بنیانگذار آکاد میای فلسفه اسلامی – فرهنگ امروز

عبدالجواد فلاطوری (1375-1304 خورشیدی) زاده اصفهان و دانشآموخته علوم دینی در حوزه علمیه مشهد و شاگرد حكمای فقیه شیعه نام آشنایی چون علامه محمدتقی آملی و میرزامهدی آشتیانی، پس از تدریس و تحصیل فلسفه و الهیات اسلامی در دانشگاه تهران، تحصیلاتش را در آلمان در دانشكده فلسفه ادامه داد و در سال 1962 با نگارش پایاننامهای درباره فلسفه اخلاق كانت موفق به اخذ دكترا از دانشگاه هامبورگ شد. برخلاف یک فقیه که مثلاً مینشیند مسأله میگوید، اصلاً بروز و ترشّح فلسفه از درون انسان به بیرون است؛ این تربیتِ حوزههای علمیهی ما بوده؛ اما آنها بعکس، فلسفه را در سطوح مختلف ترویج کردند.

چیزی که ازحکمت و فلسفه عبادات مفروضه در اسلام بطور کلی دانسته می شود این است که در انجام هر یک از عبادات مفروضه اسلامی حکمت و فلسفه ظریف و جداگانه نهفته است که با انجام آن عبادت انسان مومن می تواند طهارت، نظافت، صفا و صمیمیت، اخلاص و اخوت، صبر و شکیبایی، تحمل و بردباری و دیگر ارزش های معنوی انسانی را به دست آورد و از این راه بتواند خود را از لجن زار مادیت و گرفتاری های دنیوی بطور مقطعی هم اگر شده برای مدت زمانی رهانیده و به پیرایش و تهذیب اخلاقی و روحی خویش بپردازد تا بدینوسیله بتواند احتیاجات معنوی انسانی و درونی خویش را مرتفع ساخته، روح و معنویات عالی انسانی را در خود تنزیه و تزکیه و پالایش دهد.

فلسفه به دلیل ماهیتی که دارد و با برهان سرو کار دارد، از جانبداری های احساساتی و نتیجه گیری های عجولانه به دور است. او در ابتدای كتابش ضمن اینكه در پانوشت تاكید میكند، «اسلام به عنوان یك دین هیچ فلسفهای فراهم نیاورده است لذا از این نظر فلسفه اسلامی نداریم»، از «شیوه اندیشه اسلامی» استفاده میكند و معتقد است این شیوه یا طریق تفكر، چنان فلسفه یونانی را تغییر شكل داده كه به دلیل عینیاش، «ناچاریم آن را فلسفه اسلامی بنامیم تا مرزهای آن را با فلسفه مغرب زمین مشخص كنیم». او باید بکوشد تا با ترکیبی از علوم بازاریابی، جامعه شناسی، فلسفه، روان شناسی و عرفان، موجبات علاقمند شدن و حمایت کردن مردم از نام تجاری شما را فراهم کند.

اما به ما گفته همه این کارها را داشته باش، اما بیا و با من حرف بزن. فرض کنید قرار است جایی مهمانی بروید و غذایی که درست کردهاند را شما دوست ندارید یا به آن حساسیت دارید، به خاطر شما غذا را عوض میکنند. در شریعت اسلامی نیز بر آن تأکید فراوان شده است. یقیناً شخص مومن روزه دار باصیام روزه ماه مبارک رمضان می تواند در پهلوی کسب فیوضات فراوان دیگر حکمت و فلسفه روزه را نیز درک نموده، به ابعاد گوناگون آن پی ببرد واز صحت جسمانی که در پی امساک روزه ماه رمضان برای انسان روزه دار حاصل می گردد (صوموا تصحوا) گرفته تا به فلسفه اجتماعی واخلاقی روزه که شخص (صائم) و روزه دار با گرفتن و امساک روزه در طول مدت یک ماه متوالی و پی هم می تواند حاصل نماید نیز پی ببرد طوریکه انسان روزه دار و صایم از این طریق می تواند از وضعیت اجتماعی و طرز زندگی انسان های ضعیف و ناتوان که توانایی تامین زندگی خویش و خانواده خود را ندارند و اجباراً گرسنه زندگی کرده و گرسنه می خوابند و بسا اوقات نمی توانند شکم خویش و فرزندان خود را سیر کرده و زندگی خویش را تأمین نمایند و اکثر اوقات شکم خودشان و اولادهای ایشان گرسنه است باخبر می گردد که این خود بزرگترین درس زندگی اجتماعی برای انسان به خصوص برای ثروتمندان بی درد که درد گرسنگی و فقر را نمی توانند درک نموده و بدانند که فقرا چه حالتی دارند به حساب می آید.

ارسطوگرایی افول کرد, زیرا این مکتب به قدر ناکافی از خود مواضع اختصاصی نداشت.در حقیقت دیدگاه مرلان آشکار افلاطونی است.اما در نهایت این افلاطون گرایی بود که غالب شد.مطالعه ی نوشته های ارسطو بخش بنیادین طرح درسی نو افلاطونی بود وفلسفه ی یونانی به نحوی به جهان اسلام انتقال یافت که عناصر افلاطونی وارسطویی ترکیب شدند.در حقیقت این ارسطوگرایی بود که در لباس مبدل به محور فلسفه های ابن سینا,ابن رشد,آکویناس وبسیاری دیگر تبدیل شد.

روزه بر شما نوشته شد؛ همانگونه که بر پیشینیان از شما نوشته شده تا پرهیزگار شوید . آنچه طبیعت بدان علاقمند است این است که بداند تولیدمثل تا کجا انجام میگیرد. اگر حرکت می کنند (که در واقع چنین است) حرکتشان از کجاست؟ عکس، نقاشی واقع گرا را با چالشی جدی مواجه کرد و سینما تصویر ثابت عکس از واقعیت را. بنابراین مسئلهای که وی با وسعت و جدیت زیادی در ابتدای نظریة پوچی خود، مطرح میکند، در ادامه به تعداد اندکی از افراد، فرو کاسته میشود. از نظر کامو رسیدن به پوچی و بیهودگی زندگی، پایان راه نیست، بلکه آغاز است.

ازاین رو تصریح می کند که حق با حق به نزاع برنمیخیزد. با تأمل در حکمت تشریعِ حکم حجاب ـ که به تصریح آیات قرآن و احادیث، ایجاد امنیت روانی و حفظ سلامت اخلاقی جامعه و ارزش گذاری عفاف و حیاست ـ گوناگونی مراتب احکام حجاب به خوبی قابل تحلیل است. وی با بيان اينكه نقش زن در منزل نبايد به مثابه كلفت باشد، افزود: انجام امور منزل و خانهداری نبايد سبب شود كه همسران از حفظ ظاهر و آراستگیها غفلت كنند همچنين كلینگری از خصوصيات مردان است و بهصورت طبيعی مردان كلینگر هستند و عدم توجه آنها به امور جزئی نبايد سبب ناراحتی همسران شود.

2. بهصورت جاعل نظام اخلاقی مشروع. علّت های مختلفی از نظر فلسفی، اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی و روانی در مورد پیدایش حجاب ذکر کردهاند . در فرا اخلاق ما با تحلیل مفهومی اصطلاحات و مفاهیم اخلاقی سروکار داریم. وی با بیان اینکه شما ممکن است به من ایراد بگیرید که خدا به ما دستور داده است که مهمان را به أتمّ وجه و اکمل وجه ممکن تحویل بگیریم، حتی اگر کافر باشد باز هم مهمان است. اگر در گوشه خلوت و یا به کدام دشت و بیابان دور افتاده هم بوده باشد و به غیر از خدای بزرگ احدی در آنجا و در آن حالت خلوت حضوری نداشته باشد، باز هم با همه توانایی هایش مبنی بر اینکه بخورد و بیاشامد و یا مجامعت کرده روزه خود را نقض نماید، او تنها به واسطه اطاعت و امتثال اوامر و دساتیر خداوندی این کار را نمی کند و به امساک روزه خویش ادامه داده و آن را نقض نمی نماید و امر و دستور خدای بزرگ خویش را اطاعت کرده و از آن سرباز نمی زند که این خود برای انسان مومن درس عظیم دیگری است که با مشق و تمرین روزه می تواند آن را بیاموزد و اگر احیاناً کدام روزی در سنگر جهاد و مبارزه با دشمن واقعی هم قرار گیرد استقامت و پایداری کرده، سنگر را برای دشمن رها نمی کند و با همه زحمات و سختی های جنگ، از خود ایثار و پایداری نشان می دهد.

روزه در واقع عملاً مقدمه بر جهاد و مبارزه و یک نوع نبرد با نفس و خواهشات آن به حساب می رود و شخص روزه دار با تمرین آن به نفس خود می فهماند که در مقابل مشقات و گرسنگی ها باید مقاومت و استواری را بیاموزد و حوصله و تحمل، شکیبایی و امانت داری را فراگیرد. حکمت و درس دیگری که از تمرین و مشق روزه برای انسان روزه دار حاصل می گردد خودسازی و حصول اعتماد به نفس انسانی و امانت داری برای روزه داران واقعی است، که روزه برای آنها می آموزاند تا در هیچ حالتی از احوال و تحت هیچ شرایط به حقوق و اموال دیگران – ولو ناظر و محافظی هم در بالای اموال آنها حضور نداشته باشد – تعرض و تجاوز ننمایند و به هیچ صورتی و در هیچ زمان و شرایطی این حق را به خود نداده تا به حقوق و اموال و نوامیس دیگران دست درازی و تعرض کنند، چه حقوق، اموال، حیثیت و آبروی دیگران را باید ماننده حیثیت و آبروی خود دانسته و از تعرض و تجاوز مصون و محفوظ بدانند زیرا روزه داران واقعی اعتقاد دارند که روزه به معنی واقعی اش شامل امساک تمام اعضاء و جوارح ظاهری و باطنی انسان گردیده، دست، دهان، پای، چشم، گوش، زبان، قلب و همة وجود انسان مؤمن باید روزه دار باشد.

این که طرز مهمان داری کردن نیست. نکته دیگر در آثار ابنسینا، این است که نه فقط خودش شارح ارسطو نیست و خودش را شارح او نمیداند، اگرچه به طور کلی خودش را ارسطویی میداند، بلکه با کسانی که کار فلسفه را صرفا شرح ارسطو میدانستند، موافق نیست. اتفاقاً نظر من این است که شماره باید در پایین بخورد و در بالا نیازی نیست. معنی اول از نظر زمانی مقدم است ولی هیچوقت تأثیر خود را از دست نمی­دهد به طوری که به نظر یونانیان، قانون هر قدر هم صورت مکتوب به خود گیرد و از طرف قدرت حاکمه پشتیبانی شود، باز هم وابسته به آداب و عادات است.

لذا حدس در اندیشه ابنسینا نه به معنای ظن و گمان بلکه از یقینیترین مراتب علوم است. رمضان فرصتی برای تمرین تقوای الهی و دوری از معاصی و گناهان است و این مهمترین فلسفه این ماه محسبو می شود. به عنوان مثال کسی که آب گوارا نمینوشد یا غذای مطلوب نمیخورد، با این تمرین اراده، میتواند بعد از ماه رمضان به اموال دیگران دستدرازی نکند. کسی که با روزه خودش را کنترل میکند، در بعد از ماه رمضان میتواند موفق باشد. حجتالاسلاموالمسلمین سیدمهدی واعظ موسوی در گفتوگو با خبرنگار ایسنا- منطقه خراسان، در خصوص معنای کلمه «رمضان» و فلسفه روزه گرفتن در ماه رمضان اظهار کرد: رمضان در لغت از ریشه «رَمَضَ» به معنای سوزاندن و گرم شدن روز، حرارت و شدت یافتن روز است؛ یعنی وقتی که روز به سختی گرم میشود.

امروز شماری از علماء ارتباط میان بعضی از بزرگترین فلاسفه تاریخ با انبیاء یا تعالیم وحیانی آنها را تایید میکنند اما من معتقدم اگر قرائن و شواهد محکمی هم در این زمینه وجود نداشته باشد، اتکاء فلسفه به عقل فطری برای اثبات الهی بودن ریشه آن کفایت میکند. بعضی به غلط تصور میکنند که عقلگرایی متضمن تعهد به سکولاریسم و جدایی از دین است این در حالی است که ریشه و جوهر فلسفه و دین هر دو از عقل است هرچند مرتبه عقل در وحی با مرتبه عقل در فلسفه متفاوت است؛ به معنای روشنتر وحی، بدون فاصله به سرچشمه عقل متصل است اما این جنس اتصال لزوماً در فلسفه وجود ندارد و لذا با آنکه حقانیت وحی از سوی فلسفه اثبات میشود لکن وحی از جهت مقام و منزلت به مراتب از فلسفه بالاتر است.

دیدگاهتان را بنویسید