اگر خدا مرده است پس پرسش معنای زندگی چه میشود؟

من به شخصه نميدانم استادان و آموزگاران بزرگ را به چند دسته ميتوان تقسيم كرد، اما به هر حال حداقل با يك دستهبندي ميتوان گفت اساتيدي هستند كه مخاطب را يا در نظر يا در عمل يا در قول و فعل توامان، متاثر ميكنند. من ميخواهم فقط در مورد اخلاق ايشان حرف بزنم، دكتر مجتهدي نخستين ايرانياي است كه در اروپا فلسفه خوانده است و دكتراي فلسفه گرفته و يكي از ايرانيترين استادان فلسفه است. حركت دستم كند شده است و از اين جهت چيزي براي اين جلسه تهيه نكرده و ننوشتهام ولي در راه كه ميآمدم فكر كردم كه چه بگويم و چه چيزي را بيان كنم.

در جاي ديگري نيز ميگويند: «تفكر علمي از لحاظ نظري، هيچگاه به طور كلي و به صورت مطلق از تفكر فلسفي جدا نيست و تحولات بزرگ علمي همواره به مدد تغييرات مفاهيم فلسفي به وقوع پيوسته است.» و تاكيد ميكنند: «برخي فرهيختگان تصور ميكنند توجه به فلسفه ميتواند مانع از رشد علوم در ايران شود يا به بيان ديگر ميپندارند تفكر فلسفي ممكن است در جهت تضعيف تفكر علمي برآيد كه اين امر مسالهاي كاذب در تفكر ايران است. در ضمن اينكه فلسفه ميخوانيد مسائل علوم را ميتوانيد طرح و بحث كنيد. بنابراين، دانشگاه آكسفورد دوره فوق ليسانس فيزيك و فلسفه را راهاندازي كرده است، در دانشگاه كلمبيا رشته مباني فلسفه فيزيك راه انداختند و لذا تحول عظيمي رخ داده است.

اما دغدغهي سوم خاص انسان است. بنابراين، ارضاي غريزه جنسي و تأمين نيازهاي فيزيولوژيك انسان از آثار مثبت ازدواج است؛ ولي ميتوان فلسفه و حقيقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر جست و جو كرد: تكميل، تسكين و توليد. داستان هم كه نوشت به ايران توجه داشت و بعد هم آثار داستاني ايراني را اعم از اشعار و رمانهاي ايراني را مطالعه كرد و خود، داستان ايراني نوشت.

سپس نویسنده در تلاش است تا نشان دهد این رمانتیسم با پارهای از دلمشغولیهای آثار استنلی کاول، فیلسوف و زیبایی شناس مشهور آمریکایی، به ویژه با چیزی که خرد تراژیک کاول نامگذاری میکند، یعنی توجهاش به تصدیق تنهایی متناهی همخوانی دارد. زندگی خویش را هدفدار می کند و از ثمرات کسب و کار و تلاش خود در واحد خانواده ی نو بنیاد خویش بهره می گیرد. مهمترین دستاورد این تطبیق عبارت است از این که هر دو آیین، تنها راه مشروع تامین نیاز جنسی، ایجاد نسل پاک و تامین محبت را در پرتو ازدواج و خانواده می دانند؛ با این تفاوت اساسی که رهبانیت و تجرد نسبت به ازدواج در آیین مسیحیت از جایگاهی ویژه برخوردار است؛ در حالی که در دین مبین اسلام، تجرد و رهبانیت امری کاملا مردود است و برخلاف مسیحیت عامل تقرب به خداوند محسوب نمی شود؛ بلکه این ازدواج است که زمینه ساز تکامل و تقرب الهی خواهد بود.

مسئله این است که تنها ادعا شده که تعبیر فلسفه اسلامی، تعبیر نادرستی است و ادله معتبری بر آن عرضه نشده است. او استدلال کرد که غده صنوبری باید نقطه وحدت باشد زیرا این تنها اندام غیرقابل تجمع در مغز است و گزارشات مضاعف، از دو چشم باید یک مکان برای ادغام داشته باشد. امروزه محدود كردن بينشمان نسبت به واقعيت به تنها بخش اصلي علوم تجربي يا علوم انساني، نابينا كردن خود نسبت به پيچيدگي واقعيت است كه آن را ميتوان از طريق چند ديدگاه درك كرد.

وي در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينكه دكتر مجتهدي فهم ويژهاي از تجدد دارد، افزود: از نظر من مجتهدي تقابل سنت و تجدد را به صورتي كه بيان شده يا نميپذيرد يا اين تقابل را به اين صورت قبول ندارد بلكه تجدد و سنت را در انعكاس به يكديگر ميداند و در اين زمينه نيز مقالات زيادي دارد. به طور مثال، كارلو روولي، فيزيكدان مشهور ايتاليايي عين نكاتي كه دكتر مجتهدي بيان ميكنند را مطرح ميكند كه سرنخ يكي از نظريات مهم فيزيك روز است. داوري اردكاني ادامه داد: كسي كه عمر صرف فلسفه ميكند ممكن است از بيرون كه نگاه كنند نپسندند و حتي نسبت كج سليقگي بدهند و بگويند آدم زندگي نكند؟

رييس فرهنگستان علوم ادامه داد: از فضايل دكتر مجتهدي كه مسلما در اخلاق و علم دوستي و اهل فلسفه بودن او موثر بوده اين است كه او از ادبيات شروع كرد. رضا داوري اردكاني، رييس فرهنگستان علوم با بيان اينكه بيش از پنجاه سال همراهي و همداستاني با دكتر مجتهدي اهميت زيادي دارد، گفت: ايشان، جايگاهي پيش ما دارند كه لايصف است. استاد دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اينكه دكتر مجتهدي همواره به فرهنگ مسموم و آفات آن توجه داشته و اين امر در گفتار ايشان انعكاس دارد، ادامه داد: ايشان معتقد هستند هر تحولي منجر به آگاهي ميشود.

بدون تكلف و بدون تظاهر، با تواضع فوقالعادهاي كه با صراحتي همراه بود كه گاهي اين صراحت در گفتار شايد خوشحال مان هم نكند و ناخوشايند تلقي شود. داوري اردكاني گفت: با نگاه انصاف به زندگي دكتر مجتهدي، او بهترين زندگي را داشته است، من همواره به كار و حال مجتهدي غبطه ميخورم؛ او بينظير، صادق و بيشيله پيله است، اين را از هركس كه با او ارتباط داشته است بپرسيد كه هيچ تكلف و خودستايي را در او ديدهاي؟ اما اگر غرض نهایی جامعه ها تحصيل خیر و صلاح باشد، غرض دولت یا جامعه سیاسی عبارت از تحصیل بزرگترین خبرها در عالی ترین صور آن برای اعضای جامعه سیاسی است.

پس شکل منحرف حکومت پادشاهی را حکومت ستمگر یا تورانی و شکل منحرف آریستوکراسی را الیگارشی و شکل منحرف جمهوری را دموکراسی می نامند. 7 – ارزش برند بر پایه مشتری را خلق کرده و از رشد و توسعه و بهبود آن مطمئن می شود و میزان وفاداری مشتری و مخاطب نسبت به برند را افزایش می دهد. او معتقد است که علوم انسانی از دل هیچ فلسفهای از جمله فلسفه اسلامی بیرون نمیآید، اما بنیانها و چارچوبهای کلی علوم انسانی را میتوان بر پایه فلسفه اسلامی توسعه یافته و عصری شده پی ریزی کرد. بنابراین هر انسانی به نوعی فیلسوف و تحت تاثیر فلسفه است؛ چرا که زندگی خود را هر چند ناخودآگاه، بر اساس جوابهایی که به این سئوالات بنیادین می دهد، بنا می نهد؛ با این تفاوت که فیلسوف رسمی و واقعی، این پرسش ها را به طور جدی و منظم پی گیری کرده، جواب هایی را که تا کنون داده شده است در بوته نقد نهاده و به جستجوی را ه حل های نو می پردازد.

از اين رو روانشناسي فرصت كافي براي تكميل فرآيند تدقيق مفاهيم بنيادين خود -هرچند كه از نظر فلسفي بيايراد نباشد- نداشته است. اهل فلسفه با هم اختلاف راي و نظر هم دارند اما اين اختلاف دوستانه است. من همواره دكتر مجتهدي را از نظر توجهي كه به تاريخ فلسفه دارد موثر ميدانم، دانشجويان فلسفه غرب با همان روايت سطحي برخي نويسندگان غربي كه قرون وسطي را به عنوان دوران قابل توجه نميدانستند همعقيده بودند ولي دكتر مجتهدي آنها را ملزم به مطالعه دوران قرون وسطي ميكرد چون مقدمه غرب جديد بود.

آیا می توان عشق را همان نیازهای طبیعی و جسمی دانست؟ فلسفه از طریق اثبات موضوعات علوم و سپس اثبات کارکردهایی در تحلیل و توصیف آن موضوع، ارتباط خود را با عینیت و نقش خود را در کارکردهای اجتماعی علوم حفظ می کند. بدون استثنا تمام فلاسفه عصر جديد با توجه به علوم جديد فلسفه گفتهاند، اگر ما علم جديد را حذف كنيم، تفكر فلسفي ديگر معنايي نخواهد داشت. مجتهدي با تاريخ ايران آشنا است و سعي كرد با فلسفه اسلامي نيز آشنا شود چون ما ايرانيها بدون فلسفه اسلامي نميتوانيم تفلسف كنيم و فلسفه داشته باشيم و مهمتر از همه اين موارد، اينكه دكتر مجتهدي همه زندگياش فلسفه بوده و همه عمر را صرف فلسفه كرده است.

مجتهدي از خوبهاي زمانه بوده و به اعتبار فيلسوف بودن و عمر صرف فلسفه كردن مورد احترام همه ما است. دكتر مجتهدي فيلسوفانه زندگي كرده و روابط خصوصي آنچنان كه گاهي فكر ميكنيم با هيچ يك از ما نداشت ولي يكديگر را به معناي كلي لفظ دوست داشتهايم و همواره يكديگر را احترام كردهايم. او در اروپا تحصيل كرد و از دوره دبيرستان به اروپا رفت و پرورشي اروپايي داشت ولي با اين وجود خيلي اينجايي است تا جايي كه اگر دانشجويانش لفظ فرنگي به كار ميبردند، تذكر ميداد. او حتي درباره نويسندگان پژوهش داشته است.

يك عالم بايد درباره فلسفه فكر كند يا نه؟ مجتهدي تاريخ فلسفه به ويژه تاريخ فلسفه جديد را درس داد و در مورد تقريبا همه فلاسفه جديد كتاب و مقاله نوشت و همه ايشان را ميشناسيم. شما با خواندن يك كتاب فلسفي، با خواندن دكارت و كانت عمق پيدا ميكنيد و ذهن شما قوي ميشود. شايد بتوانم بگويم اين كوته فكري بعضي همكارانم است كه نميخواهند آنچه را در فلسفه گفته ميشود بياموزند.

ما از وجود خوبي احساس شادي ميكنيم، وقتي اينچنين وجود خوبي باشد دل آدمي شاد ميشود. علاوه بر این دکارت ممکن است به دلیل دوستی با آزادیخواهان فکری مانند پدر کلود پیکو که در سال 1668 درگذشت و معروف به یک کشیش آتئیست بود و امور مالی خود را در فرانسه به او سپرده بود، احساس خطر کرده باشد. هدف او در این رساله, توضیح و تبیین بحث عشق به طور مختصر است; این رساله در هفت فصل تنظیم شده است و فصل پنجم آن (فی ذکر عشق الظرفأ و الفتیان للاوجه الحسان);در بیان عشق ظریفان و جوانان به چهره های زیبا, نام دارد.

اين دو نگرش فلسفي ميتوانند به هم آموزش دهند و همديگر را توسعه بخشند.» وي در پايان گفت: در حال حاضر غرب درك كرده است كه به طور مثال در فيزيك همه سرنخها مفروضات متافيزيكي است. امروزه شيوه رايج اين است كه فلسفه را ناديده گرفته و بگويند ما علم داريم و به فلسفه نياز نداريم. او ميگويد: «آيا يك عالم بايد درباره فلسفه فكر كند يا نه؟ در جهان اروپا كم كم آنچه «نه علم» بود، يعنى در هيچ علم خاصى از علوم طبيعى يا رياضى نمىگنجيد و در عين حال يك نظريه درباره جهان يا انسان يا اجتماع بود، به نام «فلسفه» خوانده شد.

دیدگاهتان را بنویسید