در مقابل خوشرویی، ترشرویی وجود دارد

بدترین همدم کسی است که معصیت خداوند را در نظر تو زینت بدهد . امام صادق (ع) می فرماید : بر تو باد که با شخص بخیل مصابحت ننمائی، زیرا که او مال خود را در شرایط سخت و هنگام نیازمندی، از تو دریغ دارد . امام صادق (ع) می فرماید : هر چه می توانی از شخص پست و بی خرد بگریز . نادان و بی خرد از جمله افرادی هستند که معاشرت با او نهی شده است. و امام سجاد (ع) پس از نهی معاشرت با دروغگو می فرماید: دروغگو مثل سرابست و ترا با دروغهای خود فریب می دهد .

و باز می فرماید: « همنشین احمق مباش، چون کارش را در نظر تو می آراید و دوست دارد تو هم چون او باشی ». سومین معیاری که در حدیث پیامبر (ص) آمده، این است که، می باید با کسی همنشین شد که به واسطه ترس از دوزخ و قیامت، خود را به گناه نمی آلاید؛ و همین امر باعث می شود که انسان با دیدن او و ترسی که از قیامت در وجودش می باشد به یاد آخرت و قیامت افتد.

چه خود مجلس گناه باشد و چه اینکه گناهی در آن مجلس اتفاق افتد. قبل از بیان آداب مجالس، به ضرورت دوری از مجالس گناه خواهیم پرداخت . امام صادق (ع) می فرماید : علی (ع) هر وقت بالای منبر می رفت مردم را از همنشینی با فاسق برحذر می داشت و در بیان علت می فرمود : « او دوست دارد مثل او باشی و ترا در امر دینت کمک نمی کند، نزدیک شدن به او جفا، قساوت قلب و ننگ است برای تو ». پاسخ می تواند این باشد که اولاً چون انسان با عقل مستقل نمی تواند رابطه ی بین عمل خویش با اثر اخروی آن را تشخیص دهد و آنچه بشر به آن تواناست تنها تشخیص رابطه ی عمل با آثار و عکس العمل دنیوی آن است ، شارع تنها حسن و قبح رفتارها را نسبت به آخرت بیان می کند و همین تشخیص عقل را برای آخرت نیز جاری و ساری دانسته ، آن را تأیید می کند.

ريشه اش اين است : گفتهاند اخلاق اين است كه حاكم بر وجود انسان طبيعت نباشد ، يعنی شهوت و غضب و هيچيك از غرائز طبيعی نباشد ، و هم و قوه واهمه نباشد ، خيال نباشد ، حاكم بر وجود انسان عقل باشد ، و اگر حاكم عقل باشد ، عقل به عدالت در انسان حكم میكند يعنی همان عدالتی را كه افلاطون به شكل ديگری میگفت اينها در اينجا میگويند كه عقل حظ هر قوه و استعدادی را بدون افراط و تفريط به او میدهد حالا چه مانعی دارد كه يك قوه بيشتر گيرش بيايد و يكی كمتر ؟

در این حدیث شریف، معیار ارزش عمل، همسویی با شرع ذکر شده است؛ زیرا عمل باید صالح و شایسته باشد و شایستگی یک عمل آن گاه است که عقل و شرع بر آن توافق داشته باشند. آری، اگر سرمنشأ ایمان، بینش بوده باشد، مؤثر خواهد بود، و یک عمل (نفسانی) اختیاری، و مایه جهش به سوی کمالات خواهد گردید. « الا یظن اولئک انهم مبعثون لیوم عظیم »؛ آیا (گناهکاران) گمان نمی کنند که در روز جزا برانگیخته خواهند شد.دقت در این آیه شریفه به ما می فهماند که اگر انسان احتمال هم بدهد که قیامتی هست و در حد احتمال به یاد قیامت باشد، دست به گناه نمی زند.

در این صورت، لیبرالیسم اخلاقی، دست کم نزد بسیاری فیلسوفان اخلاق، مانند لاک، کانت، یا میل، مبتنی بر نوعی واقع گرایی اخلاقی بوده است. 2 ـ برخی از فیلسوفان و دانشمندان علم اخلاق بر این باورند که فلسفه اخلاق شامل اخلاق هنجاری و فرا اخلاق است و شامل اخلاق توصیفی نمی شود. ولی برخی دانشمندان، مانند آقای دکتر بدوی، منکر فلسفه اخلاق در اندیشه اسلامی شده اند، به این دلیل که مسلمانان با تکیه به کتاب و سنّت نیازی به مباحث پیچیده عقلی و ضرورتی به تأمل در مباحث فلسفی نداشته اند. وی تصریح کرد: تحریف اندیشه اصیل اسلامی، غلبه اندیشه جاهلی و پراکندگی و متلاشی شدن تشکیلات شیعی بر اثر فشارهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، اهم مشکلاتی بود که امام سجاد (ع) را به سمت بازسازی و ارتقا جایگاه اجتماعی شیعه رسانید و حضرت در ذیل دعا و موعظه و بخصوص ارائه این منشور، اندیشههای ناب توحیدی را برای جامعه و بخصوص شیعیان تبیین نمودند؛ افق نگاه امام شکل گیری دوباره و ارتقا یافته تشکیلات منسجم و شایستهای از شیعیان بود تا زمینهای برای تشکیل حکومت اسلامی شود.

نکته : ذکر این مصادیق، استقصاء تمام موارد نیست و این ده گروه برای توجه دادن به همان مطلبی است که امام سجاد (ع) در ذیل تفسیر آیه 68 سوره انعام به آن اشاره فرمودند. امام سجاد (ع) ، ( با استناد به آیه 68 سوره انعام ) می فرماید : چنین نیست که بتوانی با هر کس که دوست داشتی، همنشین باشی . این عمل در اسلام از محرمات بزرگ است و از نظر اسلام همنشین شدن با این افراد مذموم است. مساله نسبتا برجسته ای که درمباحثات اخیر مطرح گردیده این است که آیا می توان «باید» رااز «هست»استنتاج نمود ودقیقاچه ارتباطی بین حقایق وارزشها وجود دارد.اینها هم مسائل فرااخلاق اند و هم مسائل اخلاق سنتی، .(ethicstraditi onal) اهمیت تمایز بین فرااخلاق و اخلاق هنجاری خود بحث انگیزاست.بعضی ازنویسندگان این تمایز را ضروری می دانند وبعضی دیگر نه.سؤال دراین است که آیامی توان مفاهیم وگزاره های اخلاقی رابدون پیش فرض گیری همزمان باورهای اخلاقی تحلیل نمود؟

معلم باید یافته های بدیع علمی را به گونه ای منظم و دقیق به رشته تحریر درآورد. رفتار پدرومادر در محیط خانه، هرچه باشد سر مشقی برای کودکان خواهد بود، زیرا آنان فاقد آن گونه رشد عقلی هستند که بتوانند خوبی و بدی را تمیز دهند. رهبری اخلاقی رهبریِ در زمینهی رفتار مناسب از طریق احترام به اخلاق و ارزشها و همچنین حقوق و شأن دیگران است. حال سؤال این که اگر محور ارزشها خدا نباشد چه چیزی جای آن را میگیرد؟ امام علی (ع) در پاسخ به این سؤال که چه همدمی از همه بدتر است؟

در روایت گذسته (شماره3) از امام صادق (ع) گروهی دیگر از کسانی که اجتناب از آنها واجب است اشرار هستند. آن حضرت، یکی از آن سه نفر را کشت و دو نفر دیگر را اسیر کرد و خدمت پیامبر خدا آورد. یکی از انصار که آنجا حاضر بود، گفت: «ای پیامبر خدا(هرچه میخواهی) انفاق کن و از خدا درباره فقر و نداری خود نترس». یکی از انصار نزد پیامبر (ص) آمد و گفت اگر بنا باشد جنازه ای را تشییع کنم یا در مجلس مرد دانشمندی حاضر شوم حضور مرا در کدامیک از این دو دوست تر می دارید. پیامبر اکرم (ص) می فرماید : دوست خوب، کسی است که از دیدنش غفلت شما را بزداید و در کار نیک همراهیتان نماید .

امام علی (ع) می فرماید : « مجالست با اهل هوا، ایمان را را به فراموشی می سپارد و شیطان را به حضور می کشاند » . امام علی (ع) درباره علت ذم معاشرت با اشرار می فرماید :همنشینی با اشرار مایه بدگمانی خوبان است . امام صادق (ع) می فرماید : « بپرهیز از مصابحت با قاطع رحم، که من او را در سه جای قرآن ملعون یافتم . « و قد نزل علیکم فی الکتاب ان اذا سمعتم آیات الله یکفربها و یستهزأ بها فلا تقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره، انکم اذا مثلهم » همانا ما در قرآن بر شما نازل کردیم که اگر شنیدید در مجلسی آیات الهی را تکفیر می کنند و مسخره می نمایند،پس با آنها همنشین نشوید تا کلامشان را عوض کنند، اگر شرکت کردید شما هم مثل آنها خواهید بود!

امام صادق (ع) می فرماید : با بدعت گذاران مصاحبت نکنید و با آنها همنشین مباشید؛ چرا که در نظر مردم خود نیز یکی از آنها می شوید . با کمی دقت در احوال دیگران خواهیم دید که افراد خوش اخلاق در زندگی و روابط خود موفق تر و شادتر اند، سالم تر زندگی می کنند، روزی آن ها بیشتر است، دوست داشتنی تراند و بیشتر مورد احترام مردم هستند.

روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله ابن عمر را دید که دنبال چیزی میگردد. « یا ایها الذین امنوا لا تتولوا قوماً غضب الله علیهم ». « یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا الیهود ولنصاری اولیاء ». « یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا الکافرین اولیاء ». « یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا عدوی وعدوکم اولیاء ». « یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا دینکم هزوا و لعبا.. در چنین مواقعی، ارزشهایی که همواره موردنظر سازمانها بودهاند، یا کم اهمیت میشوند و یا دیگر دنبال نمیشوند!

دیدگاهتان را بنویسید