زن در شعر واندیشه مولوی

گل با همه زیبایی و لطافتش گاه فاسد می شود. اولین حضور زن در این مجموعه در شعر آب و در این قسمت ذکر شده است استفاده تصویری بسیار زیبایی است در روند اصلی شعر و در جهت تحکیم پایه های استدلالات زیباشناسی خود. شاعر شهوت را به منزله گلهایی دیده است که در پایین واقع شده و به جای نردبان، باید از پله استفاده کرد و با این سطور قسمتی دیگر از جهان بینی اخلاق گرای سپهری، آشکار می گردد.

جهان بینی لطیف و شفاف و طبیعت گرا که نگاهش به همه اجزاء جهان هستی و من جمله زن، نگاهی مهربان، لطیف، آرمانگر و از همه مهمتر شاعرانه است و صد البته در این وادی به کلماتی نیز برمی خوریم که ممکن است در این قاعده کلی نگنجد، ولی همانطور که در جای خودش نیز بیان خواهیم کرد، این کلمات نیز با همه تفاوت های معنایی، خللی به بافت اصلی و نگاه ویژه سهراب به جهان پیرامونش وارد نمی کند. اما میتوان آنرا به علت همین مرزبندیها، یکسره در ردیف شعرهای عارفانه جای داد.

یعنی رویکرد به شعرهای مذهب گرایانه که در سراسر مجموعه شرق اندوه به چشم می خورد و دقیقاً به همین سبب، از افکار غنایی و عاشقانه آن کم شده و حتی به حد هیچ می رسد. در این مطلب مجموعه ای از شعرهای عاشقانه زیبا ، متن های زیبای ابراز عشق، عکس نوشته های عاشقانه، شعر و متن های غمگین، شعرهای عاشقانه غمگین، عکس های عاشقانه، متنهای رمانتیک ، شعرهای دلتنگی ، متن و شعر غمگین ، شعر تنهایی، اشعار عاشقانه را گردآوری کرده ایم که امیدواریم مورد پسند شما قرار گیرد. متن شعر این ورق با خط زیبای نستعلیق سیاه بر روی زمینه ای طلایی رنگ نوشته شده که در اطراف آن یک قاب آبی با نقوش تاک طلایی رنگ قرار داده شده است.

بنابراین با توجه به آنچه بیان شد می توان نتیجه گرفت که تاریخ دقیق خلق این شعر نوشته ناب در طول مدت زمان حاکم بودن میرصفدرعلی از سال 1886 تا 1891 میلادی بوده است. باباطاهر در قرن یازدهم میلادی می زیسته و با سرودن دوبیتی های ساده، کوتا، زیبا و قابل فهم برای عموم مردم، خیلی زود توانست تا در میان آنها به شهرت دست یابد. در قرن نهم دو شاعر زن معروف حضور دارند . باز می بینیم در ابتدا و انتهای پاراگراف، دو نوع نگاه مختلف به زن و کلاً جنبه مؤنث حیات، در مقابل هم قرار گرفته اند: عشق و ولگردی در کوچه زن.

زن می تواند فتنه انگیز باشد وعاملی برای هوای نفس که سبقت در دین را از مرد بزداید . در عاشقانه بودن این شعر شکی نیست و همانطوری که گفتیم طیف وسیعی از کلمات موجب شده اند تا شاعر از حال و هوای عارفانه صرف فاصله گرفته و ابعاد دیگر برسد ولی نکته ای که باز قابل تأمل است، مشخص نشدن مخاطب شاعر است. شعر با مکامه شروع می شود و شاعر از مخاطب خود می خواهد تا او را بخواند، زیرا که صدایش همانند لحظات سبز صمیمیت خوب است.

انگار آن ابهام، اینجا به وضوح تبدیل شده است و آن صدای پاک، تبدیل به بارانی شده است که از پلک عاشق سرازیر گشته و موسیقی غمناک بلوغ روحانی «منِ» شعر و اواز انارستان های همینه عاشق، نیز او را همراهی می کنند. در قسمت اول و در ادامه شنیدن صداهای مختلف شاعر، صدای بارانی را می شنود که روی پلک تر عشق می بارد و همراه آن، موسیقی غمناک بلوغ همنوایی می کند و این باران در آواز انارستان ها نیز می بارد، ترکیب بندی بسیار زیبا و شفافی از عاشق شدن که بعد از شنیدن صدای پاک پوست انداختن مبهم عشق رخ داده است، دارد.

تأکید بر این نکته که با وجود زلالی آب است که می توان عکس چهره را در آن دید و از آنجا که یک زالی در خدمت طبیعت است، باید آن را با گل آلود نکردن آب حفظ کرد. سالیانی بارآور را که آغاز خواهم کرد. آبی بلند، خلوت ما را می آراید. هدف اصلی ما در زندگی کمک به دیگران است. اما همانطور که جناب سعدی در بیت بالا اشاره فرمودند زمانی که خداوند چیزی را را از انسان دریغ می کند، بدون شک اتفاق بهتر و مهم تری را در زندگی شما رقم خواهد زد.

طبق نظر ویل دورانت، اقوام آریایی در ایران و هند نیلوفر را بطن جهان و حامل سریر خداوند می دانستند و ظاهراً اشاره دارد به وحدت اولیه اساطیر و انسان ها و مذاهب. در این سه سطر و سه بند، نیز نگاه خاص و جهان بینی مختص سپهری به عشق کاملاً مشهود است. در این قسمتاز منظومه مسافر، جهان بینی خود را از واژه عشق و عاشق بیان می کند. در بند دوم که در صفحه قبل ذکر شده است، شاعر به نصیب خویش از زندگی اشاره کرده و اعتقاد دارد، مکان مهم نیست، بلکه این انسان است که باید هر لحظه در حوضچه اکنون آب تنی کرده و زیبایی های دنیا را مورد استفاده قرار دهد.

روایت اسطوره آفریده شدن زن و کامل شدن نیمه دوم خلقت، در چند سطر ابتدایی شهر به زیبایی تنهایی انسان را در میان تپش کور خلقت بیان کرده است. 5- سهراب در همین مجموعه یک شعر دیگر نیز دارد که هر چند رویکرد عارفانه ان کاملاً مشخص نیست. به هر حال با توجه به عدم وجود زیربنای عاشقانه در این مجموعه از آن می گذریم و در دیگر مجموعه های سراغی از عشق و زن می گیریم. مولانا در ادامه حدیثی از رسول الله صلی الله علیه وآله را به شعر در می آورد .

مولانا جلال الدین در عین حال سرنوشت عجیبی دارد و با بسیاری از شاعران ایرانی نشست و برخاست داشته است. آهنگ انگیزشی کنکور سرنوشت با شعر انگیزشی از مهندس مرتضی الهی را دانلود نمایید و لذت ببرید. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا با کلیک روی تصویر زیر، از این آموزش های رایگان استفاده کنید. با توجه به منطق خاص شعر و استعارۀ درخت و گیاه و گل می توانیم بگوئیم که دو شاخه ریباس در تصویر «گیاهی در هند»، به صورت نیلوفر هشت پر در تصویر «سفالینه ای از خاک سیلک» در می آید.

نخست اینکه در اساطیر اقوام آریایی آمده است که «چون اهریمن انسان نخستین را کشت، نطفه او بر خاک ریخت، زمین آن را نگه داشت و پس از چهل سال گیاهی چون دو شاخه ریباس از آن روئید. به آسمان و زمین فکر می کند و برای نجات از تنهایی وحشتناکش به میان نیزاری پناه می برد. از دنیای مه آلود شاعری گذشته ست… با توجه به این ایده بعید بنظر می رسد که باور کنیم انسانی چون حافظ به کرامت و کمال زن بی توجه بوده است و دلیل این مدعا این است که در دنیای عرفان و نگرش عارفانه وجود فیزیکی زن واقعیت ندارد و اینکه حافظ به موجب آنکه غزل عاشقانه ی اجتماعی می سراید ، به زن به چشم معشوق زمینی می نگردد ساخته ی ذهن شاعر است تا از زن بعنوان یک نماد جمال و جلوه جمالی حضرت دوست بهرمند شودبی گمان او می خواهد جلوه هایی اندک از حضرت حق سبحانه و تعالی را در قالب کلمه و کلام بریزد.

در این غزل زیبا، جستجوی یک عاشق شرح داده شده که معشوق ذره به ذره و جزء به جزء خود را به او می نمایاند. سبک و بن مایۀ اشعار موجود در ورق سمت راست این نگاره، کاملاً عاشقانه هستند و شاعر در مفهوم ابیات خود، معشوقی را توصیف می کند که عاشق زار خود را به درد عشق مبتلا ساخته و با تیغ برندۀ غم هجران، جان و دل او را هزار پاره کرده است. گویی انسان تا وقتی که دچار این رگ پنهان رنگ ها شده است، در جسمانیت گرفتار است و بعد از ان جزئی تفکیک ناپذیر است که می توان فقط آن را انسان عاشق نامید و دیگر هیچ.

دیدگاهتان را بنویسید