فلسفه تاریخ چیست؟

فلسفهی اسلامی – همانطور که شما فرمودید و درست هم گفتید – فقه اکبر است؛ پایهی دین است؛ مبنای همهی معارف دینی در ذهن و عمل خارجی انسان است؛ لذا این باید گسترش و استحکام پیدا کند و برویَد و این به کار و تلاش احتیاج دارد. همانطور که مشخص است خداوند در این آیه حجاب بانوان را در پوشاندن سر و گردن و پوشاندن زینت ها تعریف می کند. فلسفه اخلاق یا اخلاق نظری به بررسی هدف و مقصود از انجام تکالیف و وظائف اخلاقی می پردازد و در واقع در مقابل اخلاق عملی قرار می گیرد. نکته مهم در فلسفه اخلاقی اسلامی این است که نظریات مختلف در فلسفه اخلاق اسلامی تضاد صدرصد ندارند (البته به جز دیدگاه اشاعره که اساساً عقلی نیست) و نظریه فیلسوفان و اندیشهوران مسلمان در باب اخلاق ودر بخش کلیت و رابطه هست و نیست و نظام اخلاقی اختلاف ندارند؛ بلکه در باب مفاد باید و نباید و ادراکات عقل عملی و نظری و رابطه باید و نباید ها و واقع، اختلافاهایی وجود دارد که به بحث کلیت و اصل رابطه بین باید و نبایدها و واقع و نظام اخلاقی ضربه نمیزند؛ زیرا چنانکه گذشت، در نظریه اعتباریات علامه طباطبایی نیز اخلاق و گزارههای اخلاقی ناظر به واقع هستند.

18. ریخته گران، محمد رضا، هنر زیبایی تفکر، تأملی در مبای نظری هنر، نشر ساقی، چاپ اول1382. ۱۶٫ معـراج سبـز: (چهل حدیث نماز)؛ گزینش و ترجمه/ چاپ و نشر ستاد اقامهی نماز؛ تابستان ۱۳۷۲ش /۱۹۹۳ م و چاپ مکرر. در دورهی اخیر، قم مرکز حوزهی فلسفی ما بوده است؛ آقای طباطبایی هم انسان کاملاً متشرّع، مواظب، دائمالذّکر، متعبّد، اهل تفسیر و اهل حدیث بوده؛ از آن قلندرمآبهای آنطوری نبوده است – البته جلسات خصوصی را کاری نداریم – مراتب علمی و فقه و اصولش هم طوری نبوده که کسی بتواند آنها را انکار کند؛ درعینحال کسی مثل آقای طباطبایی که جرأت کرد و فلسفه را ادامه داد و عقب نزد، اینطور مورد تهاجم قرار گرفت.

فلسفه، خودِ خردورزی نیست ـ برای آن که دستیابی به معرفت، در صورتی که ممکن باشد، پایان فلسفه خواهد بود ـ بلکه نوعی شیدایی و شیفتگی به اندیشه است. ، فصلنامهی حکمت و فلسفه، زمستان ۱۳۸۹، ش اول. ۱۹٫ فلسفه الاصول (پنج جلد ـ عربی)؛ تألیف (جلد اول و دوم در حال آمادهسازی برای چاپ). ۶ ـ ریاست انجمن علمی اصول فقه حوزههای علمیهی کشور(دورهی اول). با غفلت حوزههای علمیهی ما تدریجاً کار به جایی رسید که هر وقت در محیطهای دانشگاهی اسم فلسفه برده میشد – الان هم تقریباً همینطور است – ذهن به سمت «کانت» و «هگل» و امثال اینها میرفت و تصوّر میشد اصلاً فلسفه محصول تفکّر اینهاست.

البته این کار با برنامهی حوزه منافات ندارد. اینها خسارت است؛ ما نباید بگذاریم این کار ادامه پیدا کند. ۶ـ تدریس تفسیر نهج البلاغه، ادامه دارد. ۱۰ـ تدریس خارج فقه و اصول به مدت هیجده سال، از ۱۳۸۰ (اکنون دهمین سال دوره¬ی دوم اصول و هفتمین سال دورهی سوم) ادامه دارد. 2. آیین خاتم با عقلانیت رابطه تنگاتنگی دارد، و اصول و معارف، و احکام فردی و اجتماعی و اخلاقی آن در بسیاری از موارد، با برهان و دلیل عقلی قابل تفسیر است و در یک کلمه کوتاه، «دین محمدی» با حکم عقل و خرد عجین شد و در مواردی که خرد، حق داوری دارد، کوچکترین تفکیکی میان آن دو نیست.

به اعتقاد بنده، قرائن و شواهد نشان میدهد فلسفههایی که در ایران رایج شد – و الان هم اوج آن است – عادّی نبود. یکی از رشتههای تألیف و کار فلسفی، نوشتن فلسفه برای کودکان است. و این اصل، حلقة مشترکی میان تمام شرایع سماوی است که از طرف آفریدگار، به وسیله پیامبران به مردم ابلاغ شده است. در این زمینه هر کاری میشود کرد، باید انجام داد. در قضیهای مانند «راستگویی خوب است» آیا صرف «مطابق واقع بودن»، مصحِّح نسبت «خوبی» به «راستگویی» میشود؟

اینکه گفته میشود امتیازات آخوندی و روحانی مال فقهاست، نه مال فلاسفه و عرفا و متکلّمین، امروز خیلی مثل سابق نیست. فرمانروایى در دیدگاه افلاطون از آن کسى است که بیش از دیگران به حکم قوانین سر مى نهد و همواره مى کوشد تا به حکومت قانون لطمه اى وارد نیاید، نه کسى که از نیروى تن یا اصالت تبار بهره مند است. بنابر رای گلاک، شاید نتوان هیچ تعریف و صورت بندی کاملی از حدود و ثغور فلسفه ی تحلیلی یا شروط لازم و کافی آن به دست داد. و یا این که عدالت چیست؟ چون قوانین و قانونگذار خود به خود به سمت میل و ذائقه مردم، کشش پیدا مى کنند و قانون درست از بین مى رود; پس آن که صاحب تجربه و بصیرت است، باید تشخیص دهد در هر زمینه، قانون درست چیست.

آن زمان حکایات و افسانههای فراوانی از تصمیم و دخالت خدایان در امور مرگ و زندگی و یا جنگ و صلح، سلامت و بیماری، سیل و زلزله و یا عشق و نفرت بین شهروندان شنیده میشد؛ روایاتی که به واقع معنا و هدف از چگونه زیستن و چگونه مردن را برای آنها توجیه میکرد. ب- ازدواج جایگاه خطیر و جلیل دارد و تنها راه تشکیل خانواده و موجب حفظ حیات و سلامت اعضای آن است. این همان چیزی که بلانشو آن را «دیگری» مینامد.

سینگر در این اثر بسیار خواندنی، با لحنی صمیمی و حتی گاهی اوقات محاوره ای، به موضوعاتی همچون تاریخ عشق رمانتیک، آرمان افلاطونی، عشق شهسوارانه، عشق در دوره ی رمانتیک در قرن نوزدهم، ماهیت احساس، مفهوم یکی شدن (و عواقب آن)، تفکرات درباره ی عشق در آثار فروید، شوپنهاور، نیچه، سارتر و سایر نویسندگان، و عشق در ارتباط با دموکراسی و اگزیستانسیالیسم و خلاقیت می پردازد. تفسیر درست این آیات فقط در صورتی امکانپذیر است که آله را به معنای خدا بگیریم؛ یعنی موجود با کمال و با علم و قدرت که توان خلاقیت و تدبیر و سرنوشت انسان در دست او است و اله به معنای مورد نظر موحدان، یک مصداق بیش ندارد که آن را الله مینامند؛ ولی در نظر مشرکان، مصادیق متعدد یا زمان مختلف دارد، و آلهه مشرکان در عین این که مخلوق الله هستند، توان و تدبیر و کردکاری دارند، و دست کم در سرنوشت انسان، تأثیر بسزایی دارند.

یکی از راه هایی که برای نجات از غفلت و استمرار یاد خدا به آن سفارش شده، ذکر کثیر است: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا؛ (أکثروا ذکرا الله ما استطعتم فی کل ساعة من ساعات الیل و النهار، فإن الله أمر بکثرة الذکر له)؛ (أحب الأعمال إلی الله أن تموت و لسانک رطب من ذکر الله)؛ (أکثروا ذکر الله تعالی حتی یقولوا مجنون). در اینصورت فلسفه بواسطه یک مکتب یا مذهب، کاربرد اجتماعی پیدا کرده است. ما نباید بگذاریم فلسفه به یک سلسله ذهنیّات مجرّد از معنویت و خدا و عرفان تبدیل شود.

همچنین، نقطه مشترک برای شروع محاجه، معرفت فطری است که بستر گفتگو در مورد خداوند و نبی و امام را فراهم می آورد، ابزار مشترک نیز قوای درونی انسان است که یکی از آنها قوه فهم و ادراک است که انسان را برهان پذیر می سازد. دهگانه) » گفته می شود. شاید برای شما سوال باشد که چرا انسان ها ازدواج می کنند و ازدواج کردن از چه تاریخی باب شد. شاید دیگر چهره مطرح فلسفه اسلامی شیخ شهاب الدین سهرودی واضع فلسفه اشراق باشد كه نه تنها از افكار حكمای یونان به خوبی بهره برده بود؛ بر منابع اصلی اسلامی یعنی قرآن و سنت نیز كاملا تسلط داشت و با این دانش عظیم فلسفه اشراق (نور) را به جامعه آن روز ایران عرضه كرد.

فلسفه از طریق عقلانیت ممکن است به مکتبی برسد و آن مکتب راهکارهای مشخصی را برای زندگی اجتماعی در نظر گرفته باشد. نهضت آزاداندیشیای که مطرح شد و بعضی از آقایان هم استقبال کردند، یکی از بهترین جاهایش همین جاست. البته من با بعضی از آقایان از نزدیک آشنا هستم و سالهاست که اخلاص دارم؛ با بعضی هم از روی آثار یا مقالههایشان تا حدودی آشنا هستم و به قول معروف، ما پُز این را همهجا دادهایم که جمع فضلای جوانِ فعّالِ خوشفکری در حوزه داریم.

دیدگاهتان را بنویسید