بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با اتحادیه اروپا در سه دهه اخیر

گروه اول از تعاریف «سیاست» روى نخستین مفهوم اصطلاحى آن تکیه کرده و هدف آنها تعریف سیاست استبه عنوان یک پدیده اجتماعى قابل تحقیق و بررسى و به عنوان موضوع یک علم و محور اصلى یک رشته تخصصى. قدرت اقتصادى به معنى در اختیار داشتن مواد خام، اطلاع و تخصص در زمینه رموز و فنون تولید، عشق و ایمان به کار و تلاش، اطلاع کافى از اوضاع اقتصادى عمومى دنیا و در اختیار داشتن ابزار تولید و نیروى کار در حد کافى است و اثر مطلوب آن عبارتست از تامین رفاه عمومى، بالا رفتن رشد اقتصادى، رفع فقر و بیکارى و تامین نیازمندیهاى زندگى همه اینها و شکلهاى دیگرى غیر از اینها همگى قدرت هستند و قدرتهاى انسانى و اجتماعى هستند; ولى، هیچیک از اینها قدرت سیاسى نیست. ثانیا، این که جامعه کل منحصرا همان اصطلاح روز متفکران غربى در «دولت» باشد و مصداق دیگرى با ویژگیهاى دیگر نداشته باشد، نمىتواند به طور قطعى مطرح شود و همانطور که قبلا گفته شد جامعه کل، به این معنى بار ارزشى دارد و اگر بار ارزشى و مطلوبیت آن را در نظر مطرح کنند گانش کنار بزنیم، مىتوان مصادیق دیگرى را براى آن نام برد مثل «امت» در اصطلاح سیاسى مسلمین که یک جامعه کل استبا ویژگیهاى مربوط به خود.

نخست لازم است آن حقیقت را که در این زمینه، همه به آن اشاره مىکنند، در حول و حوش آن سخن مىگویند و مسائل و مشکلات مربوط به آن را به بحث مىگذارند پیدا کنیم; چرا که در غیر این صورت اختلاف و اتفاق علماى سیاسى بىمعنا است چون محور و موضوع واحدى که درباره آن اختلاف یا اتفاق داشته باشند وجود ندارد و به اصطلاح زبان مشترکى وجود ندارد، بلکه دانشمندان مختلف در زمینهها و موضوعات مختلف و نامرتبط سخن مىگویند و هر یک درباره مفهوم خاصى از سیاستسخن مىگوید که با مفهوم مورد نظر دیگرى کاملا متفاوت است. از این رو، در کشورهاى اسلامى و همه جوامعى که بر اساس اعتقاد به دین و آیین و خداپرستى استوار است، دولت، جز در موارد نادر و استثنایى، نیازى به الزام و اجبار و تحمیل ندارد و مردم، خود به خود، بر اساس ایمان و اعتقاد خود، به حقوق دیگران احترام مىگذارند و به حق خود قانع هستند. اصولا، چنین تعاریفى بر یک پیشفرض استوار است که انسانها را ذاتا متجاوز و خودخواه و بىتوجه به دیگران معرفى مىکند که رقابت و جنگ و ستیز آنها حتمى است و وجود یک الزام و تحمیل از فوق بر آنها ضرورى است.

در صورتى که همانطور که قبلا گفتیم، در بعضى موارد مانند نمونه فوق رقابت و ستیز و در نتیجه، توزیع حاکمانه نمىتواند مفهوم درستى داشته باشد. ایران بر این اعتقاد بود که با گسترش فعالیت و خروج از انزوای سیاسی می تواند نقش مؤثرتری را در شکل دادن به نظم جهانی در پایان جنگ سرد ایفا نماید. در واقع، در چنین وضعیتی به عمد اوضاع را به گونهای جلوه میدهند کهگویی ایران همواره با تهدیدهای بزرگ روبهروست که مستلزم تحرک و آمادگی است.از همین رو، تصمیمها و رفتارهای خود را ناشی از شرایط استثنایی قلمداد میکنند و درست به همین دلیل است که نیاز به تولید یا ادامه بحران دارند. برخی پژوهشگران عقیده دارند اینکه دولت از دوره منظم و کاملاً معین گذر کرده باشد، با واقعیتهای تاریخی انطباق ندارد و از زمان تشکیل دولتهای اولیه تا دولت جدید هیچ تکامل یکنواخت دولت وجود ندارد. 1. تعاریفى که سیاست را به معنى دولت که نوعى جامعه کامل است مىگرفتند. در این میان، به دنبال فضای سنگین ایجاد شده در روابط و گفتگوهای طرفین و تصویب 4 قطعنامه سخت و تحریمی از سوی شورای امنیت علیه فعالیت های هسته ای ایران، هماهنگی بین اروپا و امریکا بیشتر از هر زمانی عینیت یافت و در این راستا سران اتحادیه اروپا در نشست 14 ژوئن 2010 در بروکسل، تحریمهای شدیدی علیه ایران را مورد تصویب قرار دادند.

مسئولیت و پاسخگویی نخستوزیر در مقابل مجلس شورای ملی یکی از محدودیتهایی بود که بر سر راه استبدادطلبی و خودکامگی قرارداد. در دیدگاه سوم، اصول اخلاقی در امور سیاسی پذیرفته میشود درحالیکه معتقد است؛ اخلاق سیاسی با اخلاق فردی متفاوت است و در دیدگاه چهارم، اخلاق و سیاست هر دو مظاهر حکمت عملی و ارزش مدارند و میان آن دو یک نوع اتحاد برقرار است به شیوهای که می­توان اخلاق را سیاست فردی و سیاست را اخلاق جمعی دانست. پس از انتخاب سیاستمدار یک مقام حکومتی میشود و در مقابل بوروکراسی (دیوان سالاری) دائم غیر سیاستمداری قرار میگیرد. سیاست در این معنا ازنظر نولی به «همه آن فعالیتهایی که مستقیم یا غیرمستقیم با کسب قدرت دولت، تحکیم قدرت دولت و استفاده از قدرت دولت همراه است.» تعریف میشود. پس درهمه جوامع کوچک و بزرگ، قدرت هست هر چند که ظهورها و جلوههاى گوناگونى دارد. 24) وى معتقد استبین «کلان سیاست» یعنى همان قدرت در جوامع پیچیده و گروههاى داراى اهمیتسیاسى و «خرده سیاست» یعنى قدرت در جوامع بدوى و شهرى تفاوت وجود دارد و جدا کردن این دو ضرورى است معالوصف، معتقد استبررسى هر دو نوع به جامعهشناسى سیاسى مربوط مىشود.

دیدگاهتان را بنویسید