سلسله های چین باستان

جالب است بدانیم که علی رغم مشهور، کوشانیان کتاب مقدس بودا را به چینی ترجمه نکرده بلکه یک شاهزاده اشکانی، که در این زمان در چین میزیست، بدان مبادرت ورزیده است (94) .در دوره اشکانیان به علت گذشت و بردباری مذهبی و علل دیگر آئین بودا در شمال شرق و مشرق ایران پیروان بسیار به دست آورد و حتی برخی از شاهزادگان اشکانی به این دین گرویده و به تبلیغ و انتشار آن همت گماشتند.نیلسون دوبواز مینویسد:یکی از شاهزادگان اشکانی در سال 148 میلادی به چین مسافرت کرده و هموست که در تاسیس و انتشار مذهب بودایی در آن کشور سهم عمدهای داشته است (95) .نام این شاهزاده به گفته منابع چینی، “آنشی”بوده که در اندک زمانی زبان چینی را فراگرفته و متوم مهم بودایی را ترجمه کرده است.به روایت مورخان بودایی، او در حدود صد و هفتاد وشش متن را به چینی ترجمه کرده است که پنجاه و پنج متم آن امروزه در دسترس میباشد.از دیگر پژوهشگران بوداشناس ایرانی که نقشی در ترجمه کتب بودایی به چینی داشتهاند از”آن-شوآن”، “جی جانگ وان هوان”میتوان نام برد (96) .انهوان که از شاهزادگان اشکانی است مردی نیک نفس بود.برای اشاعه آئین بودا به چین رفت و مورد توجه فغفور قرار گرفت.او بعدها به اخذ درجه سرهنگی در ارتش آن کشور مفتخر گردید (97) .

شأن و حیثیت مهرداد با آمدن هیئت سفارت چین که از جانب”ووتی”فرستاده شده بود افزونی گرفت (33) .فرستادن سفیر به چین و روم پیوندی میان چین و روم پدید آورده و در این زمان پارت بیگمان نیرویی جهانی به شمار میرفته است (34) .در حدود سال 115 قبل از میلاد مهرداد با امپراتور چین معاهدهای مبنی بر تسهیلات بسیار در امور تجارت بینالمللی منعقد کرد که در آن ایران، به عنوان کشور ترانزیت، حلقه ارتباطی را که دارای اهمیت اساسی بود تشکیل میداد (35) . پس از مبادله سفیر بین چین و ایران انار (36) ، یونجه، اسفناج (37) ، مو، خیار، پیاز، زعفران و یاسمن به چین برده شد و کشت این گیاهان در آن کشور شروع گردید (38) . 1-سیاست.روابط ایران و چین در دوره ساسانیان(651-226 م.)توسعه و گسترش یافت.اردشیر بابکان(241-226 م.)اولین پادشاه ساسانی برای جمعآوری اوستا عدهای را به هندوچین گسیل داشت تا از تمام کتابهایی که در آنجا وجود داشت نسخه برداری کنند.در کتاب”وئی-شو (45) “، که تاریخ دولت”پی-وئی”میباشد، از ورود ده هیئت سیاسی ایران به چین در سالهای مختلف (46) گزارش شده است و در زمان “هسی وئی”(556-535 م.)و نیز در سال 553، از ایران به چین سفیر اعزام شده است (47) .

اما پیروز به پیشروی ادامه داد ولی به سبب تسلط کامل اعراب بر ایران نتوانست وارد سر زمین خویش شود.او مدت بیست سال در طخارستان زندگی کرد و با آن که اطرافیان زیادی داشت اما به تدریج از دور او پراکنده شدند (53) . در سال 673 میلادی پیروز شخصا به دربار چین رفت و امپراطور سپاهیانی از همراه او نمود که به مسیر خود ادامه ندادند و از ترکستان غربی به موطن خویش باز گشتند. در این راستا کشور چین از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۱ از راهبرد اتکا به خود و از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۹ راهبرد انزواطلبی را اتخاذ و از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ از انزوا طلبی به سمت تنوع جهتگیری وابستگی نسبی پیش رفت. بر اساس آنچه تا بدین جا گفتیم میتوان بدین نتیجه رسید که ملت و کشور ایران از کهنترین دوران با کشور و ملت چین در زمینههای مختلف سیاسی، تجاری، هنری، و مذهبی روابط متقابل داشتهاند.اگر چه این روابط در دوره ماد و هخامنشی به خوبی روشن نیست اما چنین حالتی در دوره اشکانی تا اواخر سلسله ساسانی، به دلیل وجود مدارک مستند تاریخی وجود ندارد.نقش کشور ایران به عنوان میانجی بین غرب و شرق در جهان آن روز حکایت از آن دارد که کشور ما به لحاظ موقعیت جغرافیایی از روزگار باستان تا کنون نقش استراتژی مهمی در زندگی مردم جهان داشته است.هر چند که چنین موقعیتی مردم ما را در طول تاریخ با مشکلات و گرفتاریهای فراوانی مواجه نموده است اما از آنان ملتی مقاوم و آب دیده ساخته است که میتواند در مقابل هر طوفانی بایستد و به حیات فرهنگی خود ادامه دهد.

بدین ترتیب به علت ناتوانی حکومت امپراطوری چین در حل مسائل داخلی و هجوم بیگانگان، سلسله منچوچینگ در برابر قدرتهای خارجی تسلیم شد و چین به مناطق نفوذ این قدرتها تقسیم شد. 4-مذهب.بعد از حمله اسکندر مقدونی و سوزاندن اوستا، که بر روی 12 هزار پوسته گاو نوشته شده بود و در تخت جمشید نگهداری میشد مذهب زردشت رو به ضعف گذاشت.در زمان بلاش اول و به دستور وی اولین اقدام برای جمعآوری اوستا آغاز گردید.با تشکیل دولت ساسانی، که مغان در پیدایش و ایجاد آن نقش مهمی بر عهده داشتند و اردشیر خود مغزاده بود، جمعآوری اوستا دنبال گردید و از زبان اوستایی به زبان پهلوی ساسانی بر گردانده شد.در زمان شاپور اول(241-271 م.) آنچه که از اوستا به طب، ستارهشناسی، فلسفه، و جغرافیا مربوط بود از آثار موجود یونان و هند جمعآوری شد و بدین اوستا الحاق گردید.به این اوستا رسمیت قانونی داده شد و با پشتیبانی دولت در سراسر متصرفات ساسانی رواج یافت و از طریق ماوراء النهر، توسط سفدیها به چین رسید. با ظهور اسلام و گسترش آن به کشورهای همسایه و از جمله ایران، یزدگرد سوم، که تحت فشار سیاسی و نظامی قرار گرفته بود، در سال 639 میلادی با اعزام هیئتی به چین از فغفور تقاضای کمک کرد ولی فغفور به عذر دوری راه از فرستادن هر نوع کمک خودداری نمود (51) .اما این کوشش یعنی تقاضای کمک از چینیان متوقف نشد.زیرا، بر طبق نقل مسعودی، پیروز نامهای در زمینه هجوم اعراب به ایران برای امپراتور ونگ-مینگ- یوان فرستاد.امپراتور فرماندار شهرستان نانیو در استان لونگ را به مغرب فرستاد و آنجا را به شهرستانهایی تقسیم کرد.قلعهچی-لینگ مقر فرمانداری کل ایران شد و پیروز به فرمانداری کل آن منصوب گردید (52) .البته این تدابیر تاثیر چندانی نداشت و بزودی تمام سر زمین ایران بر دست مسلمانان فتح گردید.

دیدگاهتان را بنویسید