ساخت، اعتباریابی و رواسازی پرسشنامه فلسفه زندگی

ویژگی های شهر قابل رویت میباشد یعنی ما به راحتی میتوانیم طبقات شهر را نشان دهیم مثلاً بگوییم که این طبقه پاسداران است که در اینجا مستقرند. تمام پادشاهان فیلسوف ابتدا جزء طبقه پاسداران بودند. بنابراین از دیدگاه ارسطو حرکت از مبدئی که ضد منتها یا حد وسط در بین منتها و ضد آن است آغاز میگردد.یعنی اگر شیئی سیاه شود بدین معناست که ابتدا سفید یا لااقل خاکستری بوده است.پس آنچه در حرکت اتفاق میافتد این است که ضدی به جای ضد دیگری مینشیند.یعنی حرکت مستلزم وجود دو ضد است.اما این دو ضد، به نوبه خود مستلزم وجود موضوعی است که اضداد در آن موضوع و زیر بنا جایگزین همدیگر میشوند و خود موضوع در عین حال ثابت است.

یعنی بخش عقلانی نفس ابتدا نه جزء میل و نه جزء جسور نفس بوده است. یعنی هر کس به کار خویش و وظیفه خویش عمل کند و عدالت در نفس انسان تابع همان اصولی است که در جامعه دیدهایم یعنی انسان زمانی عادل است که هر جزء نفس­اش تنها به وظیفه خود عمل کند. عدالت در مدینه به این معناست که هر کس در مدینه همان عملی را انجام دهد که طبیعتاً برای آن ساخته شده است. ظلم و بیداد نیز هنگامی رخ مینماید که هر یک از اجزای نفس یا جامعه وظیفه خود را انجام ندهند و در جایگاه طبیعی خود نباشند.

اما اجزای نفس نمیتوانند چنین کاری انجام دهند. به همین دلیل افلاطون می­گوید می­توان چنین شهری را الگو قرار داد تا در درونمان چنین وحدت و انسجام ایده آلی را به وجود آوریم. به وجود میآورد. شهری که در آن دیگر خبری از من و تو نیست بلکه ما وجود دارد. آیا نمیتوان از خود پرسید چرا افلاطون وقتی از عدالت صحبت می­کند باید حتما شهری را فرض کند؟ اصولاً کتاب جمهوری با طرح بحث عدالت نمیخواهد وانمود کند که حاوی حقیقت غایی و قطعی است، بلکه افقی را به روی خواننده میگشاید که شاید زندگی از این افق زیباتر و دلپذیرتر و محترمانهتر باشد.

از آن جایی که وی معتقد است تربیت صحیح تنها در دولت و جامعه کامل امکانپذیر است، دولتی آرمانی میسازد تا چارچوبی برای تربیت اصیل باشد. چنین سیاستی، نه تنها برای افراد و اجتماع فایدهای ندارد بلکه به زیان افراد جامعه نیز تمام میشود، زیرا کسی که خود را مقید به اخلاقیات نکند به راحتی میتواند به جان ومال مردم آسیب برساند همچنین به نظر افلاطون وقتی حکومت بد باشد شخص میتواند به امور اخلاقی پایبند باشد اما دیگر به وحدتی که مدنظر افلاطون است نمیتواند برسد.

حاکم جامعه که برابر با فیلسوف پادشاه است به تربیت دیگر افراد میپردازد و آنها را در طریق دست یافتن به هماهنگی و توازن درون هدایت میکند. افلاطون در سرتاسر جمهوری به وحدت و هماهنگی شهر و نفس با توجه به تمایزات در افراد تأکید دارد. بدین ترتیب انسان عادل در درون خود نظم و هماهنگی زیبایی برقرار می­کند. همانطور که افلاطون می­گوید اگرتمام اطرافمان از غیر اخلاقیات پر باشد ما در درون­مان می­توانیم سرزمینی بسازیم مقید به تمام اصول اخلاقی ناب و به هماهنگی و وحدتی برسیم که شایسته هر شخص مقید به اصول اخلاقی است و به شناختی برسیم که به وسیله آن شناخت ذات هستی برایمان آسان شود.

1 -تربیت اندیشمندانی که بتوانند عرضه کننده ی تفکر ناب اسلامی در حوزه ی فلسفه وحکمت باشند. عفاف، روح پوشش است و پوشش کالبد آن؛ عفاف، فلسفه حجاب است و حجاب، تضمین کننده عفاف و حیا می باشد. عفاف، روح پوشش است و پوشش کالبد آن; عفاف، فلسفه حجاب است و حجاب، تضمین کننده عفاف و حیا مى باشد. اما حقیقت ایدههای روشن و متمایز دکارت با این واقعیت تضمین میشود که خدا وجود دارد و فریبنده نیست. از نظر افلاطون سیاست نادرست به راحتی میتواند اخلاق یک جامعه را به ورطه نابودی بکشاند.این واقعیت را افلاطون به عینه بعد از جنگهای یونان با اقوام دیگر و دولتهای همسایه از جمله اسپارت در جامعهاش مشاهده میکرد.

سیاست نادرست به راحتی می­تواند اخلاق یک جامعه را به ورطه نابودی کشاند. به نظر میرسد برای پاسخگویی به این سؤال که رساله جمهوری آیا درباره عدالت است یا سیاست، باید مطالبی را که درخصوص عدالت بیان شد به یاد آورد هم چنین باید به شخصیت افلاطون نیز توجه کرد زیرا افلاطون کسی نیست که در محاوراتش بیهوده به مطالبی اشاره کند. فلاسفه در طول زمان سوال های زیادی را در مورد خدا و مذهب، چگونگی شکل گیری سیاست، معنای «اراده آزاد» و مفهوم آزادی مطرح کرده اند و درباره ی زبان، حقوق حیوانات، زیبایی شناسی، قانون و عدالت نوشته اند.

ویتگنشتاین از مهمترین فیلسوفان تحلیلی است و بررسی فلسفه ی وی ریشه های آلمانی فلسفه ی تحلیلی را نشان می دهد. افلاطون برای یافتن عدالت در نفس می­گوید چون عدالت هم در نفس هر فرد آدمی و هم در کل جامعه وجود دارد پس باید نخست ماهیت عدالت را در موجود بزرگتر یعنی جامعه بررسی کرد. بنابر این ما نیازمند برداشت جدیدی از علّیت هستیم که برای موضوعات تاریخی مناسب باشد. این تعاریف که هم از لحاظ علمی دقیق و صحیح و هم بهلحاظ تاریخی جامع است، متأسفانه از جانب برخی از دانشمندان غربی و نیز عربزبان نادیده گرفته شده است.

همانگونه كه حجاب ظاهر عفت و عفت باطن حجاب است، بي حجابی نيز زمينه ساز بی عفتي است و گام به گام بدحجاب را به بي عفتي نزديك مي سازد. دلیل آن هم همانگونه که تا حدی اشاره شد، تعارض در ماهیت تعریف خود ایده است؛ یعنی تعارض میان از یک سو، وجه بشری، منطقی و کلی ایده و از سوی دیگر، وجه الهی، هستیشناختی و مقدس آن. این واژه برای تعریف نظام و نوع حکومت بهکار مىرود.

به این معنا که با معین کردن غایتی که مدینه مورد بحث باید دنبال کند یا آن را والاترین هدف خویش برشمارد، نیز تعیین انسانهایی که باید به شهر حکومت کنند، نوع مدینه را مشخص میکند. نورانی نوعی از حکومت ستمگران است که فقط تأمین منافع فرمان روا را در نظر دارد. هر قدر از مراتب پایین به طرف مراتب بالاتر برویم، سهم صورت بیشتر و از سهم ماده کاسته می شود، تا جایی که به رأس این سلسله می رسیم که عاری از هرگونه ماده است و فقط صورت محض می باشد. بعد من به پرتالم مراجعه میکنم و رزومه و سوابق ایشان را میبینم، موضوع ایشان را میبینم و تأیید و یا رد میکنم.

اینجا عنصر دیگری پیش میآید، که من از این آیهای که خواندم، قصدم اشاره به همین عنصری بود که به سکینه ارتباط هم دارد، و آن تقواست. در حقیقت، بخش مهمی از فلسفه مباحث تخصصی آن در سطح آموزش دانشگاهی است، ولی بخش مهم دیگر کار بست آن در همه بخشهای زندگی و در همه رشتهها و فعالیتهای آموزش نظری و عملی است.(7) به عبارت بهتر، از نظر برخی از منتقدان فلسفه نظری، آنچه در کتابخانهها و دانشگاهها تحت عنوان متون فلسفی وجود دارد، با دنیا و زندگی روزمره ارتباطی ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید