اخلاق خوب – پارسی طب

پس در واقع، هیچ کار اختیاری بدون انگیزه در فاعل آن، انجام نمیگیرد. چه بسا، انگیزه وداعی فاعل، سوء استفاده از شهرت و خودنمایی باشد، و در پسِ پرده زیبای عمل نیک، چهره کریه و منظره زشتی پنهان بوده باشد. انسان تا هنگامی که خود نخواهد، ایمان نمیآورد؛ البته به مقدمات و دواعی نیاز دارد؛ از جمله: علم و شناخت که منشأ وداعی بر ایمان میگردد. هرچه این شناخت و آگاهی کامل تر باشد، درصد اعتماد به آن احکام بالاتر می رود. میپندارند: زندگی همین جهان مادی است، برخی میمیرند و برخی به وجود میآیند، و این روزگار است که چنین میکند ـ مانند دیگر موجودات، گیاهان و حیوانات ـ البته چنین میپندارند؛ زیرا بینش و آگاهی و شناخت ندارند.

ملکات پیچیده دیگری نیز وجود دارد که برآیند چندین توانایی مختلف در وجود آدمی است؛ مثلاً ملکه تندخوانی که محصول ترکیب توانایی چشم و تمرکز ذهن است. خداوند در این آیه، حکمی را که مطابق عدل است بیان داشته که هیچ کدام از زن و شوهر حقِّ سرپیچی از آن را ندارند و آن، بازگشت به «نصف المهر» است. مثلاً اگر عمل اخلاقی موردنظر، خدمت به خلق است، و ارزش آن به سبب یاری رساندن به نیازمندان است، آیا باید انگیزه فاعل نیز همین جهت باشد، تا عمل او را یک عمل اخلاقی منتسب به او تلقی نمود، یا آن که صرف نیک بودن نفس عمل کافی است؟

از آن جا که هر عمل اخلاقی، اختیاری است و با اراده شخص عامل انجام میشود، نمیتواند بدون انگیزه و نیت خاص باشد و هر کار که از روی اختیار انجام گیرد، داعی یا انگیزهای برای انجام آن کار خاص، در نفس فاعل آن وجود دارد که سبب میشود تا فاعل، آن کار خاص را ترک نکند، و یا به جای آن، کار دیگری را انجام ندهد. هر که از روی حقیقت به خدا ایمان آورد، مورد عنایت حق قرار میگیرد و در درون او بینشی تابناک به وجود میآورد.

عدل، همان رعایت قوانین عدل الهی است که برای تنظیم حیات، مشخص گردیده، ولی در کنار آن، مسأله «احسان» نیز مطرح میشود که رعایت جوانب اخلاقی است. عدم توجه به اخلاق کار در مدیریت سازمان ها، در کشور ما که از یک سو باید بر پایه ی ارزش های اخلاقی متعالی باشد و از سوی دیگر با کشورهای پیشرفته جهان فاصله ی قابل ملاحظه دارد، در شرایطی که انتظارات اجتماعی از سازمان ها در باره ی مسائلی مانند محیط زیست، حقوق زنان، کودکان، معلولان، عدالت در استخدام و کاهش نیروی انسانی، نیز افزایش یافته.

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «اَلْمِزاحُ تَذْهَبُ بِماءِ الْوَجْهِ؛ شوخی، آبرو را از بین می برد.» همچنین ممکن است شوخی موجب کینه توزی شود، چنان که امام علی علیه السلام در این باره فرمود: «اَلْمِزاحُ تُورِثُ الضَّغائِنَ؛ شوخی، کینه ها را درپی دارد». امام علی علیه السلام در این باره فرمود: «لِکُلِّ شَیْ ءٍ بَذْرٌ وَ بَذْرُ الْعَداوَهِ الْمِزاحُ؛ برای هر چیزی، بذری است و بذر دشمنی، مزاح است». آن گاه خداوند هر که را بخواهد، شقّی یا سعید قرار میدهد. یعنی همان جهت حسن عمل و ارزش اخلاقی که دارد، فاعل را واداشته که آن عمل را انجام دهد؟

در آن صورت، رعایت مُرِّ قانون است و طبق عدل رفتار شده، ولی مسأله احسان و رعایت کرامت و بزرگواری انسان چه میشود؟ دانش ورزان بخوبی درمییابند، پیامی که بر تو فرستاده شده، حق و درست است. در تبیین حرمت غیبت، غیبتشونده را برادر غیبتکننده میشمارد که بیشتر جنبه روانی و عاطفی را گوشزد میکند، و این خود شیواترین بازدارنده است. ایمانی که از محیط زندگی الهام گرفته، یا بر اثر پیروی از خانواده و نیاکان به دست آمده باشد، بیشتر جنبه تحمیلی یافته، چندان در حرکت به سوی کمال مؤثر نخواهد بود. 3.بخش سوم: فقه، در یک بخش از نظام باید و نبایدهای حقوقی بحث می کند که برای تنظیم حدود قانونی روابط اجتماعی شکل گرفته است و در بخش دوم از شروط صحت عبادات از جنبه شکلی سخن می گوید و به تبیین قوالب آیینی و مناسکی اعمال دینی می پردازد.

راه هدایت و زندگی سعادت بخش را به شما ارائه خواهیم داد، پس هر که آن را پیروی کند، گمراه و سرگردان و تیره بخت نخواهد گردید و هر که از آن رو گردان شد هر آینه زندگی دشواری را خواهد گذرانید و در روز واپسین با چشم و دل کور بهپا خیزد. از طرف دیگه، اخلاق انسان هم مثل خیلی چیزهای دیگه از چندین بخش تشکیل میشه. روی سخن را به قاتل نموده، به او گوشزد میکند: اگر از جانب برادر تو ـ مقصود ولیّ مقتول است ـ مقداری چشمپوشی شد، تو هم اکنون حالت نرمش داشته، در تأدیه بازمانده «دیه» کوتاهی نورز.

خداوند در جواب او گوید: این چنین بوده است که آیات و دلایل خود را به سوی تو فرستادیم، ولی تو آنها را نادیده گرفتی ـ و همچون کوران با آن برخورد نمودی ـ در نتیجه امروز هم همچون کوران برپا خاسته، نادیده گرفته شدهای. ایمانی میتواند نقطه آغازین حرکت به سوی کمال باشد که بر پایه برهان استوار بوده و براساس بینش فراتر از ماده بنا نهاده شده باشد و حیات را جاوید بداند. آری موانعی در پیش است که باید در رفع آن بکوشد؛ لذا میتواند ایمان، در دایره اخلاق، بلکه سرمنشأ آن قرار گیرد و انسان را به سوی کمالات انسانی سوق دهد.

اینها شرایطی است که ایمان را حقیقت میبخشد و منشأ جهش در یک انسان آزاده میگردد. ولی خداوند ـ که از آفریده خود آگاه است ـ میداند که انسان، چندان تاب مقاومت در مقابل شهوات را ندارد؛ لذا سختگیری ـ در تکالیف ـ نشان نمیدهد و به کمک او میشتابد. شواهد عقلی و نقلی دلالت دارند که انسان برای زندگی در این چند روزه کوتاه آفریده نشده و مانند گیاهان نیست، تا بروید و بخشکد و نابود شود. گستره علم اخلاق در صورت مطلوب خود، باید مشتمل بر چند حوزه باشد؛ اخلاق بندگی، اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی، اخلاق خانواده، اخلاق محیط زیست و اخلاق صنفی ـ حرفه ای.

وی میپندارد زندگی تنها همین چند روز دنیاست، که باید بهره کامل ببرد، و هرگونه ایثار و گذشت و رعایت حقوق دیگران، برای او مفهومی ندارد. این صفت ناپسند نه تنها یک ارزش نیست، بلکه گناهی بزرگ است که موجب خشم خداوند میشود. یعنی گرچه به ظاهر ایمان آوردهاید، ولی با جان و دل آنچه را که شریعت برای احیای شما آورده است بپذیرید. با این ملاک ، سه نظریه ی اخلاقی اول خود علّامه که کاملاً عرفی و بشری است تنها به کار احتمال دوم می آید ، چون اگر احتمال اول را بپذیریم باید خود ایشان سه نظریه ی اول خود را رها ساخته و تنها به اخلاق دینی مطرح شده در قرآن تمسّک کند.

با توجه به آنچه که گفته شد، ضرورت نهادینه شدن مسئولیت اجتماعی، به صحنه مشارکت آوردن مردم با کار تیمی و بهبود و تداوم کیفیت زندگی و محصولات و بهره گیری از فن آوری پیشرفته و به روز است. بدینسان از دیدگاه قرآن، انسان در انتخاب راه اصلح، خود مختار است و هیچ گونه قهر و جبری در کار نیست. ایمان تنها علم و یقین نیست؛ زیرا ممکن است علم به گونه غیر اختیاری حاصل گردد، ولی ایمان چنین نیست.

دین، اکراه بردار نیست و راه صلاح از راه فساد، خود پیداست. راه را به او آموختیم، حال سپاسگزار باشد ـ و آن را برگزیند ـ یا ناسپاسی کند و آن را نادیده بگیرد. انسان، دارای اراده نیرومندی است که میتواند با تمامی شرایط نامساعد مبارزه کند و بر آن چیره گردد. تجربه نیز نشان داده است که انسان در دشوارترین شرایط نامساعد، میتواند تغییر جهت دهد و خود را به دست جریان نسپارد.

حیات واقعی را انسان آن گاه مییابد که به دستورات شرع گردن نهد؛ زیرا در آن هنگام است که حیات را احساس میکند و از آن لذت میبرد، چه این که حیات در پرتو شریعت، از کرامت و والایی انسانیت برخوردار است. زندگی در این جهان بازیچهای بیش نیست، ولی حیات حقیقی در سرای دیگر است. به تعبیر دیگر شخص باید مدت زمان قابل توجهی در حال و هوای آن موضوع اقامت کند و منزل گزیند تا از آن بهره برد. اسلام نگاه ویژه ای به بشر دارد؛ اولاً تئوری فطرت ـ که از مهم ترین ارکان معارف انسان شناحتی اسلامی است ـ بر سرشت واحد انسان در طول تاریخ تأکید می کند و ثانیاً اسلام همان طور که نگاهی مثبت به جهان دارد (به معنای غلبه و ستیزه نیروی خیر بر شر در عالم) نهاد بشر را نیز تحت تأثیر ظرفیت های شناخیت و گرایش خیر و در نتیجه مثبت ارزیابی می کند.

بد رفتارى و بى حرمتى به شخص خود را با نظر اغماض می نگریست ، کینه کسى را در دل نگاه نمی داشت و در صدد انتقام برنمی آمد . برخي اين نظر را به سقراط نسبت دادهاند. آنها روز واپسین را باور دارند. شناختن غایات با این وصف که ارزش و مطلوب بوده و لذا غایات شأن تربیت نیست بلکه تعریف و توصیف آنها از رسالت های اخلاق است. قلم سرنوشت همان گونه که در ازل رقم زد، تغییرپذیر نیست و هرگونه کوشش، پس از سابقه تقدیر، میسّر نمیباشد.

دیدگاهتان را بنویسید