تاریخ ایران از آغاز تا کنون

هر فرد مذکر بیست تا بیست و چهار ساله موظف بود دوره آموزش جنگی ببیند و در نبرد شرکت جوید. نویسنده بیشتر سعی در آن داشته است تا به طور ساده و عامیانه اطلاعات مفیدی دربارهی تاریخ 200 ساله کشور به خواننده بدهد. با این تاریخ غنی و کهن ،ایران تاریخی به قدمت ۲۵۰۰ سال دارد که از دوران هخامنشیان شروع می شود و از آن گذشته غنی و کهن ، تنها سلسله عیلام و ماد تا حدودی توانسته اند در حد بیان آغاز تشکیل دوران هخامنشی ، در تاریخ رسمی ایران بمانند .

ساسانیان خاندان شاهنشاهی ایرانی در طول تاریخ ایران هستند که در سالهای ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی حکومت می کردند. ناحیه پرس نخستین مرکز حکومتهای ایران باستان؛ یعنی هخامنشیان و ساسانیان بود و از این پس در جهان باستان، در بیزانس، و سپس اروپا، امریکا و دیگر مناطق نام پرس را برای این کشور به کار میبردند، ریشه این نام از واژه ایرانی باستانی پارس گرفته شده است. لشکرکشی علیه آشور چنان موفقیتآمیز بود که آن امپراتوری نیرومند به سرعت و برای همیشه فروپاشید. قدرت اصلی ارتش آشور به خاطر وجود ارابههای آن بود. وقتی کیاکسار مطمئن شد که ارتش او به اندازه کافی بزرگ و نیرومند شده است، نقشه خود در مورد یورش به آشور را به اجرا گذاشت.

سیستم اعشاری برای واحدهای بزرگتر از هنگهای هزارنفری نیز مورد استفاده قرار میگرفت. ارابههای قرن نهم گاه با چهار اسب کشیده میشدند، اما عدم چابکی و آسیبپذیری اسبها باعث شد که دیگر از آنها به عنوان وسیله جنگی استفاده نشود. بر اساس سالنامههای باقیمانده آشوری، در نیمه قرن نهم قبل از میلاد، دو قوم آریایی کاملاً در ایران مستقر شده بودند: یکی «مادا» که آنها را «مادها» مینامیم و عمدتا در بخش شمال غربی فلات و در اطراف شهر اکباتان (همدان امروزی) اقامت گزیدند و دیگری «پارسوا»، یعنی پارسیان، که سرانجام سرزمین عیلامی کهن فارس را اشغال کردند. او یک سال بعد درگذشت و متوجه نشد که این کسوف در واقع نشانه بدفرجامی مادها بوده است؛ زیرا امپراتوری کوتاه مدت آنها دچار کسوف بزرگتری شد و به زودی توسط یکی از اقوام تابعه خود، گروهی که میراث زبانی و فرهنگی بسیار نزدیکی با آنها داشتند، یعنی پارسیان، منقرض گردید.

بیشترین خطر بالقوه، تهدید دائمی شورش توسط اقوام تابعه ناراضی بود، چون امپراتوری ماد از مجموعه دولتهای دستنشاندهای تشکیل میشد که از نژادها و فرهنگهای مختلف بودند و همه آنها از مادها که به زور بر ایشان تسلط یافته بودند نفرت داشتند. به نظر نمیرسد که مادها دارای فرهنگ بسیار غنی بوده باشند، زیرا در سنگنبشتههایی که از شاهان پارس پس از یکپارچگی دولتهای ماد و پارس باقی مانده است لازم دانستهاند که از زبانهای عیلامی و بابلی استفاده کنند نه از زبان مادی، که احتمالاً دارای خط نبوده و چندان تفاوتی با زبان پارسی نداشته است. برای پادشاه نیرومند ایران که بر یک چهارم جهان شناخته شده آن روز حکومت میکرد، دولت ـ شهرهای یونانی چیزی بیش از دهکدههایی نبودند که در حاشیه تمدن با پراکندگی به ستیز با یکدیگر مشغولند؛ مثلاً او میدانست که بزرگترین دولتهای یونانی ارتشی بیش از چند هزار سپاهی ندارند و تعداد افراد ارتش بیشتر آنها به چند صد نفر هم نمیرسد.

یکی از رموز کامیابی ارتش مخوف آشور در ایران باستان استفاده مؤثر از ارابههای جنگی بود که در اینجا توصیف شده است (برگرفته از کتاب آشورشناس برجسته د. انهدام امپراتوری آشور افزون بر آنکه مادها و بابلیان را در کنار هم قرار داد، موازنه قدرت جدیدی در خاورمیانه پدید آورد که در آن چهار ملت با قدرتی تقریبا یکسان تسلط یافتند. در ایران باستان ساتراپ یا شهربان که به معنای «حامی قلمرو پادشاهی بود» و به اداره ساتراپی گماشته میشد قدرت زیادی داشت؛ قدرتی که تقریبا مشابه قدرت شاه در مرکز بود گرچه کوروش بر قدرت آنها نظارت میکرد. به کار گرفته میشد و سپس…

فصل پنجم «انقلاب سفید محمدرضا شاه»، ابتدا چگونگی بازپسگیری قدرت محمدرضا پهلوی پس از بازگشت از رم در پی کودتای 1332 را مطرح میکند و سپس دستاوردهای او در دوران حکومتش تا سال 1357 را مورد مطالعه قرار میدهد. نکته دیگر آنکه بسیاری از مراجع مورد استفاده مولف در نگارش این کتاب خصوصا آنهایی که در پانوشت صفحات بدان اشاره شده بیشتر گزارشات سفارت خانه و کنسولگری های انگلستان در ایران و هند است.

شکل ارابه مستطیلتر شد تا استفاده از زره و خدمه را راحتتر کند… در دوره هخامنشیان، کلیه ملت های تحت حکومت “پارسیان”، آزاد بودند تا به هر دینی اعتقاد داشته باشند و پادشاهان هیچ دینی را دین رسمی اعلام نمی کردند. در زمان ساسانیان، پادشاهان دین زرتشت را دین رسمی کشور اعلام کردند. با نزدیک شدن زمان نبرد یک اسب اضافی یا یدکی نیز به عقب آن بسته میشد. بعضی ارابههای آشوری کوچکتر و سبکتر از انعطاف بیشتری برخوردار بودند چون میشد آنها را از هم باز کرد و میتوانستند در زمینهای ناهموار حرکت کنند. این ارابهها یا تکان و شوک شدیدی در مرکز حمله ایجاد میکرد، تاکتیکی که ارزش حمله پیادهنظام دشمن در نبرد باز را کاهش میداد، یا در جناحین در مانورهای محاصره هماهنگ با سوارهنظام به کار میرفت.

جنگجویان آشوری زندانیانی را که در حمله به فلسطین اسیر شدهاند، بیرحمانه به صلابه کشیدهاند. کیاکسار نیزهداران، کمانداران و چابکسواران خود را در واحدهای جداگانهای سازمان داد که هر یک از آنها جداگانه برای نبرد در میدان رزم آموزش میدیدند. خود کتی از پوست گوسفند میپوشیدند که هنوز برای مسافران بهترین دوست در زمستانهای سخت فلات است، و چکمههای ساقهبلندی به پا داشتند تا بتوانند از روی برف عمیق عبور کنند. کیاکسار از سویی به درستی باور داشت که این تهاجمات او را نیرومندتر ساخته است، اما از سوی دیگر مشکلات خطیری را که حفظ یک امپراتوری پهناور پیش میآورد پیشبینی نمیکرد.

کیاکسار با اعتقاد به اینکه این ظلمت ناگهانی هولناک در نیمروز، نمایانگر طالع بدشگونی برای ایران باستان است، سپاهیان خود را از لیدی خارج کرد و هرگز به آنجا بازنگشت. ارابه سبک معمولاً دو خدمه داشت، یکی راننده و دیگری کماندار یا نیزهافکن، اما پس از قرن نهم فرد سومی نیز با یک یا دو سپر برای تقویت عقب ارابه افزوده شد… در این مرکز جغرافیدانان عرب در قرن دهم میلادی (قرن چهارم هجری) دین و آیین زرتشت و آداب زرتشتیان را کاملاً زنده مشاهده کردند.

هم در گرایش های مردم و هم در نظام حکومتی دولت ها در دوره های مختلف تاریخی، تقریبا كليه جنبه های زندگی ایرانیان تحت تاثیر یا غیر مستقیم دین شان بوده است. این موضوع زمانی اتفاق افتاد که اکثریت ایرانیان سنی مذهب بودند. پیشگویی کرده بودند و او تاریخ دقیق روزی را که این واقعه اتفاق میافتاد ذکر کرده بود. سال ۵۸۵ ق. م در اوج نبرد میان نیروهای متخاصم، یک خورشید گرفتگی کامل اتفاق افتاد. این دولت از یک سو قدرت فزاینده ای در برابر جامعه کسب کرده و از سوی دیگر به واسطه جناح های مختلف سیاسی که هریک در پیوند با گروه های متنوع اجتماعی هستند، از یکپارچگی مطلق خارج شده است.

در فصل انتهایی «جمهوری اسلامی» نیز علت و چگونگی فروپاشی نظام شاهنشاهی و به قدرت رسیدن آیتالله خمینی شرح داده شده است. در این دوران و پس از تاسیس مجلس شورای ملی، نظام حکومتی ایران به سمت پارلمانی تغییر جهت یافته و اولین کابینه انتخابی مجلس در مرداد ۱۲۸۵ عمدتا متشکل از نخبگان و اعیانی نظیر مشیرالسلطنه(نخست وزیر و وزیر داخله)، مشیرالدوله(وزیر عدلیه)، سعدالدوله(وزیر خارجه)، قوام الدوله(وزیر مالیه)، مستوفی الممالک(وزیرجنگ)، مجدالملک(وزیر تجارت)، نیرالملک(وزیرمعارف) و مهندس الممالک(وزیر فواید عامه) بود. در سخن، شاه مدعی انحصار بر ابزارهای اعمال زور، اداری و دیوانی، مالیه و قضایی بود.

دیدگاهتان را بنویسید