اخلاق نیکو – پرسمان

و هدف مهم رسالت پیامبر(ص) را اصلاح اخلاق انسانها بیان کرده است. در عظمت پیامبر اسلام همین بس که خداوند متعال در قرآن آن حضرت را با « یا ایها الرسول » و « یا ایها النبى » مورد خطاب قرار داده و او را به عنوان انسانى الگو براى تمام جهانیان معرفى می کند ، حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به حق داراى اخلاقى کامل و جامع تمام فضایل و کمالات انسانى است.

نظام تقسیم کار اجتماعی چگونگی این واکنش را به عنوان وظایف صنفی برای ما مشخص کرده است. همانطور که دیده می شود نظام اخلاقی در غرب بر پایه افکار مادی و نفی دین وسکولاریسم تدوین وتنظیم شده و همان کسانی که امروز زمام تمدن بشری را در دست گرفته و آن را مدیریت می نمایند اصول و اندیشه های اخلاقی شان عاری از ایمان به خدا و اعتقاد به روز رستاخیز است و بر پایه ایمان به مبدأ و معاد استوار نمی باشد، بلکه آنان سعی می کنند حدود و آثاری را که در اثر دو اصل عقیدتی مذکور در اخلاق مردم به وجود می آید از مبادی اخلاقی شان جدا کرده و قوانین و دستوراتی غیر از آنچه ادیان آورده اند تنظیم کنند! کبر و غرور آنان را واداشته تا از خود ابتکارو خلاقیت نشان دهند تا فلسفه¬ی اخلاقی نوینی را به وجود آورند و بی نیازی خود را از رهنمودهای الهی در باره اخلاق اعلام نمایند .

در درون نظام و روش اخلاقی انبیاء، روش کامل تری نیز وجود دارد که همان روش اخلاقی اسلام است. یعنی اخلاقی بودن هر عمل به آن است که آن عمل نیکو شمرده شود و غیر اخلاقی بودن آن نیز به اینکه آن عمل زشت و قبیح است. فرا اخلاق گاه شامل هر سه اصطلاح تحلیلی ، هنجاری و توصیفی می شود ، گاه فقط به اخلاق دستوری و تحلیلی و گاهی نیز تنهابه اخلاق تحلیلی اطلاق می شود.

از نظر علامه، هر سه راه انسان را به واقعیت می رساند ، ولی هر یک کارکرد ویژه ی خود را دارد. هدف از تربیت اخلاقی در اسلام، افزایش مراتب و درجات قلبی در سایة معرفت الهی است، تا شخصی شایستگی لازم برای تقرب به خدا را پیدا کند. اخلاق، بر وزن «افعال» جمع واژه «خُلْق» و «خُلُق»، در لغت به معنای خوی ها، عادات، سرشت، سجایای نیک، پسندیده، خوب، دلیری، نیرومندی، زشت، ناپسند و فرومایگی به کار رفته و از صفات نفسانی انسان به شمار می رود و در واقع به معنای صفتهای روحی و باطنی است که در نفس انسانی رسوخ پیدا کرده و به عنوان ملکه برای نفس در آمده است، به گونه ای که افعال خوب یا بد بدون نیاز به تفکر و اندیشه به آسانی از او صادر می شود.

بر فرض که انسان بتواند بدون اعتقاد به خدا و دین هم خوب باشد؛ اما آیا اسلام با این نظر موافق است؟ مشهور ترین تعریف اخلاق در میان اندیشمندان اسلامی صفات نفسانی ثابت و پایداری که موجب می شود انسان بدون نیاز به فکر و تامل افعالی متناسب با آن صفات انجام دهد. نفاق و دو چهره گی از زشت ترین خصیصه های انسانی است و اگر در دلی نفوذ کند آن را ویران می سازد و سبب بیچارگی انسان می گردد . 1. غرایز و ملکات و صفات روحی و باطنی که در انسان است اخلاق نامیده می شود.

ما باید اخلاق را در جامعه رواج بدهیم چرا که اخلاق اکسیر نجات بخش جامعه است. پيامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) علاوه بر اين كه ارزش هاى اخلاقى را بسيار ارج مى نهاد ، خود در سيره عملى اش مجسمه فضايل اخلاقى و ارزش هاى والاى انسانى بود ، او در همه ابعاد زندگى با چهره اى شادمان و كلامى دلاويز با حوادث برخورد مى كرد . انسان مسلمان، با صرف نظر از هر گونه سود که در یک کار یا یک خلق و خوی برای خود با دیگران بیابد، و با صرف نظر از هر نوع زیان که در یک کار یا خوی برای خود یا دیگران ببیند، همواره در پی آن است که بداند آیا این کار یا این خصلت با کرامت و ارج انسانی او سازگار است و به او در راه تقرب و سیر به سوی حق کمک میکند یا نه.

سالك، كه در اين سفر، سير به سوى مكانت برتر را طلب مى كند، به ره توشه اى علمى نيازمند است; او بايد موانع نظرى و عملى سير و سلوك الى الله را به خوبى بشناسد و با راههاى مانع زدايى و مراحل اين سير آشنا شود و چون مجموعه اين شناختها را علم اخلاق بر عهده دارد و علم اخلاق نيز، خود داراى مبادى خاصى است، پيش از هر چيز، بايد با مبادى اخلاق آشنا شود. توکل؛ یعنی اعتماد و اطمینان قلبی انسان به خداوند در همه امور خویش و بیزاری از هر قدرتی غیر از او.

اخلاق در هر مکتبی حتی مکاتب غیرآسمانی اصولی دارد اما دقیق ترین و عالی ترین اصول را مکتب اسلام بیان کرده که هر کدام از آنها میتواند نجات دهنده انسان باشد و او را به مراتب عالی انسانی و اخلاقی برساند. علم اخلاق از ارزش مندترین و ضروری ترین علومی است که انسان به آن ها نیازمند است. به همین جهت است که پیغمبر اسلام(ص) رسالت اخلاقی و انسان سازی خود را در تکمیل مکارم اخلاق و مایههای بزرگواری انسان خلاصه کرده است.

از این رو، تعلیمات اخلاقی باید در جهت نیل به این هدف متعالی قرار گیرد و از هر نوع سطحی نگری و ظاهر گرایی مصون ماند، تا به جای تربیت افراد متظاهر، انسان های خود ساخته و بیدار تربیت شوند که هم از لحاظ بینش و معرفت و هم از لحاظ عمل در سطح والایی از کمالات قرار گیرند. 3. پیمودن آن برای همگان امکان پذیر است، هم یک استاد بزرگ، دانشمند علوم الهی و هم یک فرد عادی بی سواد، می توانند اصول اخلاقی اسلام را فرا بگیرند و به آن عمل نمایند. مراد از تربیت اخلاقی چگونگی به کار گیری و پرورش استعدادها و قوای درونی برای توسعه و تثبیت صفات و رفتارهای پسندیدة اخلاقی و نیل به سعادت و فضایل اخلاقی و دوری از رذیلت ها است.(4) تربیت اخلاقی در واقع بخشی از علم اخلاق را تشکیل می دهد و چون مباحث آن عمدةً ناظر به راه کارهای عملی و ارایة توصیه هایی در باب عمل و رفتار است، از آن به «اخلاق عملی» نیز یاد می شود.

انسان ضعیف و ناتوان آفریده شده است، و این ضعف همان گرایش افراطی انسان به خواسته های نفسانی است؛ گرایشی که از ناتوانی بشر در عرصه کردارهای نیک و فضایل اخلاقی خبر می دهد. معنای عام آن اتصاف به فضایل اخلاقی و تحصیل مجموعه کمالات و خصلت های پسندیده ای است که انسان در مسیر خودسازی و پرورش نفس، خود را به آنها می آراید و معنای خاص آن خوشرویی، خوشرفتاری و برخورد شاد و پرنشاط با دیگران است.

صفاتی مانند گذشت و فداکاری مایه کرامت نفس و نشانه علو همت و عظمت روح است.چون انسان فداکار انسانی است که بر خویشتن مسلط است و شخصیتی چنان والا دارد که میتواند از آنچه مورد علاقه شخصی اوست به خاطر دیگران یا به خاطر هدفش بگذرد.تواضع به معنی احترام گذاردن به دیگران،از پوسته خود درآمدن و ارزشهای دیگران را هم به حساب آوردن نه به معنی خود باختگی و زبونی در برابر زورمندان،یک خلق بزرگوارانه و مایه کرامت انسان است.

انسان به هر مقدار که از صفات کمال الهی برخوردار باشد به همان اندازه به خدا تقرب مییابد و به او نزدیک میشود، اگر این صفات در انسان به صورت خلق و خوی درآید یعنی به آنها عادت کند و چنان شود که این کمالات از درون او بجوشند، در این صورت میتوان گفت که او به اخلاق اسلامیخو گرفته است. شیعه نیوز: تعریف اخلاق به معنای سرشت،طبیعت،خوی است که به معنای صورت درونی و ناپیدای افراد که قابل مشاهده نیست و با بصیرت می توان آن را درک کرد گفته می شود. فعل اخلاقی بر اساس کدام اصول و معیار قابل توجیه و استدلال است؟

تأکیدها و تکیهکلامهای مربیان بزرگ و دانشمندان برجسته دین در یافتن رویکرد تربیتی آنان بسیار مهم و قابل توجه است. امّا دانشمندان اسلامى روى تعدیل و برابر کردن غرایز و مبارزه با نفس و تهذیب صفات درونی کار کرده اند. از نظر مرحوم بازرگان چهره زشت استبداد را می توان در وجه قساوت آمیز آن، و لگدکوب کردن حرّیت و کرامت ذاتی انسانها دید. نیکان را دوست دارد و از بدان و ستمگران بیزار است. نقطه عزیمت فکر خلاق صنعت گر بیرون از نهاد آن نهال است، از آن نقطه شروع می کند و به چوب می رسد و به مدد ذوق و قریحه ای که دارد چهره و وضعی دیگر را برای او می پسندد و به کمک دستان ماهر خود آن چهره را به او می بخشد.

در مقابل این تعریف اخلاق دسته دیگری از علما مثل فیض کاشانی،خواجه نصیر طوسی،ملا مهدی نراقی و ملا احمد نراقی نیز هستند که اخلاق را به نوع دیگری تعریف می کنند. 2. اعمال و رفتاری که از این خلقیات ناشی گردد نیز اخلاق و یا رفتار اخلاقی گفته می شود. 3 مباحث اين كتاب بخشى از بحثهاى اخلاق در قرآن است كه هنگام تنظيم، به دو بخش تقسيم شد: بخشى كه بيشتر صبغه مباحث فلسفه اخلاق و فلسفه علم اخلاق داشت، در همين جلد، با عنوان مبادى اخلاق در قرآن آمده و بخش ديگر كه بيشتر صبغه مباحث اخلاقى داشت، با عنوان مراحل اخلاق در قرآن در جلد يازدهم گردآورى شده است.

هر کس به خوبی در خود این دریافت درونی را دارد که این چنین خصلتی زبونی و بی شخصیتی است. هر کس این خصلتها را داراست، خدای را بر چنین مرحمتی سپاس گزارد، و هرکس چنین خوبیهایی ندارد با التماس آنها را از پیشگاه خدا در خواست کند. هر که هر گونه کاری انجام داده، آن را دریافت میدارد و بر هیچ کس ستمی نمیشود. حسود کسی است که نمیتواند پیشرفت دیگران را تحمل کند از موقعیتی که نصیب دیگران میشود رنج میبرد و ناراحت میشود و تنها عکس العملش این است که بکوشد تا در کار آنها اخلال کند تا آنها همچون خود او محروم شوند و تا به این منظور پست خود نرسد از پای نمینشیند.

دیدگاهتان را بنویسید