجازه داده شده است. وی در آثار دیگرش، به مطالبی که موضوع های عمده این نوشته ها را تشکیل می دهد، عنوان «فلسفه اولی» یا «فلسفه نخستین» داده است. برخی از این ویژگی ها عبارتند از: 1- فیلسوف، کسی است که به ارزش عقل ایمان دارد و در علم و عمل خود مقید به احکام عقل است. درباره اینکه چه کسی عنوان متافیزیک را بر آن دسته از نوشته های ارسطو داده، بین ارسطوشناسان اختلاف است.

از این لحاظ متافیزیک و بخصوص الهیات را چون فایده عملی ندارد پست ترین علوم دانست. چهارم آنکه این علم فی حدّ ذاته، شناختنی ترین و به عبارتی، قانع کننده ترین علوم است؛ زیرا درباره اصول اولیه و علل نهایی همه امور دیگر بحث می کند و این اصول فی نفسه به طور حقیقی شناختنی تر هستند تا کاربردهای آن ها؛ زیرا این کاربردها و آثار، تابع اصول اوّلیه اند.

سوم آنکه دقیق ترین علوم است؛ زیرا دقیق ترین دانش ها آن هایی هستند که بیش از همه به اصول نخستین می پردازند؛ زیرا آن ها که اصل های کمتری در بردارند، دقیق تر از آن هایی هستند که شامل اصول بیشتری هستند. لازم به ذکر است که ارسطو با مفهوم عام «وجود» کاری ندارد. اوّلی قلمرو علم طبیعت (فیزیک) است. چون مابعدالطبیعه با وجود من حیث هو وجود سرو کار دارد، و طبیعت حقیقی وجود در آنچه تغیّرناپذیر و قائم به خود است، نشان داده می شود نه در آنچه دست خوش تغییر است، به این خاطر وجود تغیّرناپذیر علت حرکت اشیاست و خود نامتحرّک (اساس بطلان تسلسل) می باشد، از این رو، صفت الهی پیدا می کند.

این مشکل نیست چون راه حل این موضوع را توسط بزرگانی که تعدادشان کم نیست به ما یاد داده است. «دانشی هست که به موجود چونان موجود و متعلّقات یا لواحق آن به خودی خود (یعنی اعراض ذاتیه) نگرش دارد. ارسطو کتاب متافیزیک را با جمله «همه انسان ها در سرشت خود جویای دانستن اند»(2) شروع می کند. هر یک از این دو بخش را نیز به همان نسبت به دو جزء تقسیم کن» (افلاطون، ۱۳۸۰، ص ۱۰۵۱). این امکان علی الاصول وجود دارد که حاصل تأملات عقلانی درباره یک موضوع مورد توجه فقیهِ صاحب صلاحیت قرار گرفته و در مسیر استنباط فقهی او نقش آفرینی کند.

در اینجا حضرت از آن لبّ لباب نظام عقلانی بهره می برد. د. وجود بالفعل و بالقوّه: (این قسم در بخش قوّه و فعل توضیح داده خواهد شد.) از میان چهار قسم مذکور، تنها دو قسم اخیر موضوع مابعدالطبیعه اند؛ زیرا وجود از آن حیث که وجود است، مورد مطالعه قرار می گیرد. وندی شیلت: بر اساس پژوهشی که دکتر آنت لاوسون در سال ۱۹۹۸ پیرامون خیانت به همسر انجام داده است ۱۸% شوهران بریتانیایی مرتکب خیانت شده اند. به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا صالح که در حسینیه مجازی انوارالمصطفی سخنرانی میکرد، ماه مبارک رمضان را در بردارنده مجموعهای از مؤلفههای سبک زندگی اسلامی دانست و افزود: فلسفه ماه مبارک رمضان این است که انسان از بندگی نفس خارج شود و همه هدفش رضایت الهی باشد.

دیدگاهتان را بنویسید