اصول تربیت از دیدگاه اسلام

بنابراین، می توان هماهنگی اصول را با مبانی انسان شناسی از طریق هدف و غایت شناسی کاملاً توجیه کرد. چنین نظارتی می تواند تأثیر ویژه ای بر شخصیت و رفتار وی داشته باشد؛ بنابراین، اصل نظارت مداری در تربیت اسلامی به ما می گوید: جهان در منظر خداوند تبارک و تعالی است و او بر همه امور آگاه است. 2. رعایت اعتدال در نوع سرمایه گذاری و صرف انرژی برای پاسخ گویی به یک نیاز، ما را از افراط و زیاده روی در پرداختن به آن بازمی دارد.

بدین ترتیب برای ترسیم ارزش های اخلاقی در سطح روان شناسی کار نمی شود. مثلا آیا وصف شجاعت و ترس یا متانت و خفت وصفی اخلاقی است؟ وقتی کودکانتان می خوابند یا به هر دلیلی ساعتی را در کنار شما نیستند، زمان بسیارمناسبی است که استراحت کنید و به کارهای روزمره خود رسیدگی کنید و خلوتی را با همسرتان داشته باشید. در دیدگاه دینی، تداوم هر امری به اعتدال در انجام آن بستگی دارد. 1. مفهوم اعتدال به نوعی دربرگیرنده ی جامعیت است. مفهوم روان شناختی شخصیت و مفهوم اخلاقی ملکه و مفهوم قرآنی شاکله به همین پایداری اشاره دارد.

پیامبر(ص) فرمود: اِنّی بُعِثْتُ ِلاُتَمِمَ مَکارِمَ الاَخْلاق؛ همانا من برای کامل کردن کرامت های اخلاقی مبعوث شده ام (بحارالانوار؛ ج16، ص210). بعد برای مجاهدت خودشان کم کم تحصیل کردند، و هر کسی یک علمی را انتخاب کرد. وقتی هم که بزرگ می شود کم کم، آن طور نیست که آن دیکتاتوریهای بزرگ را داشته باشد. موید همه چیز است که حتی گفتن”اف ” در جواب پدرومادر را جایز نمی دارد واعلام می کند فقط زمانی که فرمان آن ها بر خلاف فرمان خدا باشد از آن ها اطاعت نکنید وحتی در این موقع هم احترام آن ها را نگاه دارید.

که توقعات و خواسته های واضحی دارند و به احساسات کودک خود احترام می گذارند. اهمیت تأثیر سعی و تلاش بر انسان در این است که وی مرهون میزان تلاش و کوششی است که به کار می گیرد؛ آنچه در تربیت دینی اهمیت دارد میزان سعی و کوششی است که فرد در حیطه قدرت خود برای رسیدن به هدف انجام می دهد. یکی دیگر از وظایف والدین در حین آغاز سن تکلیف فرزندشان، این است که برای او جشن تکلیف برگزار میکنند و معنا و فلسفه آن را برای فرزند خود بیان نمایند؛ مثلاً در مورد لزوم نماز خواندن به او بگویند: «خدا نعمتهای زیادی به ما داده که ما باید برای تشکر از او، نماز بخوانیم».

به دنبال راه های دیگر اتصال باشید. شاخصه بارز این دسته از تعریفها که بیشتر از منظر جامعهشناختی به امر تربیت نگریستهاند (گذشته از تفاوتهای اندک و نیز کاستیهایی که درباره هر یک برخواهیم شمرد)، به نوع انسان و جهان شناختی آنها برمیگردد که در تباین با انسان شناختی دینی و قرآنی است و از همین رو، در عرصههای مختلف و از جمله در حوزه تربیت به فرایندهای متفاوت انجامیده است. بر هیچ کسی پوشیده نیست که دین همواره بیش از آن که وابسته به حوزه ی آگاهی های انسان باشد ناظر بر موضع عملی وی است.

مقایسه ای اجمالی بین نحوه ی اکتشاف و مبانی دریافت اصول در تربیت که ریشه در مناسبات عرفی انسان ها با یکدیگر در رفتارهای اجتماعی دارد ما را به این امر رهنمون می سازد که هر گونه انتساب مستقیم یا غیرمستقیم در حوزه ی تربیت دینی، باید همراه با پشتوانه ی کافی از تصریحات موجود در متن دین و یا ملاک های واضح برای درک از آن تصریحات و ظواهر باشد. این ارتباط صرفا از لحاظ کارآیی و سودمندیِ روش، جهت نیل به هدف موردنظر است؛ از این رو این که گفته می شود روش ها از اصول اخذ می گردند، به معنای این نیست که روش ها معلول اصول اند، بلکه اصول صرفا تبیین کننده ی نحوه ی استفاده از آنها هستند.

همچنین داستان پیاده نشدن حضرت یوسف از اسب در مقابل پدر در قرآن و ده ها رویت و حدیث دیگر موضوع فوق را به رو شنی تایید می کنند. درمیان نظریه های افراطی وتفریطی درباره ی این میل اسلام یک نظریه ی متعادل و منطقی را پیشنهاد می کند واین میل را یک میل مقد س می داند ومعتقد است که این میل ضامن حفظ نسل و بقا است وازاین رو باید در مسیر خود هدایت شود که دراین باره دستورات زیادی داده وبخصوص نقش پدر و مادر را دراین مورد بسیار مهم می داند.

به بیان دیگر موضوع باید روشن باشد تا روان شناس کارش را شروع کند. شاید مهم ترین نقطه ی افتراق مکتب تربیتی دینی با دیگر مکاتب تربیتی، در نگاه به جهان و انسان باشد. مورد بررسی قرار گرفته است که ما در ذیل فقط به مکاتب فلسفی و آن هم به خاطر تأثیر عمیقی که در تعلیم و تربیت گذاشته اشاره می کنیم. نحله ها و مکاتب تربیتی هیچ گاه خود را فارغ از چارچوب های بنیادین و اصول نظری معرفی نمی کنند. در مکتب نقلی نیز برای مدلل ساختن گزاره ها به منابع نقلی دین (آیات و روایات) استناد می شود.

ارتباط اصل با هدف ارتباطی دوسویه است؛ یعنی همان طور که اصل دخالت کاملی در نحوه ی وصول به هدف دارد و بدون تمسّک به آن دست یابی به هدف میّسر نیست، هر هدفی نیز می تواند برای تحقق خود اصولی را تجویز نماید. جریان این امر در عمل تربیتی ناظر بر نحوه ی عملکرد مربی براساس آن ملاکهاست. پس تربیت آنگاه که درباره انسان به کار میرود، هر دو ساحت مادی و معنوی آن را پوشش میدهد و رشد و کمالیابی آنها مورد نظر مربی است و باید باشد.

نمازی که اگر با شرایط و حدودش و با اخلاص و خضوع انجام گیرد انسان را از هر گناه باز دارد و به هر خیر و سعادت تشویق میکند . عدالت اجتماعی بدون این عدالت درونی، قابل تحقق مطلوب نیست .این آیه که دعوت به قیام به عدالت میکند و نظیر آن، با تفاوت مختصر در (نساء/531) آمده است، ابتدا خطاب به ایمانداران کرده و تاکید بسیار بر عدالت ورزی نموده است و سپس به یکی از عوامل انحراف از عدالت اشاره کرده؛ به مسلمانان هشدار میدهد که نباید کینهها و عداوتهای قومی و تصفیه حسابهای شخصی، مانع اجرای عدالت و موجب تجاوز به حقوق دیگران شود.

3.آیا تربیت تنها به تأثیرات عمدی، آگاهانه، اختیاری و هدفدار گفته می شود یا تأثیرات پایداری که توسط عوامل دیگر نیز ایجاد می شود تربیت نام دارد؟ در بسیاری از آیات قرآن تبیین ارتباط انسان با خداوند یا بالعکس بر اساس دوستی و محبت، شکلی کاملاً متفاوت از روابط حاکم در دیگر گستره های ارتباطی به خود گرفته است. حضرت علی (ع) میفرمایند: «کودک هفت سال آزاد است و هفت سال مورد ادب و توجه و هفت سال دیگر مورد خدمت و یاور است» (بحار الانوار ج. خلاقیت یک ویژگی ذهنی ارزشمند در هنر، علوم و هر مورد دیگری است که شامل حل مساله می شود.

«مبانی» به مجموعهای از مؤلفهها گفته میشود که زیر ساختهای اعتقادی، فلسفی و نوع شناخت هر مکتب از مبدأ هستی، جهان و انسان را سامان میدهد و اهداف، خط مشی و شیوههای عملی در هر زمینه و عرصهای بر اساس آن مبانی بنیان نهاده میشود. اصل ها همان قوانین حاکم بر اعمال تربیتی اند که با توجه به ظرفیت ها و استعدادهای متربی، یعنی مبانی انسان شناسی شکل گرفته اند. نظارت دینی، نظارتی آگاهانه و هوشیارانه است که متربی می داند همواره رفتار و حرکات او تحت نظارت دقیق الهی است و در آینده باید پاسخگوی اعمال و رفتار خود باشد.

دیدگاهتان را بنویسید