صفات خوب و بد – ویکیپرسش

ایشان می فرمودند: اگر فرهنگ اصلاح نشود، اصلاح بقیه ی چیزها هم به آسانی ممکن نخواهد شد و یا آنجا که تزکیه و تهذیب را قبل از تعلیم و تربیت ذکر می کردند، اشاره به این موضوع است. مقصود از روشهای تربیت، دستورالعملهای جزئی و فنون کاربردی و رفتارهای عملیای است که اصول و اهداف تعلیم و تربیت را به ثمر میرساند و به آنها عینیت میبخشد. آیا روش ها و رفتار های ما برای رسیدن به آنچه در قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه آمده، کفایت می کند؟ آیا سیاست های کلی نظام و نیازهایی که مقام معظم رهبری تشخیص می دهند و بر روی آن ها تاکید دارند، را با دل و جان ساری و جاری می کنیم؟

تفاوت اساسی اخلاق قدیم و اخلاق قرآنی این است که اخلاق بشری اساس را بر این قرار داده است که هر چه را جامعه می پسندد خوب و هر چه را جامعه نمی پسندد بد است. مثلاً چه كسی میتواند نقش «غضب» را در حیات انسان انكار كند؟ گاهی خودپسندی فرد به درجهای میرسد که بر اثر کمالاتی که در خود تصور میکند، برای خود از خداوند حقوق و مطالباتی را انتظار دارد و برای خود نزد پروردگار جایگاهی قائل است؛ بهطوریکه مثلاً بروز حوادث ناخوشآیند را در حق خود بعید میپندارد و در واقع این حالت درجه بالای عُجب و خودپسندی و زشتترین آن است.

اخلاقیات را نمی توان مستقیم مدیریت کرد، مثلاً رفتار مدیر سازمان بر کارکنان و محیط کار به شدت تأثیر می گذارد، اولویت های اهداف استراتژیک مانند حداکثر کردن سود، افزایش سهم بازار، کاهش هزینه ها و… نهادهای تربیتی، معرفتی و رسانه ها و همه سازمان ها و همگان و به ویژه خانواده ها، مدارس و دانشگاه ها در این زمینه نقش اساسی دارند. البته در این راستا، از موج ها به عنوان یک فرصت، برای ترویج اصول تا حد امکان باید بهره جست. عمل کند، تا «تعهد اجتماعی» خود را به جا آورده باشد، یعنی هنگامی که یک سازمان مسئولیت های قانونی خود را در فعالیت ها لحاظ می کند، به تعهد اجتماعی(Social obligation) خود عمل کرده است.

اخلاقیات(Ethics)، به طور عام اصول و قوانینی هستند که بایدها و نبایدها را تعریف می کنند. از طرف دیگر باید فراتر از قانون و علم اقتصاد به دنبال اهداف بلندمدتی باشد که برای جامعه مفید است و این بستگی به مهارت های ادارکی بالایی نیز دارد که مدیران سطوح بالا باید واجد آن باشند، تا به مسوولیت های اجتماعی خود عمل کرده باشند. کشوری که نتواند مهارت ها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو موثری بهره برداری کند، قادر نیست هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد.

در این ارتباط باید شاخص های اقتصادی مانند مشارکت عادلانه خانوارها، شاخص های قانونی مانند میزان برابری افراد در برابر دستورالعمل ها و شاخص های اخلاقی و رفتاری در حوزه های مختلف مانند میزان انتفاع و یا خسارتی که جامعه و یا سازمان از نحوه و سبک مدیریت مدیران می برد، مورد سنجش قرار گیرد. منظور از اخلاق علمی ،خصوصیات و ویژگی های پسندیده ای است که متعلم و دانش آموز باید به آنها مهیا باشد و به ویژه در محیط علمی ، آنها را مراعات کند . راز موفقیت و جاودانگی مردان خدا و سیاستمداران الهی نیز در همین نکته نهفته است ، تا کسی اندیشه ی خویش را سامان نبخشد و کشور دل را مستقل نسازد ، امکان ندارد بتواند استقلال و آزادی را برای دیگران به ارمغان بیاورد و ملت و کشوری را آزاد و مستقل سازد .

این نیرو، ناشناخته، ولی محسوس است و مکاتب گوناگون بشری و الهی در تعریف، شناسایی و کاربرد آن، سخنها گفته و کتابها نوشتهاند و جملگی بر وجود، صداقت و کارآیی آن اتفاق نظر دارند. آنجا هم کسانی که نه درجه داشتند و نه سمت و پست، ولی به راستی رفته بودند، تا جان برکف، مسئولیتی را که در حفظ ارزش ها برای خود قائل بودند، را ادا کنند. با وجود این، حفظ تمامیت برای رهبران اخلاقی اهمیت بسیاری دارد. در واقع این خود شکوفایی و نگرش مثبت به دلیل این است که با دیگران ارتباط سالم دارند و همین باعث می شود که از نظر اخلاقی وضع بهتری نسبت به دیگران داشته باشند ،چون علاقه اجتماعی در وجود آنها رشد می کند و همین باعث میشود که آنها بخواهند موارد اخلاقی را بیشتررعایت کنند.

آیا میتوان او را به خوردن حجم فراوانی از غذا توصیه نمود؟ داشتن اخلاق خوب انسان را نزد دیگران عزیز خواهد کرد و با آن ارزش او در نزد دیگران بیشتر خواهد شد. حس، باور و استشمام هر آن چیزی که وجود دارد، نه آن چیزی که باید باشد، تفسیر و حقیقت مسئولیت پذیری اجتماعی است. اخلاق حرفه ای می گوید استانداردها و معیارهای هر تخصصی، در همه ی فرایندهای کاری آن باید رعایت شود. اخلاق حرفه ای، همانطور که گفته شد، نیازمند استمرار در آموزش، مهارت، تجربه و بصیرت بخشی و بسترسازی های فرهنگی فراوان در هر زمینه ی کاری و تخصصی است و اولا باید با نگرش چند بعدی دیده شود و ثانیا چارچوب مفهومی و نظری آن بایستی در مرحله ی عمل یافت شود.

چنین انسانی را خوشاخلاق نمینامند، زیرا هر چند او علم و دانشی دارد، ملاکْ رفتارهایی است که در عمل پدیدار میشود. کستلر از چند آدم ساده و معمولی یاد می کند که در طول سفر دیده و توجه اش را برانگیخته اند. افسری که زن و بچه اش را در شهری گذاشته و به ماموریتی در سیبری می رفته است. او در جوانی از طرفداران سرسخت کمونیسم بود و در سال 1931 به حزب کمونیست آلمان پیوست، اما هفت سال بعد در بحبوحه ی دادگاه های مسکو از حزب جدا شد و در باقی عمر خود به یکی از مخالفین آشتی ناپذیر استالینیسم و یکی از فعالان ضدکمونیست تبدیل شد.

در فلسفهی اخلاق هفت مفهوم اساسی وجود دارد: خوب، بد، درست، نادرست، باید، نباید و الزام (/ وظیفه/ تکلیف). ما باید عملکرد واقعی را با ملاک ها و معیارهای درست، به سوی تحقق اهداف مسئولیت اجتماعی سوق دهیم تا استانداردها تحقق پیدا کنند. مقادیر قابل اندازه گیری، مجموعه مقادیر به دست آمده طی یک بررسی مانند اعداد و ارقام، نسبت ها و درصدهای مربوط به یک سازمان است. امّا اگه بخوایم سرکوبش کنیم حالتی پیش میاد به نام “خمودگی” و یا “سستی”. سؤال اصلی برای او این می شود که آیا فرد مسلمان می تواند به عنوان یک مسلمان از ساخت سیاسی و اجتماعی ای دفاع کند که در آن فرد محترم است، و می تواند آزادانه بر مبنای تلقی خود از نیکی و سعادت زندگی خویش را سامان دهد، و نقش دولت تأمین و تضمین حقوق و آزادیهای اساسی شهروندان باشد یا خیر؟

این گفته به این معناست که مثلا یک بیمارستان آموزشی باید با مردم تحت پوشش خود در تماس باشد و با جلب مشارکت جامعه، انتظارات و نیازهای آنها را شناسایی و اولویت بندی کند و بر اساس نیازها و مشکلات جامعه، خدمات خود را عرضه کند. در جنگ احزاب به كندن خندق پرداخت ، در غزوه حديبيّه با قريش مذاكره كرد و با انعقاد پيمانى به نتايج عملى آن ، كه بعدها نمايان شد ، دست يافت و به همين گونه در هر ميدان جنگى به ابتكارى جديد دست می زد كه او را در پيروزى بر دشمن يارى می كرد و آنان را از اقدامات و تاكتيك هاى خود در بُهت و سرگردانى فرو می برد .

دیدگاهتان را بنویسید