شعر در مورد برف از سهراب سپهری – ❤️ اسک 98

در ادامه با زندگینامه مولوی و گزیده ای از اشعار این شاعر بزرگ با سایت پارسی دی همراه باشید. این اشعار شامل ۲۱۵ تک اثر و ۲۸ مجموعه در بخش شعر نیمایی میشوند که ۱۰ شعر در بخش تک اثر و چهار مجموعه شعر به مرحله نهایی راه یافتند. طبق نظر ویل دورانت، اقوام آریایی در ایران و هند نیلوفر را بطن جهان و حامل سریر خداوند می دانستند و ظاهراً اشاره دارد به وحدت اولیه اساطیر و انسان ها و مذاهب. نخست اینکه در اساطیر اقوام آریایی آمده است که «چون اهریمن انسان نخستین را کشت، نطفه او بر خاک ریخت، زمین آن را نگه داشت و پس از چهل سال گیاهی چون دو شاخه ریباس از آن روئید.

مورخین می گویند که علامت نیلوفر مورد توجه هنرپردازان اقوام آریایی بوده است. به هر حال با توجه به عدم وجود زیربنای عاشقانه در این مجموعه از آن می گذریم و در دیگر مجموعه های سراغی از عشق و زن می گیریم. اکثریت قریب به اتفاق این سطرها در منظومه بلند صدای پای آب آمده است. این زبان در ایران و افغانستان به الفبای فارسی ، که از خط عربی ریشه گرفته، و در تاجیکستان و ازبکستان به الفبای تاجیکی ، که از سیریلیک آمده، نوشته میشود.

مفهوم زن در این شعر یاور شاعر در سرودن فکر اسطوره ایش است و در این میان فضاسازی زیبای شعر به القای این حس کمک فراوانی می کند. واژة «رقصید» این جا وسیلة تصویر برای بیان معنی است، در مصرعهای زیر نیز «رقص» چون عنصر و واسطة تصویر خدمت کرده است. شعر زیبا اگر کوتاه باشد به راحتی حفظ میشود و در طی قرن ها زبان به زبان میچرخد. شعر فارسي در دوره هاي پيش از مولانا با طلوع امثال رودكي , عنصري , ناصر خسرو , مسعود سعد , خيام ,انوري ,نظامي ,خاقاني راه درازي سپرده ودر قرن هفتم هجري كه زمان زندگاني مولوي است , به كمال خود رسيده بود.

همه میدانند که منشأ «هدیه عاشق»، اثر ایرج، که خود یکی از شاهکارهای شعر فارسی در قرن بیستم است، از یک شاعر آلمانی است. در حالی که یکی از مؤلفههای بارز شعر انقلاب اسلامی «بازگشت به خویشتن» ، خودباوری و بازیابی هویت فرهنگی است که این ویژگی خود به خود ذهن و زبان شاعران مسلمان را به سمت احیای سنتهای اصیل دینی و ملی هدایت میکند. از آنجا که اسطوره از تقدس و حرمت ویژه ای برخوردار است، منبع الهام بخش شاعران است.

تکرار چند واژه خاص مانند: نیزه – نی – نیزه دار کهن و سرانجام تصریح به «دو مردم روزگاران کهن» روشن می سازد که فضای شعر، فضایی اسطوره ای و تاریخی است و تمام حوادث زمانی و لفظی در پی خلق این فضا برای بیان فکر اسطوره ای شاعرند. آن دو دست در دست هم در میان اسطوره های خلقت نخستین قدم می زنند و آسمان خلوت آن ها را تزئین می کند.

ایران که در تمام طول تاریخ خود، سرزمینِ بین دریای مازندران و خلیج فارس را در اختیار داشته و محل عبور شرق و غرب عالم بوده است، دستخوش یورشهای متفاوت شده و در این یورشها، بسیاری از آثار معماری و منابع ما از بین رفته است. اگر خیلی به ظاهر حکم کنیم، شاید سردابه الکل که بین این دو سطر آمده است، همان قانونی باشد که منجر به فساد گل سرخ شده و آن را در گلخانه شهوت زمین گیر کرده است. از سه سطر انتهای کلام بر می آید که شاعر لذت جسمانی و زمینی را در نظر داشته است و در زمره مراحلی قرار داده است که من شعری در طی مراحل روحانی و جسمانی خویش به آن رسیده است.

وقتی امیرنظام گروسی مدرسه مظفری را در تبریز تاسیس کرد، ایرج میرزا سمت معاونت آن مدرسه را یافت و در این سمت مدیریت ماهنامه ورقه (نخستین نشریه دانشجویی تبریز) را برعهده گرفت. از آنجا که شاهنامه ابومنصوری در طوس تدوین شده وکسانی چوندقیقی واسدی وخود فردوسی در همین دیار به نظم آن همّت گماشتهاند، چنین برمیآید که توجه به ادبیات پارسی در این دیار ریشهدار بوده است. به نظر می رسد سهراب این مراحل را به توالی ذکر نکرده است بلکه آن ها را با توجه به قراین و شاید زندگی شخصی خود در ضمن سطور فوق آورده و بعد از آن هم به تنها خاص خویش رسیده است.

این نگارۀ زیبای فاخر، دارای امضاء و نام خوشنویس نیست و حتی تاریخ دقیق خلق آن نیز نامشخص است اما با توجه کردن در سبک هنری به کار گرفته شده در این اثر می توان تاریخ تقریبی ساخت آن را به دوران صفویه نسبت داد. با توجه به منطق خاص شعر و استعارۀ درخت و گیاه و گل می توانیم بگوئیم که دو شاخه ریباس در تصویر «گیاهی در هند»، به صورت نیلوفر هشت پر در تصویر «سفالینه ای از خاک سیلک» در می آید. هر چند که در اکثر موارد5 این تعیین مرز به صلاح نبوده و یا اصلاً مقدور نمی باشد.

با همه بدی ها، خوبی ها، زشتی ها و پاکی ها و هر جا که سخن شاعر به عشق می رسد، آن را با جاندارترین واژه ها بیان می کند و دیگر مرز بین زن و مرد بودن فراموش می شود. زیرا می توان با دقت در اینگونه شعرها، درباره شعرهایی که بین عشق زمینی و غیر زمینی در نوسان می باشند، قضاوت کرد و ب عبارت دیگر برای تعیین مرز عارفانه بودن آن ها، همین شعرها را معیار گرفت. خانهای که خاطرات کودکیم را در خود نهان دارد. وقتی که مسافر از راه می رسد شروع می کند به بیان تنهایی و دل گرفتگی خود و اینکه هیچ چیز نمی تواند این اندوه بی پایان او را کاهش دهد و اعتقاد دارد که غم موزون تا ابد شنیده خواهد شد.

به اندیشة ما، محبوبیّت و مقبولیّت مولانا از سوی طبقة مختلف این است، که او خویش را مال همه میداند و اینجایی و آنجایگرا نیست. نمی توان هیچ قسمت از آن را بدون توجه به سایر سطور، تجزه و تحلیل کرد. در ابتدا عشق از نوع متعالی و مواج آن و در انتها عشق زمینی که به ولگردی در کوچه زن ختم می شود و نقش زن در این سطر با توجه به تشبیهش به کوچه ای که در آن می شود ولگردی کرد، شاید زمینی ترین صفتی باشد که سهراب به زن داده است و صد البته صریح ترین آن.

تمامی اجزای این منظومه با همه فراز و فرودها و تفاوت های ساختاری و محتوایی، در خدمت بیان. 11) آیا باور می کنند « مولوی » به اندازه یک صدم ستایش و تعریفی که از شمس تبریزی کرده است درباره چهره های درخشان اهل بیت (ع) و وسائط فیض الهی چون : امام سجاد و امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) به زبان نیاورده اند؟ باور کن عشق را.. بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: «به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن…

جز برادر کی به فریاد برادر میرسد؟ فردوسی شاعر دوره سامانی است که عمر دراز وی او را به روزگار غزنویکشاند وبه همین دلیل کتابش پس از سالها تلاش، تقدیم به محمود غزنوی شد. پس از طى دوره اموى با آمدن عباسيان وجوه ذوقى تجربيات اسلامى ايرانيان در هنراسلامى غلبه كرد.در حقيقت اين وجوه بالذات و بالعرض منحل در كليت اسلام شده بود. اگرچه به سختی می توان قطعه ای از او را یافت که کمتر از آن لذت بخشد ، خصوصاً آنهایی که وی در دوران مشروطه نوشت. این سطرها هیچ کدام به تنهایی، دارای مفهوم کاملی نیستند و حتماً باید در کلیت شعر در نظر داشته باشیم تا آن هدف نهایی که مورد نظر شاعر بوده است، مشخص شود.

اینطور نیست که شاعر حتماً در قالب مشخصی بسراید حتی غزل و قصیده هم با توجه به اتفاقهای ادبی که طی سده اخیر رخ داد، از شکل «قالب» بیرون آمدهاند. از در. خانــــه مــــرا. به صخره من ریز، مرا در خود بسای، که پوشیده از خزه نامم. «می رویید. در جنگل، خاموشی رویا بود. در رباعیات مولانا حدود ۱۶۵۹ رباعی وجود دارد که مولانا همه آنها را بر اساس تجربه و درسهای زندگی مکتوب کرده بود. بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم … چنانکه در جنگ خندق، اوّلین کلنگ را رسول خداصلى الله علیه وآله بر زمین زد.

خورشیدی در هر دشت: بام نگه بالا بود. واسه این که من هر روز از زندگیم تو رو دوست دارم … و باز هم زمستان؛ و چه اتفاقی زیباتر از قدم زدن با تو زیر این بارش زیبای زمستانی؟ حضور هیچکس در زندگی اتفاقی نیست. ترکیب کلی است که تقریباً متضمن تمامی جهان بینی سهراب سپهری در دوران پختگی فکری و شعری اوست. سهراب در این چند سطر اشاره ای به جریان توالی نسل ها و نسب ها و آغاز خلقت و اینکه بشر در سیر تکاملی خودش از چه مراحلی گذر کرده و امروز به کجا رسیده است، دارد.

داستان این رمان مربوط به داستان زندگی پسری است به اسم فرهاد که بعد از هشت سال تحصیل در خارج از کشور به ایران برمیگردد و در کارخانهی پدرش مشغول به کار میشود که در این میان فرها با شخصی آشنا میشود که… موضوع در خور توجه دیگر این مجموعه، استفاده شاعر از اوزان پر شور زل های مولانا و حتی بسیاری از اصطلاحات مخصوص اوست که نشانگر دوره ای خاص از ذهن شاعرانه سهراب است.

دیدگاهتان را بنویسید