در قضیه جدایی بحرین ، چه کسی سر ایران کلاه گذاشت؟

از سوی دیگر، اعضای شورای امنیت نیز در طرح اولیه، عقبنشینی نیروها به مرزهای بینالمللی را به دنبال برقراری آتشبس پیشبینی کردند به نحوی که رضایت ایران فراهم شد. با وجود دشواری فراوان، سرانجام در تاریخ مقرر، آتشبس میان دو کشور برقرار شد، اما برای تحکیم آن، اجرای بند یکم قطعنامه 598 مبنی بر عقبنشینی نیروها به مرزهای بینالمللی الزامی بود و این امر بدون مذاکرات سیاسی بین دو کشور تحقق نمییافت. دبیرکل نیز تلویحاً به شکست مذاکرات اشاره و اعلام کرد که غلبه بر مشکلات و موانع موجود، جز با عزم جدّی دو طرف مذاکره میسر نخواهد شد (همان، ص 423ـ 445).اما بهرغم شکست مذاکرات، در صحنه بینالمللی، صلحطلبی ایران در مقابل کارشکنیهای عراق آشکار شد. این بار نیز عراق موافقت خود را اعلام کرد و فقط در باره موفقیت طرح 8 مادّهای دبیرکل ابراز بدبینی نمود. در این قطعنامه، که جنبه توصیهای داشت، بار دیگر از تشدید حملات به مناطق غیر نظامی، حمله به کشتیهای بیطرف و هواپیماهای کشوری و استفاده از سلاحهای شیمیایی ابراز تأسف و از طرفین خواسته شد آتشبس را رعایت، و مبادله جامع اسیران را آغاز نمایند و همه جنبههای منازعه را با میانجیگری حل و فصل کنند.

این بار نیز دولت عراق برای پذیرش قطعنامه اعلام آمادگی کرد اما ایران با انتشار بیانیهای، بهدلیل عدم محکومیت عراق به عنوان آغازگر و ادامهدهنده حملات به نفتکشها، قطعنامه 552 را فاقد اعتبار و آن را با اصول مندرج در منشور سازمان ملل متحد مغایر دانست ( تجاوز عراق به ایران و موضعگیری سازمان ملل متحد ، ص 99، پانویس 39). گسترش حملات عراق به مناطق مسکونی، به صدور بیانیههای دیگری از سوی شورای امنیت در 14 و 24 اسفند 1363/ 5 و 15 مارس 1985 انجامید. اما دولت ایران همچنان از تأیید و قبول قطعنامه امتناع ورزید و سه روز پس از تصویب قطعنامه، در 12 آبان 1362/ 3 نوامبر 1983 در جبهه شمالی به پَنْجوین حمله کرد و عراق نیز حمله به مناطق مسکونی را شدت بخشید. د) چگونگی شکلگیری و تصویب و پذیرش قطعنامه 598. در 1365 ش/ 1986 یک رویداد مهم سبب شد تا سیاستهای امریکا بیش از پیش به عراق متمایل، و تنش در مناسبات امریکا و ایران تشدید شود. نقطه اوج تلاشهای خصمانه امریکا برضد ایران، حمله موشکی ناو امریکایی مستقر در خلیجفارس، به نام وینسنس، به هواپیمای مسافربری ایرباس ایران در 12 تیر 1367/ 3 ژوئیه 1988 بود؛ در این حمله، همه 290 سرنشین هواپیما کشته شدند.

ه ) اقدامات سیاسی ایران پس از پذیرش قطعنامه 598. پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران، اقدامات و تلاشهای سیاسی برای اجرای مفاد قطعنامه 598 و برقراری آتشبس آغاز شد. این قطعنامه نقض حقوق انسانی را محکوم کرد و خواستار توقف کلیه اقدامات نظامی برضد اهداف غیر نظامی شد و از دبیرکل خواست تا به تلاشهای میانجیگرانه خود ادامه دهد. بازگشت دبیرکل سازمان ملل به نیویورک و ادامه کارشکنی عراق سبب شد دومین دور مذاکرات بدون نتیجه پایان یابد. بلژیک، ایتالیا و هلند قول همکاری دادند و انگلستان و فرانسه بلافاصله مین روب هایشان را به خلیج فارس فرستادند. نصرالله: ممکن است عادی سازی این دولتها با رژیم اشغالگر اسرائیلی به لحاظ اقتصادی به سود “اسرائیل” باشد و برخی دولتهای خلیج فارس اقدام به سرمایه گذاری در فلسطین اشغالی و برقراری روابط اقتصادی با این رژیم کنند یا به لحاظ رسانه ای، سیاسی، شکستن موانع روانی و ارتشهای سایبری در شبکههای اجتماعی برای آن سودبخش باشند، اما از بعد نظامی نه تنها نمی توانند هیچ نفعی برای “اسرائیل” داشته باشند، بلکه باری بر دوش آن نیز خواهند بود. دغدغه اصلی این پژوهشها ارائة گزارشی از کیفیت این روابط و دستآوردهای آن برای دو طرف بوده است(1). دولت امریکا، که از 1362 ش/ 1983 تحریم فروش تسلیحات به ایران را تشدید کرده بود (خالوزاده، ص 483؛ موسیزاده، ص520)، به امید وساطت ایران برای آزادی هفت گروگان امریکایی که در بازداشت جهاد اسلامی لبنان بودند، تصمیم به فروش مخفیانه سلاح به ایران گرفت و در 12 آبان 1365/ 3 نوامبر 1986 مک فارلین، رئیس شورای امنیت ملی امریکا، در رأس هیئتی وارد تهران شد.

دولت عراق نیز که از همان آغاز کوشش میکرد از فشار مستقیمجنگ بر روی نیروهای خود بکاهد با دخالت کشورهای دیگر در منطقه میتوانست به مقصد نایل آید(گاملن و راجزر، ص153ـ184؛ هیوم، ص 116). در کنار این اقدامات، دولت امریکا برای جلب موافقت اعضای شورای امنیت در تصویب قطعنامه تحریم فروش سلاح به ایران تلاش بیوقفهای را آغاز کرد و در نظر داشت بندرهای ایران را به محاصره نیروهای خود درآورد، اما شورای امنیت اصرار داشت که تا 13 شهریور 1366/ 4 سپتامبر 1987 به ایران مهلت داده شود و پس از آن، درصورت عدم پذیرش قطعنامه، تحریم آغاز شود. نه ماه و نیم، فاصله زمانی قطعنامه مزبور با قطعنامه پیشین، نشانه آن است که شورای امنیت، جنگ عراق با ایران را به عنوان یک موضوع جدی پیگیری میکرده و به ویژه هنگامی که بیم تشدید و گسترش جنگ میرفته، مبادرت به تصویب و صدور قطعنامه جدید نموده است (هدایتی خمینی، ص 143ـ 144). به اعتقاد ایران، از نقاط ضعف قطعنامه 598، بند سوم قسمت مقدماتی آن بود که از شروع و ادامه طولانی منازعه توأماً ابراز تأسف شده بود. نصرالله: این موضوع در دوره دولت فعلی آمریکا بعید به نظر می رسد اما این احتمال همچنان وجود دارد، و ممکن است در زمان ترامپ این احتمال بسیار بالا بود، ترامپ تهدید به جنگ کرد و تا نزدیک جنگ مسائل منطقه را پیش برد اما به سوی جنگ نرفت، این دولت آمریکا بعید است به سوی جنگ برود، صحبت از جنگ همیشه برای جنگ روانی است و برای فشار و تهدید ایران است اما اینکه آمریکا بتواند به سوی جنگ برود، ایران دولت عادی نیست، ایران دولت قوی منطقه است که در منطقه حضور بسیار گسترده ای دارد و من در گذشته گفتهام که هر جنگی با ایران به انفجار کامل منطقه منجر خواهد شد که به هیچ وجه به نفع آمریکا نیست، علاوه بر اینها اولویتهای فعلی آمریکا جنگ با ایران نیست، اولویت فعلی آمریکا بیشتر تلاش برای توافق با ایران در موضوع توافق هستهای است.

دیدگاهتان را بنویسید