دکتر سید محسن میرباقری

علاوه بر آن، به نظرم مهمترین رکن حیات معنوی رابطههایی ازجنس (به تعبیر مارتین بوبر) “من- تو” یا به تعبیر عارفان ما، از جنس روابط عاشقانه است، یعنی رابطه ای که میان دو موجود مکرّم، آزادانه و بر مبنای احترام متقابل شکل می پذیرد. لیبرالیسم ترس عمیقاً نگران “قساوت” است، و مهمترین دغدغه آن پیشگیری از وقوع و شیوع آن است. شجاعت حد اعتدال میان تهور و ترس است. در حدیث دیگری از امام علی علیه السلام می خوانیم که فرمود: «لو کنا لانرجو جنة ولانخشی نارا ولاثوابا ولاعقابا لکان ینبغی لنا ان نطالب بمکارم الاخلاق فانها مما تدل علی سبیل النجاح؛ اگر ما امید و ایمانی به بهشت و ترس و وحشتی از دوزخ، و انتظار ثواب و عقابی نمی داشتیم، شایسته بود به سراغ فضائل اخلاقی برویم، چرا که آنها راهنمای نجات و پیروزی و موفقیت هستند.

آرتورکستلر داستان نویس، وقایع نگار و روزنامه نگاری از یهودیان مجارستان بود. مکتبی که به کرامت انسان، آزادی و اختیار او و گرایش ها و استعدادهای مشترک فطری اش قایل است، هدفی که برای تربیت اخلاقی ترسیم می کند، کاملا متفاوت با اهدافی خواهد بود که یک مکتب غیر معتقد به این اصول عرضه می کند. اصول کلى اخلاقى، چیزى جز قواعد پذیرفته شده رفتار اجتماعى و احکام ویژه اخلاقى نیز چیزى جز کار برد آن احکام در مواردى خاص نیستند. 3. تمرین و نهادینه سازی: از راه هاى دیگر تحصیل خوش اخلاقى و رفع بداخلاقى تمرین عملى خوش اخلاقى هنگام برخورد با دیگران است.

در حدیث معروفی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «إنّما بعثت لأتمّم مكارم الأخلاق؛ من از آن جهت برانگيخته شدم كه مكرمتها (شرافتها) ى اخلاقى را كامل و تمام كنم (و همه را بياموزم)». چند رویکردهای کلان در تربیت وجود دارد که ما می توانیم بحث را به صورت استراتژی های گوناگون در زمینه تربیت عنوان کنیم ، واژه استراتژی که در ابتدا به عنوان یک اصطلاح نظامی به کار میرفته و سپس به فضاهای دیگر راه یافته در لغت به معنای برنامه، سیاست، روش، نقشه،تدبیر، راهبرد، فرماندهی، و رزم آرایی آمده است که این واژه در اصطلاح به صورت خلاصه عبارت است از کلی ترین سخن درباره روش رسیدن به هدف که استراتژی های همچون رویکرد مبتنی بر اخلاق اجتماعی، رویکرد مبتنی بر اخلاف بندگی و رویکرد مبتنی بر اخلاق ولایت قابل طرح است.

2. نفي وجود رابطه: برخي شايد مايل باشند كه بگويند دانش و هوشياري در افراد آلوده سبب ميشود كه جنايات خود را هوشيارانهتر انجام دهند و بنابراين رابطة ميان علم و اخلاق را منكر شوند. 2. لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ؛ (آل عمران، 164) خداوند بر اهل ايمان منت گذاشت كه رسولي از خودشان در ميان آنان برانگيخت تا آياتش را بر آنها تلاوت نموده و آنها را تزكيه نمايد و كتاب خدا و حكمت بياموزد. 4. رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِم»؛ (بقره، 129) حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ از خدا درخواست ميكند: خداوندا، در ميان فرزندان من پيامبري از خودشان بفرست، كه آيات تو را بر آنان تلاوت كند و به آنها كتاب و حكمت بياموزد و آنها را تزكيه نمايد.

در رفتار با مؤمنان، برای آنان چهره بگشایید و خوشرویی کنید و در برخورد با مخالفان، با آنان در کلام مدارا کنید تا جذب شان کنید و اگر از جذب آنان مأیوس شدید، با این مدارا شر آنان را از خود و دیگر برادران دینی خود دفع کرده اید. از این رو، نخستین دستور قرآن برای نفوذ در دل مردم (هر چند افراد گمراه و آلوده)، برخورد ملایم و همراه با مهر و عواطف انسانی است و نیز توسل به خشونت، در مرحله ای که برخوردهای دوستانه و منطقی مؤثر نباشد. قرآن کریم دین خدا را هماهنگ با فطرت انسان میداند، بر این اساس اگر در دین خدا از اخلاق سخن گفته شده، گویای آن است که اخلاق در وجود انسانها ریشه دارد.

آیا هنگامی كه حقوق فردی مورد تجاوز قرار میگیرد اگر تمام قدرتهای ذخیره وجود او در پرتو غضب برافروخته و بسیج نگردد چگونه ممكن است در حال خونسردی از حقوق خویش دفاع كند؟ 3. وجود رابطه، نه به صورت كلي: انصاف اين است كه رابطة علم و اخلاق را نه به صورت كلي ميتوان انكار كرد و نه ميتوان به طور كامل اخلاق را معلول علم دانست؛ زيرا انسان موجودي است دو بعدي، يك بعد وجود او را علم و ادراك و آگاهي تشكيل ميدهد و بعد ديگر وجودش را اميال، غرائز و شهوات، حال گاهي با ميل و اختيار خود بعد اول را ترجيح ميدهد و گاهي بعد دوم را، و تجربة خارجي هم نشان ميدهد كه افراد آلودهاي بودهاند كه با واقف شدن برقبح عملشان و شناخت راه صحيح، از روش خود دست برداشتهاند و در مقابل افرادي هم بودهاند كه هر چند به حسن و قبح اعمال واقف و آگاهند، ولي با اين وجود دست از اخلاق سوء برنداشتهاند، زيرا صرف علم انسان را به سمتخوبيها سوق نميدهد.

هیچ کس تا به حال به خاطر این ویژگی به جایگاه و مقامی نرسیده و نتوانسته دل کسی را به دست بیاورد. خداوند از هر کس به گونه ای امتحان می گیرد تا حقیقتش بر خود او نیز آشکار شود. پس جهان آفرینش، میدان آزمایش همه انسان هاست و هیچ کس از این قانون عمومی مستثنی نیست. از اين رو، علم اخلاق يكى از ضرورى ترين علوم براى انسان است. همانا شیطان دشمن آشکار انسان است. انسان خوش اخلاق کسیه که در حیطهی عقل دارای حکمت، در غضب دارای شجاعت و در شهوت دارای عفته. گویی از منظر ایشان، باور به خداوند و تعالیم دینی نهایتاً امری نامعقول و حتّی خلاف عقل است، و لذا گشودن فضای تعقل و انتخاب آزاد نهایتاً به زیان دین و دین داری است.

بر همین مبنا خیر، آن چیزی است که خداوند فرمان انجام آن را صادر نموده است، و شر و بدی، آن چیزی است که خداوند از آن نهی فرموده است. در آیه243 سوره بقره میفرماید: «ان الله لذو فضل علی الناس ولکن اکثر الناس لایشکرون; خداوند نسبتبه بندگان خود احسان میکند ولی اکثر مردم شکر او را به جا نمیآورند! ۴. هشدار دادن به دوری از گناهان و لغزش ها: بعضی از فتنه ها، بلا و ابتلایند تا انسان را از نفاق، گناه و لغزشی که از او سر زده است، آگاه و متنبه کنند، از ارتکاب به آنها باردارند و او را به صراط مستقیم الهی بازگردانند.

آدمی همواره با انبوهی از گزینههای رفتاری روبه روست که تنها میتواند تعداد محدودی از آنها را برگزیند: چشم خود را به بعضی از دیدنیها بدوزد، گوش به بعضی از شنیدنیها فرا دهد و دست و یا سایر اندامهای خود را برای انجام بعضی از کارها به کارگیرد. بعضی ها میگن که من اخلاقم همینه، نمیتونم خودم رو تغییر بدم یا چیز خاصی رو عوض کنم اما یادت باشه کسی که این رو بهت میگه زیاد بهت اهمیت نمیده چون اگه واقعا دوستت داشت حاضر میشد اندکی هم که شده اخلاقش رو برات عوض کنه.

براین اساس متناسب با اهمیت خاصی که یک علم برسرنوشت فرد و جامعه دارد مورد تأکید و ترغیب اسلام واقع گشته است و دانشمندان مسلمان خویش را ملزم به تدوین و تبویب آن علم در مقام تئوری و نظری کردهاند. این احادیث نشان از میزان اهمیت پرداختن به اخلاق و تلاش برای کسب فضایل اخلاقی در اسلام دارد. علم اخلاق، علمی است که صفات نفسانی خوب و بد و اعمال و رفتار اختیاری متناسب با آنها را معرفی میکند و شیوه تحصیل صفات نفسانی خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات نفسانی بد و اعمال ناپسند را نشان میدهد.

تعبیر به «انما» در این حدیث که به اصطلاح برای حصر است نشان می دهد که تمام اهداف بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله در همین امر یعنی تکامل اخلاقی انسانها خلاصه می شود. من برای شما نمی پسندم که دشنام گو باشید، بلکه اگر کارهای بد آنان را وصف کنید و مواضع شان را یادآور شوید، هم سخن تان استوارتر است و هم عذرتان پذیرفته تر. «وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیدًا؛ سخن استوار بگویید».

سخن نرم و ملایم، برای هدایت و ارشاد تأثیر بیشتری دارد. این جمله ها که آهنگ محبت و نوازش از کلمه کلمه آن به گوش می رسد، مانند سخنان نرم و مهربانانه مادری است که بر بالین کودک بیمارش نشسته است. قبل از طرح پاسخ اين سؤال بهتر است به تبيين معناي هر يك از اين واژهها بپردازيم و سپس وارد اين بحث شويم. بهترین نوع عملکرد را داشته باشید.به گونه ای که لبخند رضایت را در چهره همنشینان خودتان ببینید و آنها دوستدار این باشند که با شما معاشرت کنند نه اینکه از چند فرسخی شما را دیدند مسیر خودشان را کج کنند.

با شناسایی نقاط قوت خود شروع کنید و سپس برنامهای را برای پیشرفت تدوین کنید. علم اخلاق نیز که اغلب با حذف کلمه علم از ابتدای آن به طورمطلق بکار می رود، علمى است كه از انواع صفات خوب و بد بحث کرده، آنها را مورد شناسایی و تعریف و تبیین قرار داده، کیفیت اکتساب صفات خوب و فضایل را و نیز چگونگی زدودن صفات رذیله را بیان کرده است. و یا اینکه علم اخلاق، علمی است که از انواع صفات خوب و بد، صفاتی که ارتباط با افعال اختیاری انسان دارد، و از کیفیت اکتساب این صفات و یا دور کردن صفات رذیله بحث میکند.

اخلاق در اصطلاح به صفات درونی انسان گفته میشود که در او به صورت عادت در آمده است به گونه ای که عمل مربوط به آن صفت در جایی که موقعیت آن پیش می آید بدون درنگ از شخص سر بزند. 2. صفات نفساني: هرگونه صفت نفساني است كه موجب پيدايش كارهاي خوب يا بد ميشود؛ چه آن صفت نفساني بهصورت پايدار و راسخ باشد و چه بهصورت ناپايدار و غيرراسخ، و چه ازروي فكر و انديشه حاصل شود و يا بدون تفكر و تأمل سرزند. 1. ارتباط مؤثر علم و اخلاق: گروهي معتقدند علم و حكمت سرچشمة اخلاق حميده است و رذائل اخلاقي معلول جهل و ناداني است و تنها راه براي مبارزه با رذائل اخلاقي و پيدايش فضائل، گسترش علم و دانش و بالا بردن سطح افكار جامعه است و «فضيلت» مساوي با «معرفت» است.

2. آيات و رواياتي كه مفساد اخلاقي ناشي از جهل را تبيين ميكند. به نظرم آنچه یک نظام اخلاقی مجاز را دینی می کند این است که رعایت و عمل به آن امکان تجربه های دینی و معنوی را برای فاعلان آن به نحو مؤثرتری فراهم می سازد. منظور شما این است که برای رسیدن به استراتژی اخلاق اجتماعی، گرایش های متفاوتی وجود دارد که هر کدام بر یک نکته تاکید دارند؟ ذکر این نکته نیز ضروری است که اخلاق اسلامی سراسر اخلاق ایمانی است. مبادا سخنان بی پایه و ناروای مخالفان را مانند آنان جواب گویند؛ زیرا شیطان در کمین نشسته است تا هر چه بیشتر بین آنان فتنه و فساد کند و قلب هایشان را از هم دور نگاه دارد و میان آنان کدروت و دشمنی ایجاد کند؛ که کلام زشت و اهانت آمیز، بهترین وسیله و دستاویز برای مکر شیطان است.

دیدگاهتان را بنویسید