جنگ ایران و آمریکا در خلیج فارس

3. وقتی که خودکم بینی فرهنگ سایرین باعث می شود که از در نظر گرفتن تنوع و قدرت پاسخ های دیگران که ریشه در فرهنگ استراتژیک دارد، عاجز بماند. طبیعی به نظر میرسید که مردم افغانستان نیز به تبع ایران خواهان تشکیل جمهوری اسلامی در این کشور و خروج شوروی از افغانستان بودند و از این نظر انقلاب ایران به عنوان الگویی از حکومت اسلامی برای آنها بود و امید داشتند که انقلاب پایدار بماند و از هر عاملی که باعث تضعیف آن میشد، متنفر بودند. مردم افغانستان: افکار عمومی افغانستان نیز ضمن حمایت از ایران در مقابل عراق، خواهان حفظ جمهوری اسلامی ایران و جلوگیری از تضعیف آن به وسیله جنگ بودند. مجاهدین سنی افغانستان: این مجاهدین برعکس مردم افغانستان و مهاجرین افغانی مقیم ایران و مجاهدین شیعه افغان، موضع شفافی درباره جنگ ایران و عراق نداشتهاند. مهاجران افغانی مقیم ایران: مهاجران افغانی مقیم ایران نیز همچون دیگر ایرانیان عمل میکردند و حتی خود را مثل یک ایرانی تلقی مینمودند که کشور عراق به سرزمینشان ایران حمله کرده است. 2ـ مجاهدین افغانی به این علت که از طرف عربستان پشتیبانی مالی میشدند و عربستان خود یکی از حامیان اصلی عراق در جنگ علیه ایران بود، بنابراین نمیتوانستند به صورت علنی از ایران در مقابل عراق حمایت نمایند.

زیرا هر گونه حرکتی در این باره موجب قطع کمک مالی عربستان و همچنین امریکا به این گروهها میشد. مجاهدین (گروههای) افغانی شیعه: همة گروهها و مجاهدین افغانی شیعه به طور کامل از انقلاب اسلامی ایران و دفاع مقدس در مقابل عراق حمایت و پشتیبانی مینمودند. روابط قومی پشتونهای پاکستان با پشتونهای افغانستان، سیل مهاجرین افغانی به این کشور و نیز فعالیت گروههای اسلامی طرفدار گروههای جهادی در این کشور، پاکستان را نیز به دخالت در مسئله افغانستان وادار میکرد. به عبارت دیگر، در خصوص تأثیر مسئله افغانستان بر روابط ایران و شوروی در سالهای59 ه.ش تا 67 ه.ش باید به عوامل مختلفی نظیر ساختار دو قطبی حاکم بر نظام بینالملل، چگونگی توازن قوا در جنگ ایران و عراق، تحولات داخلی شوروی، چگونگی رابطه ابر قدرتها و البته موضعگیری قاطع ایران در محکومیت روسها در قضیه اشغال افغانستان توجه داشت. 1ـ چون جمهوری اسلامی ایران حمله شوروی به افغانستان را به شدت محکوم کرد و به دنبال نهادینه کردن احکام اسلامی (هرچند که اسلام شیعی صددرصد مورد قبول آنها نمیباشد) بود و از طرفی عراق برعکس ایران، با شوروی پیمان دوستی دیرینه داشت و تهاجم اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان را محکوم نکرده بود، تمایل داشتند که از ایران در مقابل عراق حمایت بنمایند و حداقل خواست قلبی آنها پیروزی ایران بوده است.

استراتژی این دو کشور در قبال جنگ عراق و ایران، حفظ بیطرفی در کنار بهرهبرداری از فرصتهای ایجاد شده در سایه این جنگ بود. در واقع،سیاست خارجی شوروی در قبال ایران با به قدرت رسیدن گورباچوف وارد مرحله تازهای شد. در میان کشورهای منطقه، ترکیه و پاکستان از معدود کشورهایی بودند که موضع مستقلی را در قبال این جنگ اتخاذ کردند. از طرفی، منابع خبری میگویند یکی از محورهای مذاکرات میان آنکارا و تل آویو، دقیقا محدود کردنِ حوزه عمل ایران در فردای مذاکرات است. برای پاسخ به این پرسش، مهمترین متغیر این است که حمله به اوکراین، توسط یکی از ۵ عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد (یعنی توسط روسیه) انجام شده و این رخداد، از فردایِ جنگ جهانی دوم تا امروز بیسابقه بوده است. در طی این جنگ با توجه به اینکه عراق یک کشورعرب بود و نیز با توجه به اینکه پیروزی انقلاب اسلامی ایران نظم حاکم بر منطقه را به چالش کشیده بود، اکثر کشورهای عربی و قدرتهای جهانی به حمایت از عراق پرداختند.

در جریان این سفر علاوه بر مذاکرات رسمی با مقامات پاکستانی، ملاقاتهایی نیز با علماء، مهاجران و مجاهدین افغانی در پاکستان و اساتید زبان فارسی در آن کشور انجام شد. باید یادآور شد که جنگ نفت کش ها به نفع کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بود؛ زیرا، عملیات نجات یک رونق اقتصادی کوچک پدید آورد. این جنگ به لحاظ اقتصادی دستاوردهای زیادی را برای این دو کشور به همراه داشت. این مجاهدین هرچند که خود از ایران کمک دریافت میکردند و قادر به ارائة کمکهای اقتصادی و نظامی نبودند ولی به علت قرابت مذهبی با ایرانیان و با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران حمله شوروی به افغانستان را به شدت محکوم کرده بود، از ایران در مقابل عراق حمایت سیاسی و معنوی میکردند. جمهوری اسلامی ایران نیز از بدو حملة شوروی سابق به افغانستان خود را با مردم افغانستان همصدا و همدل کرد و حمله شوروی را به شدت محکوم نمود که این واکنش ایران، در افکار عمومی افغانستان برای حمایت از ایران در مقابل عراق مؤثر بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید