در زندگی و آثار مولانا

یک نمونه از اشعار او را میتوانید در این قسمت بخوانید. زیباترین عاشقانه های شاملو به آیدا» «۴۰ نمونه از زیباترین اشعار عاشقانه مولانا» «اشعار عاشقانه فروغ فرخزاد» و «شعر عاشقانه غمگین و سوزناک کوتاه و طولانی» را به شما پیشنهاد میکنیم. همانطور که می دانید عشق زیباترین احساسی است که در زندگی هر کسی اتفاق می افتد که هیچ وقت دوباره تکرار نمی شود و شاعران اشعار احساسی و بی نظیری در مورد این موضوع گفته اند که شما نیز می توانید به منظور ابراز احساسات تان به مخاطب مورد نظرتان شعر ناب عاشقانه ای را برای ارسال انتخاب کنید.

در عاشقانه بودن این شعر شکی نیست و همانطوری که گفتیم طیف وسیعی از کلمات موجب شده اند تا شاعر از حال و هوای عارفانه صرف فاصله گرفته و ابعاد دیگر برسد ولی نکته ای که باز قابل تأمل است، مشخص نشدن مخاطب شاعر است. در دین زرتشت نیز این اسطوره بوشیوه ای خاص آمده است. پس اندیشه های وسیع و پهناور مولانا هم می تواند کوانتومی، هم فلسفی و هم عرفانی باشد.امید است که این کتاب گامی در شناخت بیشتر مولانا و رشد اندیشۀ اجتماع ما باشد.

آن هم با استفاده از زبان و کلماتی که با تحمل کمترین واژه، بیشترین بار معنایی را به عهده دارند و به همین دلیل است که می بینیم چند سطر در همین قسمت شعر حکم مثل سائر را پیدا کرده و به بیان فرهنگ عموم راه یافته است. و چند ثانیه غفلت، حضور هستی ماست. این تکرار پنجره و عشق، پنجره و زن، در هشت کتاب چند بار دیگر نیز تکرار شده که ذکر خواهیم کرد. این مقام را در تصوّف جمع الجمع یا کثرت در وحدت می­گویند و این همان مقامی است که ابوا­لمعانی نظر به سیاق بیت زیر، آن را احراز نموده است: به این معنی از مقام فنا یا جمع الجمع رسیده و وحدت، رنگ کثرت را به خود گرفته است و با وجودی که دچار کثرت است، چون از وحدت برخوردار می­باشد، بناء دماغ وحدت خود را دو بالا می­داند.

ـ «آب شدن» و «آب گردیدن» نیز در اشعار بیدل فراوان بهکاررفته است که معنی «بسیار شرمگین شدن» را به خاطر متبادر میسازد. حواست رو جمع کن فقط اون چیزی رو جواب بده که ازت سوال میشه. نگاه کن به تموج، به انتشار تن من. در بند دوم که در صفحه قبل ذکر شده است، شاعر به نصیب خویش از زندگی اشاره کرده و اعتقاد دارد، مکان مهم نیست، بلکه این انسان است که باید هر لحظه در حوضچه اکنون آب تنی کرده و زیبایی های دنیا را مورد استفاده قرار دهد.

در این بخش سعی داریم تا اشعاری را به منظور استفاده کسانی که برادرانشان را از دست داده اند به شما تقدیم کنیم. برای رسیدن به ایده آل هایی که در نظر داریم باید همواره نگاهی رو به جلو داشت و از هیچ شکستی ناامید نشد. وقتی که مسافر از راه می رسد شروع می کند به بیان تنهایی و دل گرفتگی خود و اینکه هیچ چیز نمی تواند این اندوه بی پایان او را کاهش دهد و اعتقاد دارد که غم موزون تا ابد شنیده خواهد شد.

مهمان بی چراغ نمیخواهی؟ بگذاریم غریزه پی بازی برود. هر چه هست طبیعی و طبیعت گرا است و در این میان غریزه و زن همان قدر اهمیت دارند که عشق و دوست. منظومه بلند مسافر در میان مجموعه های سهراب جایگاه ارزنده ای دارد. در ابتدا عشق از نوع متعالی و مواج آن و در انتها عشق زمینی که به ولگردی در کوچه زن ختم می شود و نقش زن در این سطر با توجه به تشبیهش به کوچه ای که در آن می شود ولگردی کرد، شاید زمینی ترین صفتی باشد که سهراب به زن داده است و صد البته صریح ترین آن.

جای آن هست که یادآور شوم استاد دکتر بهرام مقدادی که ترجمه انگلیسی درخشانی از شعر «نماز خوف» با عنوان «The Litany of Terror» نشر داده است،۴ در بعضی از کلاسهای درس خود، گویا تأثیرپذیری مرا از شعر «ظهور مسیح»۵ ییتز در سرودن شعر «نماز خوف» یادآور شده است. در کل جهان یک روز در سال را به عنوان روز زن و روز مادر انتخاب کرده اند و این روز مقدس را هر سال برای زنان و مادران کل جهان جشن می گیرند.

زنان معماران واقعی جامعه هستند، روز زن را تبریک عرض می کنم. خداوند متعال در قرآن نیز اشاره به امید داشته و انسان را به داشتن آن توصیه مینماید. در ادامه مجموعه سهراب اشاره ای دیگر به زن و عشق دارد. کیستی ای مهربان ترین؟ تلمیحات غریب و دیریاب، مفاهیم عمیق عرفانی مخصوصاً شرقی آن و همچنین انواع بازی های لفظی آن را در زمرۀ یکی از پیچیده ترین و عمیق ترین مجموعه شعرهای معاص درآورده است. اگرچه از نام و آوازۀ این شاعر کمتر سخن به میان آمده است، اما این موضوع از زیبایی شعرهای او چیزی نمی کاهد.

در این میان مسافر به سیب های روی میز نگاه می کند و میوه ها را با صفت «قشنگ» وضف می کند که میزبان می پرسد «قشنگ یعنی چه؟ زرتشتیان اعتقاد دارند که در هزاره آخر جهان، دوشیزه ای در آب دریاچه هامون که مقدس است، تن خواهد شست و بر اثر این شست و شو از آب دریاچه باردار گشته و فرزندش موعود دین زرتشتی (سوشیانت) خواهد بود که با اهریمن به جن پرداخته و بدی را محو می کند. » و از اینجاست که مکالمه ای زیبا و جاندار درباره عشق و تنهایی و عاشق شروع می شود.

و همچنین باید متذکّر شد، که اساس مکتب عرفان مولانا عشق و سما است. البته به کلیت نگاه لطیف شاعر به زن خللی وارد نمی کند، بلکه آن را وسیله ای ساخته است در جهت بیان مناظری که در طی طولانی حیات روحانی خویش مشاهده کرده است. شهریار همچنین به مواردی همچون قناعت (ای قناعت توانگرم گردان)، دوست داشتن، صبر و شکیبایی، ادب، پرهیز از پیمان شکنی (که زنهار از خلاف وعده، زنهار)، کمک به همنوع (ای بشر! نوع خویش، دوست بدار)، فروتنی و تواضع (شرف به دانش و دین است و از لوازم آن / فروتنی است که موزون قبای قامت ماست)، مهربانی و گذشت، اخلاق مداری (آدمی تا عرش اعلی، پر زدی زین بار علم/ گر تمدن متکی بر پایه اخلاق بود)، انصاف و داد (پیامبر گفت انصافی که داری نصف ایمان است)، بخشش و کرم (کرم ارثی است اجدادی، عبث نیست) و حیا (مَیُفت در پی ناموس مردمان) که مورد تاکید اسلام و مذهب شیعه است، اشاره کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید