در قضیه جدایی بحرین ، چه کسی سر ایران کلاه گذاشت؟

موقعیت صدام در میان مردم عراق ، به ویژه مسئولان حزب بعث ، متزلزل شد، کشورهای عربی کمک مالی خود را برای مدتی به عراق متوقف ساختند و از اواسط ۱۳۶۱ ش نشانه های بحران اقتصادی در این کشور، به طور جدّی بروز کرد (رجوع کنید به نصراوی ، ص ۲۳؛ پارسادوست ، ۱۳۷۱ش ، ص ۴۸۶)، نگرانیهایی در سطح بین المللی و به ویژه در کشورهای منطقه پدید آمد، بیم سرنگونی دولت عراق و برقراری حکومتی از نوع حکومت ایران و مورد تأیید آن ، برای دولت امریکا خوشایند نبود و به ویژه قدرت سیاسی زمامداران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را، که عموماً در ارتباط نزدیک با امریکا بودند، به شدت دچار مخاطره می کرد. هر چند ارتش عراق در سلسله عملیات ایران در جبهه شمالی آسیبهای فراوان دید، درگیری نیروهای ایران در پدافند گسسته جبهه های متعدد سبب شد تا قدرت واکنش آنها در برابر هجوم ارتش عراق به فاو کاهش یابد.

با وجود سکوت ظاهری برخی کشور های عربی خلیج فارس، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این کشورها پیشاپیش از طرحهای نظامی عراق باخبر شده و آنها را تأیید کرده بودند. به هر پیمانه که شکست مبارزه با تروریسم ایالات متحده آشکار میشد و از سوی دیگر حکومت افغانستان نیز از سیاستِ متعادل و ناجانبدارانه دور میشد، به همان پیمانه نیز کشورهای ایران و روسیه به طالبان روی خوش نشان میدادند. تنها یک بار در سالهایی که من مشاور امنیت ملی بودم، نمایندۀ ملکی ناتو در کابل که شهروند بریتانیا بود، روزی چند عکس از صندوقهای پُر از راکت را به من نشان داد و گفت که این سلاحها را نیروهای بریتانیایی از هلمند بهدست آوردهاند. آقای هوک نمایندۀ ویژۀ ایالات متحده برای ایران نیز طی بیانیهیی به مداخلههای ایران در افغانستان و یمن پرداخت. روی هم رفته، درست است که گاهی با نگاه به گذشته میتوان آینده را پیشبینی کرد، اما گذشته همیشه هم بهترین پیشگو درباره آینده نیست؛ گاهی اتفاقاً برای پیشبینی امروز باید به آینده نگاه کرد.

با وجود حادثهای که در آغاز عملیات اراده قاطع رخ داد، این عملیات بیش از یک سال ادامه پیدا کرد و طی آن آمریکا حضور کشتیهای نظامی خود را در خلیج فارس افزایش داد و دهها هلیکوپتر هم برای شناسایی، حمله و پشتیبانی هوایی به کار گرفت. در فضای ایرانهراسی، شیعه و فارسیستیزی موجود در کشورِ ما کمتر صدایی برای گفتن حقیقت بلند شد. کنفرانس مسکو و موضع جانبدارانۀ روسیه در این کنفرانس نمایش آشکار چنین رابطهیی بود. سعد خواست یزدگرد را تعقیب کند ولی عُمر به او نوشت: “بین النهرین برای اعراب کافی است و ای کاش میان بین النهرین و ممالک آنطرف کوهها، سدی بود که نه ایرانی ها میتوانستند از آن بگذرند و نه اعراب.” در سال بعد مسلمین شهرهای کوفه و بصره را بنا کردند. خاجی ضمن اشاره به وضعیت اسفناک مردم مقاوم یمن و شرایط بسیار دشوار ناشی از جنگ و محاصره ظالمانه اقتصادی، خواستار مداخله هر چه بیشتر سازمان ملل متحد و جامعه جهانی برای توقف جنگ و رفع محاصره غیرانسانی این مردم شد.

انگلیسی ها هرگز در موقعیتی قرار نداشتند که آن را از آمریکای شمالی به خاورمیانه حمل کنند. خطیبزاده در پاسخ به سؤال دیگری درباره وضعیت پیش آمده بین انصارالله و امارات و عربستان و تاثیر آن بر امنیت منطقه نیز بیان کرد: امروز بحران یمن به وضعیت تراژدیک تبدیل شده و بعد از سالها بمبارانهای ناجوانمردانه بر علیه مردم یمن، چرخه خشونتی شکل گرفته که این چرخه قطعا قطع نمیشود مگر آنهایی که این جنگ نابرابر را آغاز کردند پی به اشتباه خود ببرند و به راهحل های سیاسی و دیپلماتیک اصالت دهند و به این گفتوگوها برگردند. اوج و شیوع رقابتها در اوکراین و پیروزی ایران و روسیه در سوریه و عقبنشینی کشورهای غربی از این منطقه و شکست حامیان غربی-عربی افراطیت دینی در سوریه به این گمانهزنیها دامن زد که جنگ رقابتی قدرتهای درگیر در خاورمیانه، تحت شرایط دیگری در افغانستان ادامه خواهد یافت. با در نظر آوردن این پیچیدگی ها چگونه می توانیم از جنگ ناخواسته میان ایران و آمریکا -در شرایطی که احتمال بدخوانی نیات در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ بیش از هر زمان دیگری است- اجتناب کنیم؟

دیدگاهتان را بنویسید