اندیشه های ارسطو – حقوق نیوز

راه کار فعلی این است که مردم در ngoها و موسسات مردم نهاد ، افراد در خانواده ها به وظایف خودشان برگردند و به آموزش هایی که در صدا و سیما و آموزش و پرورش انجام می شود اکتفا نکنند و اتفاقا آن ها را هم نظارت کنند که گفتمان هایی مانند سند 2030 شکل نگیرد . در پاسخ به این پرسش عرض می کنم که اولا، اسلام پنجره های تازه ای را به روی فلسفه باز می کند و فلسفه را وارد عرصه هایی می کند که فلسفه مستقلا قادر به ورود به این عرصه ها نیست.

بدون شك، نبودن حريم بين زن و مرد و آزادى معاشرت هاى تعريف نشده و بى بندوبار (با آرايش هاى گوناگون)، هيجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى برهنگى و سكس را به صورت يك عطش روحى و يك خواست سيرى ناپذير، درمى آورد. «قدرت قانون که خالی از شهوات و احساسات است البته جای حاکم و قاضی را نمی گیرد ولی به حاکم و قاضی قدرتی می دهد که واجد یک خاصیت اخلاقی و در صورت فقدان قانون مسلمآ قدرت حاکم واجد این خاصیت اخلاقی نخواهد بود. خواجه نصیرالدین طوسی در شرح اشارات به این نکته می رسد و کلام ابن سینا را باز می کند و نشان می دهد که تعریف این دو بر همدیگر قرار می گیرد.(4)در حقیقت نیز نمی توان برای هیچکدام تعریفی مستقل از یا بی نیاز از دیگری آورد.

وقتی حضرت موسی به قارون گفت: ذکات مال خود را بده، گفت:إِنَّما أُوتیتُهُ عَلی عِلْمٍ عِنْدی گفت: من علم اقتصاد بلد بودم، بازاریابی کردم، فرصتشناسی کردم، این همه دارا شدم. اشاره به این نکته هم لازم است که وقتی متقدمان، فارابی را معلم ثانی خواندند، شاید لااقل در ناخودآگاه خود او را مؤسس فلسفه اسلامی میدانستند. نماینده جامعةالمصطفی در خراسان ادامه داد: از نکاتی که پیامبر(ص) در این خطبه اشاره میکنند، ابعاد تربیت دینی و مؤلفههای سبک زندگی اسلامی است. «درباره کسانی که بر اثر انقلاب دارای حق شهروندی شده اند، سخن بر سر این نیست که آیا شهروند هستند یا نه، بلکه مسأله آن است که آیا به حق دارای این عنوان شده اند یا به ناحق، کسانی که به ناحق شهرونداند اصلآ شهروند راستین نیستند.

در واقع ریاضیات پلی مناسب برای رفتن به طرف فلسفه است .علاقه مندی به فلسفه نیز یکی دیگر از عوامل موفقیت دراین رشته است .آشنایی کامل به زبان انگلیسی برای دانشجویان فلسفه غرب و آشنایی به زبان عربی برای دانشجویان فلسفه اسلامی ضروری است . و در فلسفه اشراق سعی نمود، دستاوردهای شهودی و عرفانی خودش را به زبان عقل و استدلال برای دیگران توصیف کند. طرفداران فلسفه اشراق معتقدند که دنیادوستی پیروان فلسفه مشاء و بسنده کردن آنها به بحث و استدلال و بیاعتنایی به ذوق و شهود، سبب شد فلسفه اشراق بعد از ارسطو نادیده گرفته شود تا این که سهروردی مجددا با تاکید بر رویکرد اشراقی، آن حکمت پنهان را احیاء نمود.

احیای لایه پنهان فلسفه مشاء: ابن سینا اگرچه از فیلسوفان مشاء به حساب میآمد، اما در آثارش -خصوصا در نمطهای پایانی کتاب اشارات- رگههای اشراقی نیز حضور داشت. از میرزا مهدی الهی قمشهای نقل شده که سهروردی در فلسفه اشراق، جز تغییر واژگان، دستاوردی نداشت؛ مثلا به جای «واجب الوجود» از «نور الانوار»، به جای «عقل اول» از «بهمن» و به جای «نفس ناطقه» از «نور اسپهبد» استفاده کرده است؛ بیآنکه نکته جدیدی بر فلسفه مشاء بیفزاید. ↑ یثربی، حکمت اشراق، ۱۳۹۰ش، ص۲۴.

↑ برکت، یادداشتهای ملاصدرا، ۱۳۷۷ق، ص۳۲. ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات(حکمةالاشراق)، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۲۳۴-۲۳۵. ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات(حکمةالاشراق)، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۰-۱۱؛ سهروردی، مجموعه مصنفات(کلمةالتصوف)، ۱۳۷۵ش، ج۴، ص۱۲۸. ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات(کلمةالتصوف)، ۱۳۷۵ش، ج۴، ص۱۲۸. ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات(حکمةالاشراق)، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۴۴؛ قطب الدین شیرازی، شرح حکمۀالاشراق، ۱۳۸۳ش، ص۲۴۵. ↑ قطب الدین شیرازی، شرح حکمۀالاشراق، ۱۳۸۳ش، ص۲۴۵. ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات(حکمةالاشراق)، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۳۰۰؛ شهروزوری، شرح حکمةالاشراق، ۱۳۷۲ش، ص۵؛ شیرازی، شرح حکمةالاشراق، ۱۳۸۳ش، ص۴. ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات(تلویحات)، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۱۱. ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات(حکمةالاشراق)، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۶۲. ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات(حکمةالاشراق)، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹-۱۰ و ص۲۵۹.

↑ سهروردی، مجموعه مصنفات(حکمةالاشراق)، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۰۷-۱۰۸؛ سهروردی، مجموعه مصنفات(التلویحات)، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷. ↑ یزدانپناه، حکمت اشراق، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۳۷؛ سهروردی، مجموعه مصنفات(المشارع و المطارحات)، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۵۰۲-۵۰۳. سید یحیی یثربی نیز بر این باور است که سهروردی با فلسفه اشراق، بیآنکه بخواهد به جریان عقلستیز یا لااقل عقلگریز تاریخ تفکر، دامن زده است. شاید به همین دلیل بود که ابن کمونه، سهروردی را تابع آرای ابن سینا -خصوصا آرای او در کتاب اشارات- میدانست. غنیسازی فلسفه با استفاده از حکمتهای کهن: سهروردی خاستگاه فلسفه اشراق را حکمتهای کهن فارسی، یونانی، مصری، هندی و بابلی میداند؛ ازاینرو، با مراجعه به آن حکمتهای کهن و بازتفسیر و رمزگشایی از آنها، طرح خود در پیشبرد فلسفه اشراق را دنبال میکند.

سهروردی موجودات نورانی را دارای مراتب تشکیکی میداند؛ یعنی آنها اگرچه همگی نور هستند، اما در نورانیت، شدت و ضعف دارند. فلسفه اشراق، هستی را به دوگانه نور و ظلمت تقسیم میکند؛ موجودات نورانی سراسر بسیط و نور و حضورند اما موجودات ظلمانی فاقد حضور و خودآگاهی و علم به دیگران میباشند. برخی از مورخین فلسفه ی تحلیلی بر این باورند که می توان به جای آنگلو – ساکسون یا آنگلو – امریکن نامیدن فلسفه ی تحلیلی آن را فلسفه ی انگلیسی – اتریشی نامید.

فلسفه و کلام و عرفان وجوه تفارقی دارند، وجوه اشتراکی هم دارند؛ ما باید اینها را به عنوان علوم عقلی – همین تعبیری که آقایان داشتند و کاملاً تعبیر خوبی است – یا به یک معنا حکمت، که شامل همهی اینها بشود، مورد توجّه قرار دهیم و دنبال کنیم. درس اول این مجموعه به معرفی و بررسی ایده آلیسم (Idealism) میپردازد و درس دوم رئالیسم (Realism) را آموزش میدهد. اینجاست که براى فلاسفهاى مانند مرحوم حاجى سبزوارى که تمایل شدید به توجیه و تأویل و حمل به احسن کلمات دیگران دارند این فکر پیدا شده که بهتر است بگوییم مقصود شیخ اشراق هم از «نور» حقیقت وجود بوده است.

مجموعه آثار فلسفی و عرفانی سهروردی که بسیاری از آنها با رویکرد اشراقی نگاشته شده، به همت محققان مختلف (هانری کربن، سید حسین نصر، نجفقلی حبیبی) تصحیح و گردآوری شده و در یک مجموعه چهار جلدی با عنوان «مجموعه مصنفات شیخ اشراق» در موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی به چاپ رسید. به باور او، اگر کسی اهل جداسازی روح از بدن نباشد، اصلا حکیم نیست. سهروردی، این حکیمان را اهل کشف و شهود و ذوق و اشراق میدانست که قادر بودند با جداسازی روح از بدن، این حکمت الهی و گوهر مشترک را شهود نمایند. برای مطالعهی دیگر کتابها در زمینهی فلسفهی رواقیان و خودیاری میتوانید به قسمت دستهبندی کتابها مراجعه و کتابهای این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

با اینکه به پوشش مردان کمتر از زنان سفارش شده است، ولی مردان در عمل پوشیدهتر از زنان هستند؛ زیرا تمایل مرد به نگاه کردن و چشمچرانی است نه به خودنمایی، و تمایل زن بیشتر به خودنمایی است نه به چشمچرانی. از جمله سؤالاتی که برخی از افراد می پرسند، این است که فلسفه ی حجاب برای زنان چیست؟ سوزنچی، حسین، «معرفی کتاب «تاریخ فلسفه اسلامی»»، نامه علوم انسانی، بهار 1379، شماره 1، درج در پایگاه مجلات تخصصی نور.

دیدگاهتان را بنویسید