فلسفه زندگی چیست و چرا زندگی میکنیم – مردمان

ولی وقتی به موسیقی رسید، گفت: اینک علم، کو مَرد! کو علم؛ که نشان از قدرت ابن سینا در پرداخت نظری به آن علم است. از این روز دلایل متعددی وجود دارد که حتی شیخالرییس وامدار فارابی است. ولی پیش از آنکه به تعریف فلسفه و معرفی اجمالی مسائل آن بپردازیم، خوب است توضیح بیشتری پیرامون «موضوع» و «مسائل» و «مبادی» علوم و روابط آنها با یکدیگر بدهیم. او با زبان بلیغی که در حکمت، فلسفه، فرهنگ و هنر و در تبیین اندیشههای سیاسی داشت، به قله ای با شکوه در تمدن اسلامیتبدیل شده است. که به تعبیر جامع الألحان مراغی این کنایه از ناتوانی او در موسیقی عملی بود.

در فلسفه اسلامیدر کنار توصیفات اسامیو القاب مختلفی که برای فارابی به کار برده میشود از او به معلم ثانی تعبیر میکنند. ابن سینا در جوار علم موسیقی در کتاب شفا، این رای فارابی را تقریر و تایید کرده و فارابی را تحسین کرده و او را از محققانی دانسته که به حقیقت مساله نظر میکنند نه به آرا سست و مندرس. از این رو یک مساله جامعیت است و مساله دوم خرد پذیر کردن، برهانی کردن و استدلالی کردن معنا ست و این دو بزرگ چه در یونان و چه در ایران در این عرصه فوق العاده مهم و موثر بودند.

اما اسپینوزا بدون اینکه از این جریان متاثر شده و ضعفی از خودش نشان بدهد، از آمستردام خارج و در قریه کوچکی که بیرون از شهر بود و دراطاقی که زیر یک شیروانی واقع بود، منزوی شد و برای امرار معاش به تراشیدن عدسی که آن را قبلاً آموخته بود، روی آورد.از این راه پول اندکی به دست می آورد و درهمان حال تنها و دور از همه، به تفکرات و تاملات علمی و فلسفی و تالیف می پرداخت. آگاهی پیوسته بر حال و توالی حالها. بر خلاف افلاطون که خوبی زندگی را مربوط به خوشی آن نمیدانست، اپیکور نماینده نوعی فلسفه بود که تا زمان حال باقی ماندهاست.

جناب فارابی نیزعلوم را در تمدن اسلامی14 تا 15 قرن بعد از ارسطو تدوین و طبقه بندی کرد و بسیاری از علوم را اضافه کرد و «احصاء العلوم» او مبنای معلم ثانی شدن او شد. اين يك قانون كلى و عمومى است كه اگر به غرائز طبيعى انسان به صورت صحيحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها متوجه طرق انحرافى خواهد شد، زيرا اين حقيقت قابل انكار نيست كه غرائز طبيعى را نمىتوان از بين برد، و فرضا هم بتوانيم از بين ببريم، چنين اقدامى عاقلانه نيست زيرا اين كار يك نوع مبارزه با قانون آفرينش است.بنا بر اين راه صحيح آن است كه آنها را از طريق معقولى اشباع و از آنها در مسير سازندگى بهرهبردارى كنيم.اين موضوع را نيز نمىتوان انكار كرد كه غريزه جنسى يكى از نيرومندترين غرائز انسانى است، تا آنجا كه پارهاى از روانكاوان آن را تنها غريزه اصيل انسان مىدانند و تمام غرائز ديگر را به آن بازمىگردانند.اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه در بسيارى از شرائط و محيطها، افراد فراوانى در سنين خاصى قادر به ازدواج دائم نيستند، يا افراد متاهل در مسافرتهاى طولانى و يا ماموريتها با مشكل عدم ارضاى غريزه جنسى روبرو مىشوند.

سقراط کسی بود که در میدان جنگ جان خود را برای «آلسیبیاد» به خطر انداخت و به قول «ویل دئورانت» همانقدر که فیلسوف بود، یک مرد به تمام معنا هم بود و از این جهت برای شاگردانش بسیار قابل احترام بود. هر مفهوم فلسفی کاربردی به طور عام دارد و از این جهت نمی توان گفت فلسفه موجود ناکارآمد است یا کاربرد ندارد. در کشفها، ما الزاما به طبقه بندی احتیاج نداریم، ولی در ادراکات و در تعلیم و انتقال این امر، ضروری است. بنده این روز را به تمام اهالی سرزمین فکر و فرهنگ و هنر که به فارابی علاقه مندند و از آثار او نیرو و انرژی میگیرند، تبریک عرض میکنم و امیدوارم این مشی عقلانیِ به دست آمده از اندیشه بزرگانی چون فارابی، در جامعه ایرانی با قوت و قدرت ادامه پیدا کند.

هر راهی به جز ازدواج انحراف جنسی به حساب می آید و با ازدواج فرد احساس شرمساری نمی کند. عبد القادر مراغی در مقاصد الألحان خود جمله ای در کنایه به ابن سینا دارد که ابن سینا به هر علمیکه میرسید میگفت: اینک مَرد! یا اینکه برعکس، این آدم است که با طرحها و مقاصد خویش، زمینة معناداری زندگی را فراهم میکند؟ این نشان دهنده جایگاه رفیع فارابی در تاریخ اندیشه به ویژه در جهان اسلام است که در نتیجه او را موسس فلسفه اسلامی میدانند. همچنین طب و ریاضیات و علوم و فنون دیگر را نیز آموخت و از فلسفه مدرسی، به ویژه حکمت توماس آکویناس و از فلسفه دکارت و فرانسیس بیکن و توماس هابز آگاهی یافت.

از این کتاب تا جایی که من میدانم دو ترجمه وجود دارد: یکی سرگذشت فلسفه با ترجمهی آقای کامشاد و دیگری داستان فلسفه با ترجمهی آقای صالحی علامه. او پیوند دهنده میراث و اندیشههای فلسفیای است که از یونان به جهان اسلام وارد شده بود و در واقع اندیشههای غربی را در جهان اسلام به دانشهایی پر دامنه تبدیل کرد، تا جایی که او را موسس حکمت و فلسفه اسلامیدانند. بنابراین جناب فارابی نزدیک به 50 سال مقدم بر شیخ الرئیس است. ما به سراغ روزی رفتیم که در جهان به نام فلسفه شناخته میشود و در تمدن اسلامی نیز فلسفه با فارابی آغاز میشود، بنابراین نسبتی بسیار وسیع و بسیط میان این نام مبارک با این واقعه جهانی وجود داشت به همین دلیل این روز به نام روز فارابی در تقویم ملی ما ایرانیان نام گذاری شد.

به عنوان مثال ممکن است بالا بودن قند خون باعث نامنظم کار کردن قلب شده است، بنابراین اگر بخواهیم قلب چنین شخصی را معالجه کنیم باید قند خونش را کنترل کنیم، بی گمان این شناسائی تغییر است. میبالیم، محصول این دو و نیم قرنی است که از اواسط یا اواخر قرن سوم تا اواسط قرن پنجم و به تعبیری اوایل قرن ششم بسط پیدا کرده است. فارابی در قرن سوم در طلیعه شکل گیری دوره طلایی تمدن اسلامیقرار دارد و اگر بخواهیم معماری را برای این تمدن پرشکوه اسلامی در قرن سوم تا قرن پنجم، به عنوان شخصیتی پیشتاز معرفی کنیم، بی شک آن شخصیت، فارابی است.

درحالیکه نگره عرفانی و حکمیو اخوان الصفای ما کاملا متفاوت با این رای است. این فقط مربوط به ابن خلکان قرن هفتم نیست و در قرن چهارم، اخوان الصفا نیز بیست – سی سال بعد از وفات فارابی در رسائل خود این نکته را ذکر کرده اند؛ لذا فارابی در موسیقی عملی و در نواختن سازهای موسیقایی بی نظیر بود. بنده در مقالهای تخصصی درباب فارابی بحث کردهام و رای فارابی را در قلمرو موسیقی در نقدی که بر آرا فیثاغوریان دارد، مورد بحث و بررسی قرار داده ام. حسن بلخاری؛ رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی گفت: در مراسم امروز درباب انتخاب روز سی آبان به نام روز بزرگداشت فارابی سخن خواهم گفت والبته ذکر چند نکته دیگر درباره جناب فارابی؛ چون اصل پیشنهاد این روز و ثبت آن در تقویم ملی ما ایرانیان از سوی انجمن آثار و مفاخر بود.

فارابی بالا میآید و سیف الدوله ناراحت میشود و به زبانی بومیبه اطرافیان رو میکند و میگوید: من چند سوال از این پیرمرد میپرسم اگر درست جواب نداد او را از مجلس بیرون کنید. فارابی میگوید: نه تنها این را بلکه من بیش تر از 70 لسان را بلدم. ایشان نقل میکند که وارد مجلسی میشود و گفت وگویی بین فارابی و سیف الدوله صورت میگیرد و سیف الدوله به او میگوید: بنشین و او پاسخ میدهد: اینجا بنشینم و یا آنجا بنشینم و اشاره به صدر مجلس میکند که سیف الدوله میگوید نه همانجا بنشین! آقا میرزا یوسف اردبیلی و ثقةالاسلام شهید در کربلا بعد از فوت مرحوم فاضل اردکانی مدت مدیدی به درس شیخ زین العابدین مازندرانی رفته بودند – در جلسه صبح جمعه منزل ایشان که عدهای از علمای عصر همیشه حاضر بودند یکی از دوستان گفتند که آقای دکتر مهدی حائری یزدی از آمریکا به ایران تشریف میآورند چون آنجا مشغول به تحصیل بودند و صحبت کاندیداتوری ایشان برای ریاست جمهوری مطرح است.

اینکه ارسطو را معلم اول را نامیدهاند؛ چون او به حق معلمیکرد و علوم را طبقه بندی نمود و میدانیم که شرط اول انتقال معلومات این است که قاعده و طبقه بندیِ پایه و بنیادین از لحاظ ساختار داشته باشیم تا علوم را بتوان منتقل کرد. چون فارابی به طور مثال وارد حوزه پزشکی یا هندسه و ریاضیات و به صورت بسیار جدی به موسیقی نیز شده است. یکی از مهم ترین امتیازاتی که «فارابی» برای تاریخ اندیشه فرهنگی و دینی ما داشته و امروز هم میتوان به آن استناد کرد، حل دوگانههایی است که بعضا حل آنها دشوار بود.

والبته ضروری است که این تفکر امروز هم در ایران اسلامیدر حوزه نظری و عملی حاکم شود. هدف کسب معرفت و یقین ناشی از معرفت است و با حد وسط قرار دادن قول معصوم، معرفت و یقین حاصل میشود، این هماهنگی برهان و عرفان و قرآن، به بیان دیگر عقل و شهود و نقل از ابتکارات مرحوم صدر المتألهین است. اما جناب فارابی در موسیقی عملی آنچنان استاد بود که این به ظاهر افسانه را در مورد او خلق کرده اند: ابن خلکان این رای را بیان میکند.

گروه دیگر درصدد بیان واقعی از دست دادن تحرک حیات و چاره جویی آن برمیآیند. از سوی دیگر دو – سه نکته بنیادین و بسیار مهم در حیات فارابی و در جایگاه او در تمدن و اندیشه اسلامیوجود دارد که اینها فوق العاده مهمتر از روز تولد و وفات یا روز خلق و یا پایان یک اثرند. او همچنین توصیه میکند که اگر فلسفه دیگری جز این­دو برای حیات درنظر بگیرید، به بن­بست خواهید رسید. او مطمئن بود که فارابی این زبان را متوجه نمیشود و فارابی میگوید جناب امیر صبر کن و به عاقبت امر بنگر، او حیرت میکند و میگوید مگر تو این زبان را بلد هستی؟

به طور خلاصه مي توان درباره فلسفه ازدواج و نتايج و ثمرات آن چنين اظهار داشت كه فلسفه ازدواج در سه امر خلاصه مي شود تكميل، تسكين، توليد. سپس به سه فلسفهی اخلاق عمده، یعنی فایدهگرایی، فضیلتگرایی و اخلاق کانتی، پرداخته میشود. یعنی نزدیک به اواسط میانه قرن چهارم و چیزی در حدود 31 سال بعد، ابن سینا به دنیا میآید. امروز ایران اسلامی ما به برکت انقلاب اسلامی و به برکت موسس حکیم، فیلسوف، فقیه و عارف خود، امام خمینی (ره) میراث تاریخی فارابی، ابن سینا، شیخ اشراق، ابن عربی و ملاصدرا را در تکوین عقلانیت دوره جدید تفکر دینی، حاکم کرده است.

اسماعیل واعظ جوادی آملی، استاد فلسفه و معارف اسلامی و برادر آیتالله جوادی آملی نیمه شب گذشته در بیمارستان امام خمینی (ره) آمل در سن ۸۴ سالگی دعوت حق را لبیک گفت. سیف الدوله حیرت میکند و میگوید تو چیزی در این صناعت میدانی و اینجا است که ابزار موسیقایی خود را از بیرون میآورد و بنا بر روایت مشهور به این شکل مینوازد که همه بگریند و بخندند و به خواب بروند و از خواب بیرون بیایند. تنها اصل قطعی جهان ما امتناع تناقض است. تمدن نوین اسلامیکه بر پایه عقلانیت حاصل از تفکر فارابی وارد اندیشه اسلامیشده است، در آثار بزرگان حکمت و فلسفه و عرفان اوج پیدا کرده و امروز به نقطه تکامل خود در انقلاب اسلامیرسیده است؛ لذا ما فارابی و تفکر او را از بنیانهای فکری و نظری این نظام فکری جدید در کشور و جهان اسلام میدانیم.

دیدگاهتان را بنویسید