ارتباط فلسفه با زندگی

عالمان و اندیشمندان آنها(اندیشمندان غیر مسلمان)، بدترین آفریدههای الهی در روی زمیناند؛ چرا که به فلسفه و تصوّف تمایل نشان میدهند. از این نظر شاید یک همسنجی میان تفکرات او درباره مرگ با تفکرات اندیشمندان شرقی میتواند کار جالبی باشد. لذا اتحاد حکمت علمی و عملی در اینجا به کار میآید. اگر بپذیریم که حالات ذهنی برخاسته از فرایندهای مغزی اند میتوان اینجور گفت که وقتی A کارامد میشود، به کارآمد شدن B می انجامد و با این کار از A به T، B پدید میآید؛ نماد T در اینجا همان حالات ذهنی است. با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبههی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار میدهند آشکار میگردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهمترین و اساسیترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار میکند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزلهی سنگ بنای دیگر حجابها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهندهی رفتارهای اوست.

از دوستان ميخوام كه بدون تعصب كاذب و منصفانه اين نظرات علماي بزرگ رو بخونن و تحت تاثير بازار گرمي فلسفه چي ها و يا تدريس چند عالم بزرگ در حال حاضر قرار نگيرند . در آن جا چاه آبی بود مرد کفش خود را به دستار شالی بست و آن را فرستاد به ته چاه و از آن آب کشید و بعد با دست خودش آب به این حیوان داد و او را سیراب و از مرگ حتمی نجات داد. عقلانیت عملی نیز بدین معنی است که دست به کاری نزنید که هزینهاش بیشتر از فایدهاش برای شما باشد و اگر دست به کاری زدید که هزینهاش بیش از فایدهاش بود فوراً آن را متوقف کنید.

عقلانیت زیربنای تمام مسائل عقیدتی را تشکیل میدهد. هرچند هر مسلمانی دستورها و احكام اسلام درباره مسائل اقتصادی را پذیرفته، در زندگی خود بهكار میگیرد، اما این بهمعنای بینیازی از مباحث علمی نیست. دوگانه انگاران برای روشنگری آن گاهی به اصالت علت موقعی، گاهی به در هم کنش گرایی و گاهی هم به اصالت همراستایی روی آوردهاند اما هیچیک از اینها نتوانستند روشنگری ای از این وابستگی نشان دهند. یعنی یک نمونه از حالت ذهنی همیشه با نمونه ای از حالت مغزی یکی است. چنان که گویی امور و اشیاء در جهان خارج وجود دارد و هویتشان همان است که هست و شاید این هویت کاملاً برای ما شناختهشده نباشد اما در عالم خارج وجود دارد و آنگاه قائلیم که خیال امری ذهنی است، یعنی ما چیزی را بر اشیاء معطوف میکنیم و جاهای خالی در شناخت خود را پُر میکنیم.

بر اساس تلاشهای نظری و آزمودنی در سده نوزدهم، جایی برای یگانگی این دو نظریه هست و در همین یکی شدن است که مفهوم «فروکاستن» (تحویل) به میان می آید. یک صورتبندی دوگانهانگاری جوهری است که بر پایه آن اندیشه و تن دو گوهر گوناگون اند و صورتبندی دیگری دوگانهانگاری در ویژگیها است که بر اساس آن اندیشه و حالات ذهنی نه از یک جوهر دگرگونه، که دربرگیرنده ویژگیهایی به جز ویژگیهای فیزیکی است. اینکه وقتی دست من به آتش نزدیک میشود و من گرما را دریافت میکنم کارهای مغز من حالت ذهنی گرما را پدیدار میکند و اینکه من دست خود را پس میکشم حالات ذهنی پس کشیدن هم بازده کارهای مغز است نه اینکه حالت ذهنی گرما حالات ذهنی گریز را پدید آورده و حالت ذهنی گریز بخش جنبشی مغز من را برای گریز کارآمد کرده.

پدیدههای ذهنی بازده دنباله کارهای فیزیکی مغز اند. گفتارهایی هم درباره خود فرارویدادگی ذهن و تن هست؛ مانند چگونگی نمایش آن، وابستگی آن با تحویل ذهن-بدن، آیا میتوان گونه های ویژه ای از حالات ذهنی را مانند کیفیات ذهنی و حالات التفاتی از دید فیزیکی فرا رویداده دانست وبا فرارویدادگی نبودنِ آنها پیامدهای آن برای فیزیکالیسم چه خواهد بود. آی. تی. (مؤسسه فناوری ماساچوست)، درباره هوش مصنوعی چنین میگوید: دانشی که دستگاهها را به انجام کارهایی وامیدارد که اگر آن کارها از آدمی سرزنند، نیازمند هوش خواهند بود (۱۹۶۸).

او همهٔ فرایندهای فیزیکی و فیزیولوژیکی «قرمز دیدن» را میداند ولی وقتی از اتاق سیاه و سفید آزاد میشود و رنگ قرمز را برای نخستین بار میبیند، میگوید: «اوه… فرض میکنیم مری در اتاقی سیاه و سفید زندگی میکند و از دیدن رنگها بی بهره است؛ او از راه تلویزیونی سیاه و سفید و با کتابها و مجلاتی سیاه و سفید «همهٔ» آنچه را که دربارهٔ جهان فیزیکی و ویژگیهای فیزیکی هر چیزی می شود دانست، میداند.

آنچه که مسلم است، مرحوم دکتر مهدی حائری در عصر خودشان از اساتید طراز اول فلسفه اسلامی بودند و بعد که به آن سوی عالم تشریف بردند و شروع به تحصیل فلسفه غربی کردند از آغاز دوره لیسانس تا دوره پایان دکتری؛ به آن فلسفهها نیز مسلط شده بودند تا جائی که به جامعالحکمتین مشهور شده بودند. اکثر اساتید فلسفه اسلامی از نژادها و ملیتهای غیرعرب و بهویژه عده معتنابهی از آنان ایرانی میباشند و غالباً نیز آثار و تفکرات خود را به زبان پارسی نگاشتهاند.

آقای دکتر حائری آنجا «شفا» تدریس میکردند؛ یادم نمیرود که دانشجویان ایشان مُصِر بودند که فقط خودشان باشند و کلاس که شروع میشد در را از داخل قفل میکردند. تا قرن نوزدهم، این دو نظریه نقش برجستهای در برداشت ما از جهان جسمانی بازی میکردند. یکی اینکه ما دانشجویی صفر کیلومتر جدیدالتأسیس بودیم و ایشان استادی بزرگوار بودند، دوم اینکه آقای حائری مرحوم، قیافه بسیار محتشمی داشتند تا جائی که برخی که با شخصیت ایشان آشنایی نداشتند، من جمله خود بنده متاسفانه حمل بر مغروریت میکردیم.

آنجا ما، نام آقای حائری را میشنیدیم و خودشان را کم و بیش زیارت میکردیم ولی من به یکی دو دلیل هیچ گاه جرأت نمیکردم خدمت ایشان مشرف بشوم. زئوس دلش به حال آدمیان سوخت و تدبیری کرد که این دو بتوانند با هم پیوند زناشویی بکنند! از عارفان میتوان به محییالدین ابن عربی (بنیانگذار)، بایزید بسطامی، حلاج شبلی، جنید بغدادی، ذوالنون مصری، ابوسعید ابوالخیر، خواجه عبدالله انصاری، ابوطالب مکی، ابونصر سراج، ابوالقاسم قشیری، ابن فارض و مولوی اشاره کرد. بنابراین مساله کریچلی در بحث خود درباره بکت این است که چگونه میتوان از پیشپا افتادگی فرازبان آکادمیک دوری جست و به واقع تجربه زبان بکت را تجربه کرد و چگونه میتوان به زبان او اجازه «زبانیدن» داد.

از طرف دیگر ، برخی فیلسوفان قاره ای از جمله اعضای مکتب فرانکفورت، در ۱۹۶۰ به امریکا مهاجرت یا از آن دیدن کردند. از دید مفهومی بودن ذهن دیگر را میپذیریم. 1. مکتب فلسفی مشاء: در این روش فقط از استدلال و برهان عقلی و منطقی استفاده میشود. پرسش این بود: آیا امکانِ بودن در ورای مرگ، فقط با مرگ محقق میشود؟ اما به تدریج دانشها و علوم مختلف از آن جدا گشتند.در قدیم، این فلسفه که جامع تمام دانشها بود، بر دو قسم بود: فلسفه نظری و فلسفه عملی. آنطور که دوستان و شاگردان ایشان میدانند، وقتی ایشان به کانادا و آمریکا میروند با اینکه به لحاظ فقهی مجتهد مسلم بودند و به لحاظ فلسفی هم حکیم درجه اول، اما از کلاس اول دوره لیسانس فلسفه در کلاس مینشینند و تا دوره دکتری درس میخوانند.

دیدگاهتان را بنویسید