فلسفه ذهن – ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد

مرگ این دختر به وسیله تب مخملک در سن پنج سالگی بزرگترین غم زندگی دکارت بود. مثلاً تب معمولاً بر بیماری دلالت دارد. اخلاق مبتنی بر فضیلت عمدتاً با اشخاص سر و کار دارد. در قرن پنجم پیش از میلاد مسیح و در سرزمین یونان معلم اخلاقی سر برمیآورد که فارغ از آموزههای دینی به تعلیم اخلاق میپرداخت. دین به مثابه برنامه و روش اخلاقی به واسطه عدهای افراد که خود را مرتبط با خداوند معرفی میکردند به مردمان ارائه شد. به مدد همین عشق و تکاپویش در طلب دانش میتوان از زیبایی محسوس به زیبایی معقول سیر کرد و سرانجام به دیدار «ایده زیبایی» نایل شد.

فرارویدادگی ذهن و بدن به سود یا به زیان ادعاهای ویژه ای درباره چیزهای ذهنی و به امید یافتن راهکارهایی برای برخی مسائل پایه ای ذهن به کار رفتهاست؛ مانند مسئله علیت ذهنی. در حالی که کیهان شناسی درباره اجرام سماوی و پدیده ها صحبت می کند که شامل ستاره ها، کهکشان ها، انفجارهای اشعه گاما و غیره می شود. افلاطون مکالمات فراوانی در باب فلسفه نوشت و در این آثار اشارات و بررسیهای ضمنی بسیاری درباره یاخلاقیات کرد؛ اما فلسفه اخلاق راه خود را رسماً از زمان ارسطو آغاز کرد. اینان استناد میکنند بر تأثیر زمان و مکان بر درستی و نادرستی امور یا بستگی درستی امور به شرایط.

در زمان حیات وی، وزرای پروتستان در هلند دکارت را یسوعی و پاپیست به معنای ملحد خواندند. در ابتدای پیدایی فلسفه ی تحلیلی، مرزبندی جغرافیایی میان جریان های فلسفی وجود نداشته و فیلسوف انگلیسی ای چون راسل به راحتی از آراء و ابداعات فیلسوف آلمانی تباری چون فرگه استفاده می کرده است. اوخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، دو نحله ی فلسفی در اتریش وجود داشت: جریان علمی – تجربی (حلقه ی وین) و جریان رئالیسم. هر روح به چیزی میل می کند که با طبیعتش مطابق است و نیرویی مطابق ارزش و استعداد خود پدید می آورد که عشق نام دارد این عشق در همه چیز جریان دارد .

یا در مورد علم تاریخ و فلسفه علم تاریخ همین قاعده صادق است.علم تاریخ، علم به حوادث گذشته و نقد و تحلیل آنهاست.اما فلسفه علم تاریخ، علمی است که در آن از چگونگی، توانایی و مرزهای علم تاریخ بحث میشود.سؤالاتی که در علم تاریخ مطرح است از این قبیل است:انقلاب کبیر فرانسه چگونه صورت گرفت! ↑ دورانت، ویل. تاریخ فلسفه. مشکلات فلسفه ی معاصر خویش را در زبان نادقیق می دانستند و در پی پایه گذاری زبانی نو برای فلسفه که به دقت زبان علم باشد، بودند. در اوایل دهه ۱۸۰۰، برخی از کالجها و دانشگاههای انگلیس و ایالات متحده آمریکا زنان را پذیرفتند و تعداد زنان دانشگاهی افزایش یافت؛ با این وجود، وزارت آموزش و پرورش ایالات متحده از دهه ۱۹۹۰ گزارش داده که تعداد کمی از زنان تحصیلات خود را در فلسفه به پایان رساندهاند و فلسفه یکی از مؤلفههای متناسب با جنسیت در علوم انسانی است.

علامه طباطبایی در این باره می گوید: «زن در عین دارا بودن مشترکات، از جهاتی با مرد اختلاف دارد، چون ویژگی های ساختمانی متوسط زنان نظیر: مغز، قلب، شریانها، اعصاب، قامت و وزن، طبق آن چه که در کالبد شناسی توضیح داده شده است از متوسط مردان در همان ویژگی ها مؤخرتر است و این مسئله موجب شده است که جسم زن لطیفتر و نرم تر از مرد باشد و در مقابل، جسم مرد درشت تر و سخت تر باشد. عملا مردها پوشیده تر از زن ها از خانه بیرون می آیند چرا که تمایل مرد به نگاه کردن است و برعکس تمایل زن ها به خودنمایی.

همیشه وجود داشته و همیشه وجود خواهند داشت و در هر دوره ای، بر حسب شرایط آن عصر و پیشرفت علوم مختلف، پاسخ های جدیدی به این مسائل ارائه می گردد. همچنین شرها و موارد اخلاقی وجود دارند که عقل به آنها دسترسی ندارد، چرا که در نگاه درون دینی عقل نظری مدرک کلیات است و عقل عملی نیز در قالب همان کلیات به مصداق یابی میپردازد. لفظ یا اصطلاح cogito یک حقیقت منطقی بدیهی است که همچنین به طور شهودی از وجود یک چیز خاص یعنی خود شخص آگاهی قطعی میدهد. پس از گذار از دوران کومونهای اولیه و شکلگیری نخستین جوامع مدنی تشریک مساعی رو به افزایش نهاد و تقسیم کار برآوردن نیازها را آسان کرد.

فلسفه اخلاق، یکی از رویکردهای علم اخلاق است و بدون در نظر گرفتن نقش و اهمیت آن، و پیش کشیدن سؤالاتی که این حوزه از فلسفه، مطرح میکند، نمیتوان فهم کاملی از اخلاق و اخلاقیات، کسب کرد. فلسفه به منظور کارآمدی عینی، منظومه ای از مفاهیم پایه را ایجاد می کند که با طی مراحلی تا حوزه علوم و مفاهیم کاربردی نیز امتداد یابد. دکارت بیان میکند که او به هلند رفت تا از آزادی بیشتری نسبت به هر جای دیگری برخوردار شود و از حواس پرتی که پاریس و دوستانش برای او ایجاد میکردند، اجتناب کند تا بتواند اوقات فراغت و تنهایی را برای تفکر داشته باشد.

یکی از اعاظمی که دغدغه این کار را داشتند مرحوم استاد سیدجلال الدین آشتیانی رحمةالله علیه بودند که در مقدمات کتابهای متعدد به این داستان میپرداختند، البته به اطلاعات حاصل از همین سینه به سینه گی؛ بعد هم خدا به ما توفیق داد و ما هم در حد توانمان دنبال این داستان را گرفتیم و به حمد الله امروز این تاریخ روشن است و من که خود طلبه کوچکی در فلسفه هستم میتوانم خودم را یداً به ید و سینه به سینه به ملاصدرا برسانم؛ این یک خصیصهای در کشور مینوی نشان ما ایران است که در هیچ کجای عالم چنین خبری نیست.

از این رو وی دستگاه فلسفی عظیم خود را بر پایه مفاهیمی چون علل چهارگانه و قوه و فعل قرار داد تا درواقع بتواند همین حرکت را در جهان توجیه کند. من اعرض عن مطالعه العلوم الدینیه و صرف اوقاته فی افاده الفنون الفلسفیه فعن قریب لسان حاله یقول عند شروع شمس عمره فی الافول: تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم کنون می میرم و از من بت و زنّار میماند. این انقلاب همان شروع دوران جدید است.

دلایل اقتصادی و سیاسی انقلاب چه بود؟ مثلث برمودا چیست ، کجاست و چه اسراری دارد؟ 1. طرفداری از عقلانیت و خردورزی به معنای دادن زمام فکر در همه عرصهها به دست خرد نیست؛ بلکه خرد قلمرو خاصی دارد که از آن نمیتواند تجاوز کند، و مرزبندی میان عقل و شرع به بحث جداگانهای نیاز دارد. این گفته که پیامبران ابراهیمی مهمترین این افراد بودند نیز جای بحث دارد. به خصایلی که موجب فضل و بزرگ منشی میشوند فضیلت میگویند. تمام قوانین و مقرّرات اسلام، از زیر ساختهای فطری و طبیعی به ودیعه نهاده شده در نهاد انسان، سرچشمه میگیرند.

زیرا ما به واسطه ایدههای درستی میتوانیم قوانین را نیز مورد ارزیابی قرار دهیم. پس ترحم به حیوان گرسنه و یا تشنه جزء افعال اخلاقی انسان ها محسوب می شود. یعنی از نگاه او شمس انسان کاملی است. به این ترتیب میتوان گفت که اسلام تنها با نظر ایجابی به ازدواج نگاه نمیکند و تنها به بیان اهداف ایدهآل ازدواج اکتفا نمینماید، بلکه از ازدواج به قصد رسیدن به اهداف ناپسند و نادرست نیز ممانعت مینماید و به مسلمانان توصیه میکند که تنها به منظور رسیدن به اهداف مقدس و متعالی بیان شده به سراغ ازدواج بروید و به آنها هشدار میدهد که اگر به منظور آن اهداف مطرود ازدواج کنید، به آن اهداف نمیرسید و اگر هم آنها تأمین شوند، سعادتآفرین نیستند و موجب گرفتاری خواهند بود.

با توجه به نگاهی کلی به اهم مباحث فلسفه اخلاق اسلامی، ضرورت آن به خوبی روشن میشود؛ به خصوص اگر از شبهات، مکاتب متضاد در فلسفه اخلاق غرب مطلع باشیم که در بعضی از مکاتب همچون مکتب قدرت گرایی نیچه اخلاق ویران و در بعضی دیگر بدون ملاک و مبنایی معقول میشود «همچون حس گرایی». مسیحیت آن را «پیمانی ناگسستنی و دائمی» میداند و اسلام آن را «مایه برکت»، «فضیلت بخش اعمال دیگر» و «سیره عملی پیامبر و ائمه» میشمارد. پس از تحول بزرگ مسیحیت فلسفه اخلاق وارد مسیر جدیدی شد.

آگوستین یکی از تأثیرگذارترین فلاسفه اخلاق بود و با آراء خود به تبیین موضوعات فلسفه اخلاق از منظر مسیحیت کاتولیک پرداخت. لازم به ذکر است برخی مطالب بنده در باشگاه اندیشه و دیگر سایت ها هنوز با همان نام محمدجواد مهدوی مندرج هستند. برخی نیز آن چیزی که فلسفه ی تحلیلی را از دیگر اقسام فلسفه ورزی جدا می کند روش آن است. نهایتاً فلسفه اخلاق در شرایط بحرانی یا فوری بیش از دیگر علوم انتزاعی به دادمان نخواهد رسید اما مطمئناً اصول و مسائل اخلاقی که توسط فلسفه اخلاق مورد بررسی قرار میگیرند میتوانند به صورت پیشبینی بسیار از رخدادها را ممکن یا غیرممکن سازند.

به گواه تاریخ برخی از دینباوران نیز بهطور کلی با فلسفه پیوند خوبی نداشتهاند. البته ما میتوانیم از گاه شماری وقایع غیر انسانی مانند تاریخ منظومه شمسی یا تاریخ محیط زیست زمین در یک گستره میلیارد ساله صحبت کنیم؛ اما مسائل مهم فلسفه تاریخ فقط در روایت ما از گذشته انسان آشکار میشوند. البته در منابع شیعی دو حجت برای انسان مطرح شده یکی وحی و دیگری عقل. در مقابل فلسفه علوم اجتماعی، پشتوانه محکمی برای تبیینهای تاریخی فراهم کرده است؛ تبیینهایی که معطوف به یافتن مکانیسمهای علّی است. فهم درست فلسفی از این مفهوم فراگیر درونمایه، نه تنها برای فلسفهٔ ذهن و روانشناسی بنیادی است؛ که برای نظریهٔ شناخت و متافیزیک نیز ارزشمند است.

↑ ارسطاطالیس، ارسطو. متافیزیک. ↑ ریما مکاریک، ایرنا (۱۳۸۴). ↑ ناشناس. «The Philosophy of Computer Science». ↑ ناشناس. «علم سیاست ما بخشی از علم سیاست جهانی نیست/ چیزی بنام فلسفه مضاف نداریم». دوران مذکور دوران شکوفایی علم و فلسفه بود. پس از کانت،جان استوارت میل و آرتور شوپنهاور علم اخلاق را بیش از پیش متحول ساختند. دیکتاتورها معمولاً یکی از بزرگترین دشمنان فلسفه و فیلسوفان بودهاند. گروهی از فیلسوفان ذهن، کیفیات ذهنی را پایه همه حالات ذهنی میدانند و معتقدند تجربهٔ همهٔ حالات ذهنی با این کیفیت همراه است.

دیدگاهتان را بنویسید