فلسفه :: بسم الله الرحمن الرحیم ؛ «فقه جامع نظام ولایی

اما هنگامیکه برخی از متفکرین عاجز از درک عمق مسائل و حل آن، آنهم در عالم، باصطلاح خلسه و سکر و مستی، به طرح شعارها، با هدف تخلیۀ رنجها، می پردازند و بمانند شاعر شیراز، ناگهان ادعای پوچ «رسد آدمی بجائی که بجز خدا نبیند» را مطرح میکنند و یا بمانند المتنبی، شاعر ایرانی تبار دورۀ خلفای عباسی، که بدلیل فصاحت و بلاغت در شعر و نثر، روزی سر به آسمان برداشت، و خطاب به خدا گفت: «رب کلمنی فانی افصح من کلیمک موسی» (خدایا با من سخن بگو، چرا که من از گفتگو کنندۀ با تو، یعنی حضرت موسی (علیه السلام) فصیح تر هستم)!

پس محور اصلی فلسفه اندیشۀ سیاسی است و نماد اندیشۀ سیاسی نظام های سیاسی است؛ که از افلاطون و ارسطو تا هگل، با هدف توجیه جوامع سیاسی ومدیریت کشورها از سوی دانشمندان مسئول مطرح شده است؛ که این فلاسفه در مراحل تاریخی متوالی و با شناسائی شرایط موجود و مسائلی که دامنگیر جامعۀ بیمار و کشور فاقد رهبری ملی و مسئول می شده، با نگاه عمیق به ضرورت زمان، به ابداع راهکارهای مناسب آن مراحل تاریخی پرداخته اند؛ چنانکه امیرالمومنین (علیه السلام) در این زمینه فرموده است «لکل زمان حکومة و رجال» (برای هر دورۀ تاریخی نظام سیاسی ویژه و دولتمردان مناسب ضرورت دارد) و در راستای همین پیام آموزنده، سخن آگاهی بخش دیگری اعلام فرموده «ربوا اولادکم لزمانٍ غیر زمانکم» (فرزندان خود را برای مرحلۀ زمانی دیگری سوای عصر خود تعلیم وتربیت دهید)؛ و در رابطه با توالی مراحل تاریخی و ضرورت های زمان و نظام های سیاسی مناسب مراحل تاریخی فیلسوف آلمان « ماکس وبر» از اصل «چرخۀ نخبگان» و جلوگیری از «انسداد مجاری گردش نخبگان» سخن گفته و هشدار داده است که اگر ارتجاع مانع انتقال طبیعی نخبگان بر پایۀ «تحرک اجتماعی» شود، انقلاب رخ خواهد داد؛ چرا که تحول منطق تاریخ است.

ما می توانیم تنها درباره ی اندیشه هایی سخن بگوییم که صورت زبانی – بیانی پیدا کرده اند. اساطیر یونان و روم نوعاً باز نمای وجوه مختلفی از همین ستیزند که خود ستیز میان اندیشه آدمی و معمای ناگشودنی هستی است و اندیشه آدمی نیز از همان دیر باز تا بر فضای غبارین این کشاکش بی پایان، نور و روشنی افکند، به دامان دانش آویخته و با فلسفه که زبان خرد است، به جدال با آشفتهگوییهای کژ آیین اما حقیقت نمای جهل شتافته.

حجتالاسلام والمسلمین بهرام دلیر در گفتوگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان اینکه «در جامعه ما سن ازدواج بسیار بالا رفته است» اظهار کرد: پارامترهایی که باعث میشود امر ازدواج به تاخیر بیفتد بسیار است از جمله آنها مباحث روانشناختی، جامعه شناختی، دین شناختی و بحثهای سیاسی و رسانه، جرائد و فضای مجازی است که باید تمام اینها برای آسان سازی امر ازدواج مورد بررسی قرار گیرد.

دیگر دستخوش احساسات نمی شویم، زیرا می دانیم که خداوند از احاظ قدرت و معرفت و حکمت، نامتناهی است و بر این اساس درک می کنیم که بهترین چیزها ایجاد شده اند و همه چیز در بهترین حالت ممکن است.چنین افکار و نظریاتی بسیار شبیه به عقاید عرفا است. «همه کس در جستجوی چرایی زندگی است، نه آن کس که جوان است باید در مطالعه فلسفه -تاخیر کند و نه آن کس که پیر شده است باید از مطالعه خویش خسته و بیزار شود، زیرا تامین سلامت نفس هرگز برای هیچکس نه دیر است و نه زود». آمارهاى مستند نشان مى دهد که با افزایش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى در دنیا همواره بالا رفته است؛ زیرا «هر چه دیده بیند، دل کند یاد» و هر چه دل در مقوله هوس هاى سرکش بخواهد، به هر قیمتى باشد، به دنبال آن مى رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبرى جدید مى بندد و با قبلى وداع مى کند؛ اما در محیطى که «حجاب» حاکم است و شرایط دیگر اسلامى رعایت مى شود، دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص یکدیگر است.

شرم و حيا در زن نسبت به بيگانه مانند غيرت در مرد است؛ به عبارت ديگر، درك و شعور فطري و الهام غريزي زن به حفظ خود از دستبرد نااهلان براي ارتقاي ارزش وجودي خويش است. اميرالمؤمنين (ع) ميفرمايد: «هر كه پوشش شرم گزيند، كس عيب او نبيند» (نهجالبلاغه، 1377: 398). به هر حال، اسلام عفاف، حيا، وقار و متانت را به ويژه براي زن ارزش ميداند، اما وقتي اين ارزشها دگرگون شوند، تلقي زن از شخصيت و ارزش، عرضهي وجود، نماياندن آرايهها و زيباييها ميشود، تا آنجا كه پوشش را نه براي حفاظت بدن، بلكه نوعي عرضهيوجود ميداند. به همين دليل، وقتي احساس حجب و حيا را از دست مي دهد در محيط ناامن اجتماع هم كشف حجاب ميكند؛ و برعكس، وفتي احساس شرم و حيا در او زنده است در محيطي كه امنيت كامل هم وجود دارد، باز هم تمايل دارد خود را بپوشاند.

فلسفه فکر را بیدار، انسان را مطمئن و مستدل، انسان هایی شجاع، فداکار و ایثارگر باز می آورد چنانچه سقراط با تن دادن به مرگ، درس شجاعت، ایمان، پاکی، ثبات رای و استقامت به مردم آموخت. چنانچه غريزهي آدمي به واسطهي شخصيت او مهار شود، صبغهي انساني ميگيرد و بشر را به سوي تعالي سوق ميدهد. ثورور می گوید: «برای فیلسوف شدن داشتن افکار باریک و حتی تاسیس مکتب خاص کافی نیست تنها کافی است که حکمت را دوست بداریم و بر طبق قوانین آن زندگی ساده و شرافتمندانه و اطمینان بخش داشته باشیم. این گفته اپیکور بنیاد مکتب لذت گرایی است.

منتهی گاهی تبدیل به یک نگاه قاعده­مند می­شود و مثلاً از طریق یک مکتب در عمل او حاضر می­شود و گاهی حتی از این پیچیده­تر نیز می­شود. در واقع كسب توفيق در فلسفه نظري تضمين كننده عمل بر وفق فلسفه و به مفهوم مورد اشاره در عبارت فوق، نيست. یک راه ساده برای اندیشیدن درباره این موضوع یادآوری عبارت مشهور “ذهن برتر از جسم” می باشد. فیلسوفان یک جامعه به طور مستقیم با این فلسفه ها سر و کار دارند؛ اما سایر اقشار جامعه هم از این فلسفه ها بی بهره نیستند و به طور غیر مستقیم، از طریق انتشار افکار فلاسفه و بازنمود این افکار در مظاهر زندگی اجتماعی از آن ها متاثرند.

» پاسخ به این گونه مسائل در قلمرو فلسفه است و فلاسفه در جواب دادن به موضوعات فوق با یکدیگر اختلاف نظر دارند و از اینجاست که مکاتب مختلف فلسفی به وجود آمده است. پس از مهاجرت اعضای این حلقه به آمریکا، ارتباط وثیقی میان آنها و فلسفه ی امریکایی ایجاد شد. ؛ پس چرا برخی از انسانهای خودکامه، که خود را بیش از آنچه هستند تصور می کنند، خود را عارفان همتای خدا معرفی می کنند؟

تا پیش از سدۀ هیجدهم که بوسیلۀ اگوست کنت، شاخه ای از «فلسفۀ اجتماع» با عنوان جامعه شناسی مطرح شد، فلسفه شامل همۀ بحث های مربوط به اقتصاد و سیاست و جامعه شناسی و روانشناسی میشد؛ و اندیشمندان در هر مرحلۀ تاریخی بویژه در دوره های بحران زا، با کالبد شکافی جامعه بیمار و شناسائی عوامل بحران، به ارائه راههای حل و معالجۀ جامعه می پرداختند، اگرچه دستاوردهای اذهان بسیاری از متفکرین، خیالپردازی بود و خودستائی و بمانند رواقیون آیه های یأس زمینه ساز برای سلطه بیگانگان امپریالیست های روم مطرح می کردند، چنانکه امروزه در تهران و شهرستانهای دیگر، با دستورالعمل فراماسونری، کانون هائی با داعیۀ عرفان و عارف مطرح شده است تا جوانان را به انزواطلبی، عزلت و تصوف و گوشه گیری تشویق کنند، که این سیاست شوم در کنار گسترش مواد مخدر باعث کناره گیری فرزندان ایران از احساس مسئولیت ملی خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید